وادی دوازدهم 91. بخش سوم "مهندس دژاکام"
در آخر امر امر اول اجرا می شود

بخش سوم
هر چیزی را که بخواهیم در نظر بگیریم باید فرایند زمان را پشت سر بگذاریم.منتها بعضی مواقع فراموش می کنیم.برای بعضی کارها در نظر می گیریم برای بعضی کارها خیر.هر جا سعی کردیم حذفش کنیم به مشکل برخوردیم.مثلا" یکی از چیزهایی که می خواست زمان را در آن کوتاه کند پخت و تهیه ی غذا بود که غذا را به صورت کنسرو در آورد و سیستم گوارش را به هم زد و یا با سوسیس و کالباس مشکلات گوارشی شدیدی انجام داد.در این زمینه کوتاه کردن زمان خوب نیست.اما در بعضی چیزها مثل درست شدن جاده ها یا هواپیما و ...که باعث می شود در زمان کوتاه تری به مقصد برسیم خوب است.در بعضی چیزها هم اصلا" در نظر نمی گیرند.در فرهنگ خود ما و خیلی از فرهنگ های دیگر هست که می خواهند بعضی چیزها را به صورت خلاصه و خیلی کوتاه به انجام برسانند و راه ها و روش های گوناگونی را به انسان پیشنهاد کردند که یک مرتبه بتوانیم تغییر و تبدیل شویم.یکی از چیزهایی که در فرهنگ ما هست توبه است که شخص یک مرتبه توبه کند و درست شود .البته توبه یعنی بازگشت و بازگشت در آن واحد نیست اما شروعش است .چون وقتی می خواهی از ته چاه بازگشت کنی باید مسیر را دوباره برگردی نمی شود چون ته چاه توبه کردی یک مرتبه برسی سر چاه.اما شروعی است برای بازگشت و جبران.
برای تذهیب اخلاق گروه ها و ادیان مختلف خیلی چیزها را ارائه کردند و دچار مشکل شدند.هر چیزی باید در مسیر خودش حرکت کند.اگر قرار است اخلاق تذهیب شود باید ذره ذره و پله پله این تغییر ایجاد شود .این هم میسر نمی شود مگر با شناخت و آگاهی و دانش.چون خیلی از افراد وعده می دهند شما را در بهشت موعود قرار دهند اما شما را در قعر جهنم فرو می برند.بنابراین برای اینکه آخر امر امر اول اجرا شود, زمان می خواهد و ما باید این زمان را طی کنیم ولی برای تربیت و اخلاق خیال می کنیم که نمی خواهد.چون فکر می کنیم معنویات زمان نمی خواهد. در صورتی که معنویات خیلی سخت تر از مادیات می باشد.
حرکت: حرکت اساس هستی و اساس تغییرات و تبدیلات می باشد.اگر در هستی حرکت نباشد ستارگان در یک لحظه فرو خواهند ریخت.هیچ چیز در هستی ثابت نیست یعنی نه در کره زمین نه در جهان فیزیکی و نه در جهان های پس از مرگ و در همهی جهان های دیگر.هیچ جا نیست که حالت سکون داشته باشد و اصلا" قابل تصور نمی باشد.خیلی از انسانها مثل مصرف کنندگان مواد یا الکلی ها در حالت رکود در می آیند و دائما" در حال مصرف هستند و همه اشان فرو می ریزند و نابود می شوند و از بین می روند.
با حرکت راه نمایان خواهد شد بدون حرکت هیچ تغییر و تبدیلی شکل نخواهد گرفت.مهم این است که انسان در حال حرکت است ولی کجا می رود و این حرکت به کجاست؟حرکت باید جهت داشته باشد از کجا بدانیم که این حرکت جهتش درست است یا غلط.ممکن است یک دائما" در حال حرکت است اما به نتیجه نمی رسد.مثل تردمیل که رویش می دوند راه میروند کیلومتر شمارش هم نشان میدهد که چند کیلومتر دویده یا راه رفته,ولی هنوز سر جای خودت هستی.پس وقتی می خواهید حرکت کنی باید راه باشد که توی مسیر حرکت کنید.
رمز و راز کشف در دو چیز دو چیزست یکی یافتن راه و دوم آنچه برداشت می کنید. همه ی ما میگوییم خدایا ما را به راه راست هدایت کن.یعنی ما را در راهی قرار بده که اگر حرکت می کنیم با حرکت به مقصد برسیم.صراط مستقیم خود هدف نیست.مثلا" شما می خواهید بروید قم باید توی جاده قرار بگیرید.ممکن است آنقدر حرکت کنید تا یکدفعه ببینید رسیدید شمال.یعنی هرچه راه رفتید و زحمت کشیدید از هدف دورتر شدید.پس باید دید حرکت درست یا خیر.با کمترین زحمت.یکی صبح تا شب حرکت میکند برای خودش دشمن درست می کند و یکی دوست.جهت صورت ما ,جهت حرکت ما مهم است که کجا باشد و چگونه.اگر داریم به طرف تاریکی ها می رویم کافیست یک دقیقه توقف کنیم و تفکر کنیم و رویمان را بر گردانیم به طرف روشنایی ها و حرکت کنیم تا به نور برسیم.یک مرتبه نور خیره کننده ما را نابینا خواهد کرد باید ذره ذره به منبع نورانی برسیم.ممکن است اول یک جرقه یا یک ذره از نور را ببینیم.یعنی هیچ تضمینی نیست که یک مرتبه همه چیز را به ما نشان دهند.باید ذره ذره بروی به سمت نور و آنقدر می روی تا به منبع روشنایی برسی.
وقتی که جهتش را به سمت نور کرد بلافاصله نیروهای الهی از زمین و آسمان برای تغییر و تبدیل به یاری او خواهند آمد و این یک شعار نیست .این نظر و آگاهی و دانش خود من است.وقتی که حرکت می کنید به سمت ارزشها از زمین و آسمان نیروهای الهی به طرف شما حرکت می کند.شما هیچ چیزی را در هستی بدون مکانیزم(برنامه) وسیستم نمی بینید.شما وقتی یک دانه ی گندم می کارید باید مکانیزمی را طی کند تا یک دانه ی گندم تبدیل به هفتصد دانه ی گندم شود.در غیر این صورت تبدیل نمی شود.اینکه فکر کنید یک نفر نشسته به نام خدا و این خدا در آن واحد تمام هستی را برنامه ریزی می کند و به همه می گوید چه کار کنند. مثلا" :قرض فلانی را بدهید.بچه ی فلان شخص مریض است بچه اش را بکشید یا این را اینجور کنید یا اینجور نکنید.جمعیت هشت میلیاردی کره زمین و حیوانات و جانوران و سیارات و کهکشان ها را همه را خداوند انجام می دهد؟اصلا" همچین چیزی بدون مکانیزم می شود! حتی اگر به یک نفر هم بگوید اینکار را بکن یا نکن, باز باید به یک نفر بگوید. تنهایی نمیشود.
این کسی که ما به عنوان خداوند قبولش داریم اگر می خواهد حرفش را به ما بزند نیازمند است که یک نفر را به نام پیامبر برای ما بفرستد تا به ما بگویند چه کاری را انجام دهیم یا ندهیم.
یک سری نیروها تحت فرمان و مکانیزم خداوند هستند به نام نیروهای الهی و همینطور یک سری نیروها هم داریم شیطانی و اهریمنی ,هم در زمین هستند هم در سماء هم در صور پنهان هم در صور آشکار .کسی که به طرف ارزشها می رود نیروهای الهی ,کسی هم که به طرف ضد ارزشها می رود نیروهای اهریمنی به کمکش می آیند.
ولی بایستی ثابت قدم باشید.باید ببینند تو واقعا" آمدی به سمت ارزشها یا فقط ادایش را در می آوری.برای همین وقتی دارید می روید مسجد برای نماز کفشتان را می دزدند تا ببینند اگر کفشتان دزدیده شد باز هم مسجد می روید یا خیر.یعنی هر کاری که انجام می دهید آزمایش می شوید و در این مسیر باید امتحان پس دهید.حتی شما هم وقتی کسی را دوست دارید او را امتحان می کنید تا ببینید که واقعا" دوستتان دارد یا نه.در سیستم الهی هم همینطور است.پس وقتی می گویند بلافاصله از زمین و آسمان برای تغییر و تبدیل به یاری شما خواهند آمد پس درست است.در زمین هر کدام از شما تا پایتان را گذاشتید در کنگره راهنما و مرزبان و نگهبان و خود من و دوست و خانواده همه و همه به شما کمک می کنند تا مشکلتان را رفع کنید.این در صور آشکار در صور پنهان هم به گونه ای دیگر.حالا این تغییر باید هم درپندار هم در گفتارو هم در کردار باشد.اگر به آن چیزی که گفتی عمل نکنی می شوی منافق یعنی ظاهر و باطنت با هم یکی نیست.پس فقط به حرف نیست,هر چه این تغییر بیشتر باشد نیروهای بیشتری به یاری شما خواهند آمد تا در نهایت به مرور این تغییرات به مرحله ی لازم برسد و تبدیل انجام پذیرد.
مثلا" یک سفر اولی تغییر می کند می شود سفر دومی و بعد دوباره تغییر می کند می شود کمک راهنما و باز امتحان می دهد می شود راهنما وقتی تغییر به انتها رسید تبدیل انجام می گیرد و آنگاه انسان خود تبدیل به نیروهای الهی یا مثبت خواهد شد و آماده ی خدمت به سایر انسانها می گردد.دست های آسمانی فقط القای افکار را انجام می دهند کاری دیگر نمی کنند.
ساکنین: شما فکر می کنید اگر ما هم به زمین برویم امکان ارتکاب خطا یا فساد هست؟بله شما هم اگر به زمین گسیل شوید و در لباس جسمانی فرار بگیریدوقطعا" امکان اینکه مرتکب هرگونه خطا و فساد شوید وجود دارد.چون دام تاریکی بسیار نیرومند و جذاب است .اگر رفتید شاید یک روز مفهوم آخر امر امر اول اجرا می شود را عملا" درک می کنید.
انسان باید در مرحله ای قرار داشته باشد که بتواند کار خطا انجام دهد ولی انجام ندهد.اگر در شرایط قرارنگیری و بگویی من انجام ندادم فایده ای ندارد.فرض بگیرید فرمان شما نیکی است و سرشتان هم جوری است که اصلا" بدی نکنید و اصلا" ندانید بدی یعنی چه!یا برعکس کسی که سرشتش بدی است و خوبی را بلد نیست .اینها با هم هیچ فرقی ندارد چون خلقتشان این گونه است ,هیچ فایده ای ندارد.ارزش آنجاست که انسان سر دوراهی قرار بگیرد بتواند بدی کند اما بدی نکند.
انسان موجودی خاص و حساب شده است که سر خودش را هم کلاه می گذارد ممکن است مرتکب بزرگترین فسادها و خلاف ها شود ولی همین انسان در پیشگاه وجدان خودش کارش را منطقی جلوه می دهد.بنابراین هیچ عمل ضدارزشی انجام نمی گیرد مگر اینکه ملبس به لباس زیبا باشد.تاریکی ها به گونه ای عمل می کنند که در ابتدا ظاهری بس زیبا و فریبنده و منطقی دارند و درانتها به فساد و تباهی فرد منتهی می شوند.هر خلافی که مرتکب می شود باید لباس تقوا به تنش کند و ظاهر قضیه را درست کند.چون باید در مقابل وجدان خودش جوابگو باشد.
ساکنین:چگونه می توانیم به زمین برویم؟برای رفتن به زمین دو موضوع لازم است یکی خواست و دیگری فرمان یا اجابت پذیرش.(نمی توان گفت که من با مل خودک به زمین نیامدم نه دقیقا" هرکس با میل و ارده ی خودش به زمین آمده است چون خداوند به همه ی انسانها قدرت اختیار داده است.)
ساکنین اگر به زمین برویم و مرتکب خطا شویم آیا مجازات می شویم؟در زمین بایستی یاد بگیرید که از خطوط قرمز عبور نکنید,چون عبور از خطوط قرمز زندگی خودبه خود چنان بلایی برسر شما نازل می کند که فقط قدرت مطلق میداند .(این مجازات می شوی یعنی سیستم تو را مجازات می کند.یعنی اگر شنا بلد نیستید بروید تو آب خفه می شوید.هر بازی یک سری قوانین دارد باید قوانین دارد باید قوانین بازی را اجرا کنید.هیچ چیز بدون و هیچ کجا بدون قانون نیست.حتی رابطه ی دوستی, استاد وشاگردی چارچوب خاص خودش را دارد و نمی توان از چهار چوب ها عبور کرد.
خداوند مجازات نمی کند خود سیستم اگر خطا کنی و از خط قرمز عبور کنی مجازات می کند.(مثلا" :وقتی شما از چراغ قرمز عبور می کنید پلیس 50هزار تومان شما را جریمه کند,اما می روید جلوتر با یک کامیون تصادف می کنید یا جانتان را از دست و یا بلایی سرتان می آید.بلایی که سرتان می آید از جریمه ی پلیس خیلی سنگین تر است)
ساکنین: حال اگر خواستیم به زمین برویم برای ما توصیه ای ندارید؟در زمین زندگی کنید و بگذارید دیگران هم زندگی کنند.(یعنی همان گونه که دوست دارید دیگران با شما رفتار کنند خودتان هم همان رفتار را با دیگران داشته باشید.) در زمین به گیاهان ,جانوران و سایر موجودات خسارت وارد نکنید.
خیلی ها برای لذت جویی و پوست و عاج حیوانات را شکار میکنند ویا زباله هایشان را در طبیعت می ریزند و رودخانه ها آلوده می کنند,بدون اینکه حقی برای دیگران قائل شوند آنوقت می خواهیم خداوند به ما رحم کند.توصیه ی آخر من برای آبادانی زمین و محیطی پاکیزه و سالم برای وجودتان این است که همه ساله یک درخت بکارید.از هر نوعی که باشد و درکجا که باشد.تا شاید ذره ای از فرمان آخر امر امر اول اجرا می شود را با بزرگ شدن درختانی که خود کاشتید روئت کنید .
در این شرایط ساکنین با خوشحالی از جانشین تشکر و خداحافظی کردند.این در حالی بود که در گوشه ای دیگر زمزمه هایی آغاز شد...
برای اجرای وادی دوازدهم باید یک سال از سفر دوم و رهایی ما گذشته باشد.در هفته ی درختکاری می توانیم به صورت انفرادی یا گروهی با سایر مسافران و همسفران اقدام به کاشت درخت نمائیم.محل کاشت درخت هر کجا می تواند باشد.نکته ی مهم این است که درختی را که می کاریم بایستی نشان کنیم تا در صورت امکان از آن مراقبت کنیم و یا اطلاع داشته باشیم تا شاهد رشد درخت باشیم.بنابراین لازم است آدرس کاشت درخت و نوع آن و تاریخ کاشت آن را یادداشت نمائیم که هر زمان مشاهده کردیم که درختی که کاشته ایم خشک شده یا از بین رفته است .سال بدر فصل درختکاری جای آن دو درخت بکاریم.این عمل درخت کاری را همه ساله تا روزی که زنده هستیم ادامه می دهیم.ما فرزندان کنگره با کاشت درخت شاید بتوانیم این همه خسارتی که به زمین وارد کردیم را جبران کنیم.
شاد باشید
همسفر زهرا
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 13:3 توسط دبیر وبلاگ
|
كنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی میباشد که به منظور رهايي معتاديني كه همواره خواستار رهایی از دام اعتياد بوده اند و راه حل منطقي براي درمان خود پيدا نكرده اند تشكيل گرديده است اين كنگره بر اساس اصل پذيرفته شده كمك يك فرد رها شده از اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد متشكل شده است . اساس كار ما بر مبناي محبت ، عقل و ايمان است . در جلسات هر عضو راجع به تجربه و دانش خودش در مقوله اعتياد سخن مي گويد و از نصيحت كردن پرهيز مي نمايد ما به هيچ گروهی وابسته نيستيم و از نظر مالي به خود متكي مي باشيم و مي توانيم حامياني داشته باشيم و حامیان می توانند در اجرای اهداف کنگره 60 نقش بسیار سازنده ای داشته باشند .