..

خلاصه سخنان استاد :

من همیشه این موضوع را برای خودم تعریف میکنم و میبینم بند بند این دستور جلسه چه میگوید . من همیشه قبل از آمدن به کنگره فکر میکردم که در دوران مصرف هیچ تفکری نداشتم ولی فهمیدم آن زمان هم کارم با تفکر بود و برای رسیدن به آن حال خیلی فکر میکردم و در راه رسیدن به تفکر حرکت هم میکردم و ساختار آنرا بوجود میاوردم و مصرف میکردم ولی با آمدن به کنتگره به این موضوع رسیدم که تفکرم در راه ضد ارزشها و تاریکیها بوده.

من وقتیکه به کنگره آمدم و مسافر شدم یاد گرفتم که باید مسیر تفکرم را 180 درجه تغییر بدهم و انرا از ضد ارزشها به سمت ارزشها سوق بدهم و با حرکت تفکرم را به مقصود برسانم .

          ..

من همیشه سر لژیون به رهجویانم میگویم یک سفر اولی اصلا نباید فکر کند و باید سرش را با سر راهنمایش عوض کند و این کار خودش یک تفکر است . یک تفکر درست و سالم . من خودم در سفر اول دقیقا همین کار را انجام دادم و فقط به حرف راهنمای خودم گوش کردم . به من گفت سر کار نرو گفتم چشم . گفت سقوط آزاد برو , بدون هیچ فکری قبول کردم و موقعی که رهایی گرفتم پرسیدم سر کار بروم و ..

         ....

یک بخش مهم در وتدی اول موضوع القاء احیا و تحرک است و اطلاعاتی که راهنما به رهجویش میدهد همان القاء است