گزارش برنامه شروع خوب، دو شنبه 92/11/29

برنامه شروع خوب با حضور آقای دکتر امیری و آقای مجید، مسافر رها شده از نمایندگی اصفهان.
آقای امیر معافی در ابتدا این برنامه را تقدیم به مردم خوب اصفهان کردند چون هر دو مهمان برنامه از شهر اصفهان بودند.
_ آقای دکتر، خوش آمدید.
من هم به نوبه خودم به شما و بینندگان محترم برنامه سلام عرض می کنم.
_ و مهمان رها شده باز هم از اصفهان،اقا مجد به برنامه شروع خوب خوش آمدید.
سلام عرض می کنم خدمت شما و همکاران محترمتان همچنین آقای دکتر.
_مجید اصالتا اصفهانی هستی؟
من بچه بروجرد هستم و ساکن اصفهان.
_آقای دکتر، در اصفهان ازوضعیت اعتیاد چه خبر؟
دیگر اصفهان و تهران ندارد. امروز اعتیاد در کل ایران یک معضل اجتماعی شده. در قدیم شاید بیشتر در شهرهای نزدیک مزر مساله اعتیاد زیاد بود اما حالا همه گیر شده.
_آقای دکتر، پیشگیری چیست و چه طور می توان در سطح کلی اطلاع رسانی کرد، برای همه اقشار،چه کسی که تحصیل کرده است،چه کسی که تحصیلات بالایی ندارد، چه کسی که پول داراست و چه کسی که ندارد و... ؟
ما 3 نوع پیشگیری داریم؛1- اولیه 2-ثانویه ( که به درمان معتادان می پردازد) 3-ثالثیه(در بخش بازتوانی فعالیت می شود)
اما بیشتر تمرکز روی کسانی است که هنوز معتاد نشده اند، چون هم آسان تر است و هم هزینه کمتری برای دولت دارد. یکسری افراد هستند با احتمال گرایش به مواد که باید شناسایی شوند. این ها کسانی هستند که گرایش به مواد دارند، افرادی که از لحاظ روحی و روانی اختلال دارند و وظیفه روانشناسان این است که آن ها را شناسایی کنند،این شناسایی از مقطع ابتدایی هم باید شروع شود. افرادی که رشد جسمی و روحی آن ها ناهماهنگ بوده و در این زمینه دچار اختلالاتی هستند، جزء دسته ای هستند که احتمال گرایش آن ها به مواد زیاد است، افراد افسرده ،گوشه گیر، مضطرب و افرادی که کمبود محبت دارند، زد و خورد پدر و مادر را دیده اند هم جزء این دسته هستند. کمبود محبت یک نیاز است که آگر برآورده نشود ایجاد نوعی احساس فقدان می کند و شخص همیشه به دنبال برطرف کردن آن است مثل احساس گرسنگی ، اگر در خانواده تامین نشود شخص برای تامین آن بیرون از خانه به دنبال آن می گردد و یکی از راه هایی که به دنبال تامین این نیاز می رود ممکن است مواد مخدر باشد.
_مجید، چند سال است که در اصفهان زندگی می کنی؟
16 ماه است که به خاطر درمان واقعی به اصفهان آمده ام
_ بچه کجایی؟
بروجرد. 400 کیلومتر از بروجرد تا اصفهان راه است.
_ متاهل هستی یا مجرد؟
متاهل
_ چند سالته و چند سال است که ازدواج کردی؟ بچه داری؟
28 سالمه، 6 ساله که ازدواج کردم و بچه هم ندارم.
_ مصرف مواد را از چند سالگی شروع کردی و با چی شروع کردی؟
اگر بخواهم صادقانه صحبت کنم از سن خیلی پائین اما از همان ابتدا که شروع کردن به شدت وابسطه شدم، به خاطر معضلاتی که وجود داشت و البته من خودم باعث آن ها بودم، نمی خواهم مسئولیت کارم را گردن خانواده بیاندازم. این وابستگی ادامه داشت تا زمانی که دیگر تمی توانستم به مصرف ادامه بدهم. راه های زیادی هم به من از طرف دوستان و آشنایان و کسانی که تجربه ای در این زمینه داشتند پیشنهاد می شد اما آموزش ها از جایی نبود که راه را به من نشان دهد و من از آن طریق بتوانم راه را پیداکنم. هر کس راهی را پیشنهاد می داد و من به خاطرعدم دانایی آن را امتحان می کردم.
اولین مصرفم هروئین بود. در جایی بودم که همه افراد آن جا مواد مصرف می کردند و من هم خیلی دوست داشتم آن را تجربه کنم، می خواستم ببینم که آن ها چی استفاده می کنند که اینقدر به آن ها حال می دهد. بعد با تریاک و در کنارش الکل و حشیس آشنا شدم.
_خانواده در این مورد چیزی نمی گفتند؟
خانواده به هیچ عنوان نمی دانستند که من مواد مصرف می کنم که بخواهند به من بگویند چه کاری بکنم یا چه کاری نکنم، حتی زمانی که هروئین مصرف می کردم یا حتی زمانی که تزریق می کردم.
_ چی تزریق می کردی؟
قبل از اینکه تزریق کراک رو شروع کنم، جایی برای ترک تریاک و شیشه رفتم، آنجا گفتند دارویی هست که وریدی تزریق می کنیم و به وسیله آن می توانی ترک کنی. بار اول که تزریق انجام دادم تا 24 ساعت حالم خیلی خوب بود و نیازی به استفاده از هیچ موادی نداشتم. آن موقع حتی نمی دانستم که دارویی که به من تزریق کرده اند نورچیزک بود. بعد از چند وقت مصرف من از روزی یک تزریق به 20 تزریق رسید، در واقع روزی 40سی سی که در اوایل دکتر تزریق می کرد و بعد خودم.
_ آقای دکتر در بعضی ار روش های درمانی، مصرف کننده مثلا با مصرف تریاک وارد می شود و بعد نه تنها مصرف تریاکش درمان نمی شود بلکه به مواد دیگر هم اعتیاد پیدا می کند. در این موارد ایراد از آن روش درمانی است یا بیماری که مورد درمان به آن روش قرار گرفته؟
هر دو.اعتیاد یک عامل یک فاکتوری یا دو فاکتوری نیست که همه بخواهند آن دو فاکتور را مورد بررسی قرار دهند و از آن مسیرها وارد شوند. در واقع در مقوله اعتیاد چند علت می تواند وجود داشته باشد. چون علت های مختلفی باعث اعتیاد می شود درمان های مختلفی هم می تواند وجود داشته باشد. اعتیاد فقط جسمی نیست، روحی هم هست.

_ یعنی اگر یک نفر ناراحتی قلبی پیدا کند و دریچه میترال قلبش دچار مشکل شود هزاران راه مختلف هست که بتواند درمان شود؟
در انتها ممکن است به تعویض دریچه ختم شود ولی قبل از اینکه به این مرحله برسد راه های درمانی زیادی را طی می کنند. بستگی دارد که بیماری او در چه مرحله ای باشد.
در مورد مساله آقا مجید هم در یک مقطع زمانی یکسری از درمان ها مطرح شد اما بلافاصله رد شد.
_ چرا؟
چون این روش ها به طور غیر مستقیم فرد را به سمت مواد مخدر تزریقی هدایت می کند و فرد عادت به تزریق می کند. از نظر من در درمان اعتیاد جایی برای تزریق وجود ندارد و خود من به شخصه اعتقاد دارم اگر قرار است حتی به بیمار داروی تقویتی بدهیم از نوع خوراکی باشد نه تزریقی.
آقای مجید:آقای دکتر من قصد جسارت به شما را ندارم اما عموما همه پزشکان اینچنین وفاداری به بیمار خود ندارند و یا این دیدگاه را ندارند که بخواهند به مراجع خود قلبا کمک کنند.
چند سال پیش من در یک بیمارستان برای درمان بستری شدم که بعدها هم فهمیدم بیمارستان نیست، بلکه تیمارستان است و یک بخشی دارد تحت عنوان کلینیک ویژه. در این کیلینیک تا 5 روز یکسری داروها به من می دادند که حتی زبانم لمس می شد و قادر به صحبت کردن هم نبودم، مثل یک تکه گوشت یکجا می افتادم. بعد از 5 روز نالتروکسان می دادند که کل مرفین بدن را می شوید، از آن طرف هم دیازپام وریدی تزریق می کردند. روز هشتمی که در آن کلینیک بودم پزشکی که برای تزریق بالای سرم آمد به او گفتم:آقای دکتر کمی هم خون بازی کن. دکتر نمی دانست خون بازی یعنی چه. در واقع من می خواستم از وابستگی شدید به تزریق نجات پیدا کنم که در آن مرکز بر شدت این وابستگی هم اضافه شد. وقتی که می خواستم به شهرم بازگردم نالتروکسان زیر پوستم گذاشتند که مانع جذب مواد مخدر در بدنم می شد، در کنار آن چند نوع مسکن قوی برایم تجویز کرده بودند که با استفاده آن ها چنان حال بدی داشتم که هر لحظه فکر می کردم کسی می خواهد جانم را بگیرد. همین مساله هم باعث لغزش من شد.
_آقای دکتر جلوگیری از روش های غلط درمانی که منجر به شدت اعتیاد می شود را هم می توان در بحث پیشگیری قرار داد؟
البته و این مساله به عهده صدا و سیما است. صدا سیما در برنامه هایی که در این زمینه تهیه می کند نباید فقط به یک قشر خاص توجه کند. برای والدینی که تازه می خواهند صاحب فرزند شوند یکسری از برنامه های آموزشی باید تهیه شود که در آن ها به والدین آموزش داده شود که از ابتدا چه رفتار تربیتی باید با فرزندانشان داشته باشند که از ایجاد زمینه های اعتیاد آینده فرزندشان جلوگیری کند. این ها همگی از وظایف دولت است. دولت باید زمینه های ورزش را با هزینه های کم برای جوانان فراهم کند چرا که بحث ورزش در پیشگیری و درمان اعتیاد نقش بسیار مهمی دارد. من به بیمارانم توصیه می کنم که در کنار درمان حتما ورزش کنند اما متاسفانه ورزش حرفه ای در کشور بسیار گران است، جلسات مشاوره که یک بیمار در حال درمان به آن ها احتیاج دارد بسیار گران هستند. همه این مواردی که ذکر کردم در درمان اعتیاد لازم و ضروری هستند. ما باید در کشور یک روش درمانی ایرانی داشته باشیم. متاسفانه روش های درمانی که در غرب و خارج از ایران رایج است را به عنوان الگو قرار می دهیم که نتیجه عکس می دهد، چراکه مواد مخدری که در خارج از ایران مصرف می شود با موادی که در ایران استفاده می شود از یک خانواده نیستند. شایع ترین موادی که در ایران استفاده می شود از ریشه های تریاک است و روش درمانی خاص خودش را دارد و موادی که در خارج از ایران استفاده می شود از خانواده و ریشه غیر از تریاک هستند.
برگردیم به بحث پیشگیری. ما یک نوع از پیشگیری داریم که مختص کسانی است که هنوز مصرف کننده نشده اند و یک نوع پیشگیری داریم برای کسانی که درگیر مواد هستند.
بعضی از خانواده ها هنوز درگیر مواد نیستند ولی مستعد معتاد شدن هستند و در آینده یکی از اعضای آن ها معتاد خواهد شد. باید این گروه را شناسایی کنیم و روی آن ها سرمایه گذاری کنیم. باید به خانواده ها آگاهی بدهیم، باید خانواده ها قدرت نه گفتن را به فرزندانشان یاد بدهند. بچه دار شدن فقط تامین پوشاک و خوراک آن ها نیست، پدر و مادر باید قدرت نه گفتن را به فرزندشان یاد بدهند، بین فرزندانشان تبعیض قائل نشوند، در انتخاب دوستان فرزندانشان دقت و نظارت داشته باشند، در محبت کردن و نکردن به آن ها، تعادل را رعایت کنند، فقر و تنگدستی باعث بروز مشکل می شود، پول زیاد از حد بی بند و باری می آورد و...
_آقای دکتر، صحبت های شما متین اما همه این ها یک پکیج کلی است. ما نمی توانیم به هر خانواده به صورت جداگانه یک راهکار بدهیم که مثلا این خانواده طبق این شرایط باید این راه را برود و آن خانواده طبق آن شرایط که دارد باید آن راه را برود. ما می خواهیم به همه خانواده هایی که برنامه ما را می بینند وهر کدام یک شرایط خاص خانوادگی دارند یک الگو بدهیم. این الگو چیست؟
خانواده ها باید با آگاهی عمل کنند و این آگاهی، رفتار و تربیت درست پدر و مادر با فرزندان از همان ابتدا است مثلا همه چیز زندگی مادیات نیست که یک پدر تا آخر وقت کار کند و وقتی به خانه آمد حوصله صحبت کردن با فرزندش را نداشته باشد و برای او وقتی نگذارد. همه این ها می شود یک فقدان در درون بچه که بعدها از راه های مختلف می خواهد آن را جبران کند و شاید یکی از این راهها مواد مخدر باشد.پدر و مادر باید این آگاهی را داشته باشند که اوقات فراقت فرزندانشان را چه طور پر کنند.
_آقای دکتر به نظر شما این کارها کافی است؟
کافی نیست اما در سطح پیشگیری باید انجام شود.
_ مجید، آیا برای تو هم به همین صورت بود؟ یعنی پدر و مادر بین تو و برادرانت تبعیض قائل می شدند؟
اگر بخواهم با یک دید باز به این مساله نگاه کنم، قبل از درمان اعتیادم کسی نبود که بتواند مساله اعتیاد را به درستی برای من تعریف کند. ما 5تا برادر هستیم، اینقدر که به من از هر لحاظ محبت می شد به برادران دیگرم نمی شد، اما چه اتفاقی افتاد؟ اینقدر این محبت زیاد بود که بین من و خانواده فاصله افتاد. یعنی با آن ها راحت نبودم و همیشه با خانواده ام رودربایستی داشتم، به سمت دوستان گرایش پیدا کردم، به سمت جایی که بتوانم در آن جا حرف بزنم و درد دل کنم. چون می دیدم که خانواده بیش از حد به من محبت می کنند و کوچکترین اشتباهی را نمی توانند از طرف من ببینند. حتی چند سال پیش که مادرم فهمید من سیگار می کشم، وقتی به پدرم گفت،او اصلا باور نمی کرد.خوب من به سمت رفیق کشیده شدم و در جمع آن ها مواد بود، یکبار مقاومت، دوبار مقاومت، در نهایت کسی که در آن جمع ها باشد حتما مصرف خواهد کرد. به قول بزرگی که ما از او آموزش می گیریم: در آن مقطع ما نامزدهای اعتیاد بودیم. چون دو هفته یکبار، هفته ای یکبار مصرف می کردیم فکر می کریم که هیچ اتفاقی نمی افتد در صورتی که سیستم ایکس بدن خود را کم کم تخریب کردیم و به حدی رسید که مصرف هفته ای یکبار به روزی یکبار و ساعتی یکبار رسید. من اگر می خواستم شب بخوابم باید چند تا سرنگ آماده می کردم و بعد می خوابیدم. من روزانه 5گرم کراک و 2 گرم شیشه تزریق می کردم، این مقدار را اگر به 5تا فیل تزریق کنی از پا در می آیند، این همان سازگاری است که بدن من به مقدار موادی که برای از پا در آوردن 5 فیل کافی است عادت کرده بود و نیازمند شده بود. اگر بیشتر از 5 ساعت می خوابیدم، با حالتی از خواب بیدار می شدم که از شدت لرزش وقتی می خواستم تزریق کنم، پوست و رگم را پاره می کردم. برای درمان خیلی جاها رفتم و هر جا که می رفتم با حال بدتری برمی گشتم. در اکثر جاها به یک مصرف کننده می گویند: روانی، بی غیرت،بی اراده و برچسب های اینچنینی، اما از نظر من مصرف کننده ها با اراده ترین افراد هستند چون همانقدر که معتاد شدن سخت است، ترک کردن هم سخت است.
روزی پیامی به من رسید که در خیابان ولیعصر تهران URD یا UROD می کنند که همان ترک سریع و فوق سریع است. تماس گرفتم و با یکی از برادرانم به آنجا رفتیم، من را روی تخت خواباندند و انواع سرم ها و آمپول ها را به من تزریق کردند، یک ساعتی به خواب رفتم و بعد از اینکه بیدار شدم به حدی حالم بد بود که تمام تخت را با ناخن هایم کنده بودم، برادرم بالای سرم گریه می کرد و به دکتر التماس می کرد که کمکم کند و دکتر می گفت: نگران نباش هیچ اتفاقی برای او نمی افتد. در روش هایی مثل URD, UROD انسان به وضعیتی می افتد که از یک نوزاد بی دفاع تر می شود، چون هیچ کدام از اعضای بدنش به فرمان خودش نیستند. بعد از اینکه کار دکتر تمام شد به من گفت: تو دیگر ترک کردی و اگر یک آزمایش بدهی ،جواب آزمایشت منفی خواهد بود چون مرفین از بدن تو خارج شده. در واقع آن آقای دکتر تمام سیستم بدن من را نابود کرد. وقتی به شهرم برگشتم به حدی وسوسه مواد داشتم که بلافاصله رفتم و با دز بیشتر مصرف کردم.
_آقای دکتر، لطفا برگردیم به بحث پیشگیری.
یک نوع پیشگیری اولیه داشتیم که مختص کسانی است که هنوز معتاد نشده اند و نوع دوم پیشگیری، در رابطه با کسانی است که درگیر استفاده از مواد شده اند. یک مصرف کننده اگر ضربه ای از اعتیاد خورده به خاطر عدم آگاهی خودش بوده.
درمان حاد برای اعتیاد جوابگو نیست چون برای کسی که درگیر افسرگی است، نمی شود یک قرص و چند آمپول تجویز کنیم و به او بگوئیم که آن ها مصرف کن و فردا خوب می شوی. کسی که افسرده است در کنار پروسه درمانی اش باید خانواده اش این آگاهی را داشته باشند که در طول درمان او با او چه برخوردی داشته باشند. در مورد یک مصرف کننده هم به همین صورت، یک مصرف کننده وقتی ترک کرد، خانواده او نباید کنترل محسوس روی او داشته باشند، به او شک داشته باشند و این شک را هم در ظاهر بروز دهند و او را متوجه این شک بکنند. شایع ترین علت عود افرادی که بعد از ترک دوباره بازگشت می کنند همین شک های خانواده است، خانواده یک مصرف کننده که ترک کرده است باید این آموزش را بگیرند که روی او کنترل نامحسوس داشته باشند. حتی اگر درمان به درستی اتفاق افتاده باشد باید همچنان این کنترل و نظارت وجود داشته باشد. البته در مورد افراد مختلف فرق می کند چون ظرفیت افراد با هم فرق دارد ممکن است یک نفر بعد از یکبار تعارف مشروب از آن استفاده کند و یک نفر بعد از هزار بار تعارف مشروب از آن استفاده کند اما در نهایت هر کس یک ظرفیتی دارد که بالاخره پر می شود.

ادامه دارد......
با سپاس فراوان
وبلاگ نویسان نمایندگی قزوین
تهیه شده در تاریخ 92/11/29
كنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی میباشد که به منظور رهايي معتاديني كه همواره خواستار رهایی از دام اعتياد بوده اند و راه حل منطقي براي درمان خود پيدا نكرده اند تشكيل گرديده است اين كنگره بر اساس اصل پذيرفته شده كمك يك فرد رها شده از اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد متشكل شده است . اساس كار ما بر مبناي محبت ، عقل و ايمان است . در جلسات هر عضو راجع به تجربه و دانش خودش در مقوله اعتياد سخن مي گويد و از نصيحت كردن پرهيز مي نمايد ما به هيچ گروهی وابسته نيستيم و از نظر مالي به خود متكي مي باشيم و مي توانيم حامياني داشته باشيم و حامیان می توانند در اجرای اهداف کنگره 60 نقش بسیار سازنده ای داشته باشند .