وادی دوازدهم 91. بخش دوم "مهندس دژاکام"
در آخر امر امر اول اجرا می شود

بخش دوم
در قسمت قبل گفتیم که برای تغییر هر چیز باید ذره ذره تغییر کند و یک مرتبه امکان پذیر نیست.
مهمترین نکات اینجا مطرح می شود که راه گشای خیلی از مسائل است.بزرگان زیادی خواستند که انسان تغییر کند,خیلی ها خواستند که یک انسان سارق را به یک انسان خوب و یا یک انسان دروغگو را تبدیل به یک انسان راستگو کنند .این کار اصلا" امکان پذیر نیست.حتی در انقلاب های بزرگ دنیا وقتی در یک انقلاب دگر گونی می شود بعد از آن اوضاع بعدتر می شود . چون انسانها را نمی توان یک مرتبه تغییر داد.چون فقط یک انسان نیست بلکه یک فرهنگ و یک ساختاره که شکل گرفته است.نمی توان یک مرتبه شب بخوابیم و صبح یک انسان دیگری شویم.
انسان باید ذره ذره پخته شود و اینجا این مسئله را مطرح می کند که تا زمانی که تبدیل و ترخیص تا زمانی که تغییر انجام نشود اتفاق نمی افتد.همه ی ما می خواهیم بدون تغییرات تبدیل را انجام دهیم.این کار اصلا" امکان پذیر نیست.شما وقتی می خواهید از آب انگور سرکه یا شراب بگیرید نمی توان الان آب انگور را گرفت و بلافاصله تبدیل به سرکه یا شراب شود باید حتما" تغییر صورت بگیرد.انسانی که زبان انگلیسی بلد نیست و می خواهد تبدیل شود به انسانی که زبان انگلیسی بلد است باید تغییر کند.باید ذره ذره اطلاعات را بگیردو با تغییر تبدیل شود به انسانی که زبان انگلسی بلد است و این را باید تمام راهنما ها در نظر بگیرند که تغییر شاگردان ذره ذره امکان پذیر است.این نیست که همه یکدفعه تغییر کنند مخصوصا" در تعلیم و تربیت. برای مثال وقتی یک اسپرم با یک تخمک در رحم مادر ترکیب شدند.بلافاصله تغییرات شروع و پس از گذشت 9ماه این تغییرات در ظرف زمان شکل می گیرند و تبدیل می گردند و آنگاه که تبدیل انجام شد ,عملیات ترخیص انجام می گیرد و طفل به دنیا می آید.و همینطور ما می توانیم این تغییرات و تبدیلات را در کاشت و برداشت گندم و یا یک درخت ببینیم. البته نیروهای القاء , احیاء و تحرک نیز در هستی وجود دارند و آنها نیز وارد عمل شده و به یاری تغییرات و تبدیلات می آیند.چون بدون مساعدت و یاری آنها هیچ تغییر و تبدیلی صورت نخواهد گرفت.
کل کنگره ی 60 هم همین طور است وقتی داری یک سوالی را پاسخ میدهی .یک سوال دیگر به وجود می آید.
ساکنین پرسیدند چگونه با تغییرات فردی کم خرد به انسانی خردمند تبدیل می شود؟همانطور که انسانها اختیارات دارند,دارای یک خاصیت هم می باشند.بایستی تغییرات در خاصیت آنها انجام پذیرد تا تبدیل گردنند.
ساکنین پرسیدند خاصیت آنها چیست؟انسانها دو نیمه هستند.نیمی از عالم بالا و پاک و منزه و نیمی از عالم پایین و شاید از بعضی از حیوانات نیز پست تر باشند.بایستی در طول مسیر تکامل آن نیمه حیوانی که می توان آنرا تاریکی نامید,تبدیل به روشنایی گردد و این مهم انجام نمی گیرد مگر با کسب علم و معرفت و دانایی و تجربه و بایستی نیک بدانیم که انجام نمی گیرد مگر آنکه تغییرات به آرامی و اندک اندک ایجاد گردد و برای این تغییرات نیاز به زمان داریم.مثلا" نمی توان در یک لحظه یک فرد شرور تبدیل به یک فرد صالح گردد یا یک فرد دروغگو تبدیل به یک فرد راستگو گردد و ...
تاریکی در تمام انسانها هست.عالم بالا مثل فرشته و عالم پایین مثل جن می باشد.هر موجود یک روح در وجودش است و یک جن.درست است که همه کاره نفس است,اما دوتا نماینده هم در کنارش است.آن چیزی که شما را به نیکی ,خوبی و پاکی دعوت می کند روح است و اونی که دائما" دنبال شر و کارهای ضد ارزش است جن است و در همه ی انسانها نیز وجود دارد.
برای مثال :تغییر در یک فرد الکی باید در جسم ,روان و فیزیولوژی انجام گردد.البته به صورت بنیادی و برای این مهم حداقل 10ماه زمان نیاز داریم.البته باید تفکرش بیدار شود وقتی بیدار شد نیروهای القاء ,احیاء و تحرک وارد می شوند و هدایت را آغاز می کنند البته اگر نیروی بازدارنده بگذارند.
ساکنین می گویند نیروی تخریبی یا بازدارنده یعنی چه؟کار این نیرو بازدارندگی و تخریب است و این نیرو را هم در صور پنهان هم در صور آشکار داریم.بین خودمان هم داریم بعضی از آدمها کارشان این است که دیگران راتخریب کنند.
با خلق انسان یک انشعاب اتفاق می افتد و نیروها را به نیمه تقسیم می کند.نیروهای روشنایی و نیروهای تاریکی(خوب و بد )و هر دو نیرو قدرتمند خواهد بود. کسانی که دروغ می گویند و ظلم می کنند و به طور کلی کارهای ضدارزش میکنند در زمره ی کسانی هستند که در تاریکی و نیروهای اهریمنی قرار دارند.کسی که مواد مخدر مصرف می کند جزء نیروهای اهریمنی است چون چیزی که روی شخصیت وعقل انسان پرده بکشد می شود خمر و خمر هم جزء نیروهای اهریمنی است.چون برای تهیه مواد حاضر هر معامله ای بکند .حتی حاضر است خودش را به شیطان بفروشد .به این دلیل است که می گوییم جز نیروهای اهریمنی است.
کسانی که صالح و خدمتگذار به دیگران و صادق هستند در قسمت روشنایی قرار دارند.این دو نیرو دائما" در حال نبرد هستند.اینجوری همیشه تعادلشان را برقرار می کنند. اگر قرار بود فقط در هستی یک نیرو بود حالا چه ارزشها و چه ضدارزشها,اصلا" نمی شد چون دیگر بازی نمی شد .چون زندگی با همه ی تکاملش بازی خیلی قشنگی است.این دو نیرو در حال آموزش و ازدیاد افراد خود البته هم در زمین و هم در سماء هستند.قسمتی از این عمل از طریق الهام یا القاء انجام می گیرد.به عبارتی دیگر وقتی شما با انسان منفی و زشت کردار برخورد می کنید مسائل منفی را به شما القاء خواهد کرد و اگر با انسانهای نیکو سرشت رفت و آمد کنید صفات مثبت را به شما القاء و یا آموزش خواهد داد و به همین علت به ما گفته شده که به شجره ی خبیثه یا موجودات فاسد نزدیک نشویم و اگر نزدیک شویم ما را به عذاب و بدبختی رهنمون می کند.به این خاطر می گوییم که با انسانهای منفی نشت و برخواست نکنید چون القائ آنقدر ظریف عمل می کند که شما اصلا" در اختیار خودتان نیستید.وقتی یک نیرویی دائما" کنار گوش شما حرف می زند با تکرار روی شما اثر می گذارد.یک گِل را که بگذارید کنار گُل بوی گِل هم بوی عطر خواهد گرفت.پس بنابراین القاء انجام می گیرد و شما هم باورتان خواهد شد.الهام هم به همین صورت است.شما بدون اینکه متوجه شوید الهام انجام می گیرد.
ساکنین: چرا قدرت مطلق اجازه می دهد چنین انشعابی به وجود آید و نیروهای تخریبی وارد عمل شوند؟ او خود بهتر میداند,ولی من تصور می کنم نیروهای تخریبی و بازدارنده به صورت نیروهای مکمل اثر می کند.در هستی همه چیز بر مبنای ضدش قابل تشخیص است.به عبارتی تا مرگ نباشدحیات مفهومی ندارد.تا تاریکی نباشد,روشنایی چه مفهومی می تواند داشته باشد.انسان خوب و بد .انسانی که پشت سر دیگران سرزنش می کند و انسانی که سرزنش نمی کند.اینها با هم کاملا" فرق می کند.
برای اینکه ما اینقدر خوب خداوند را حسش میکنیم.برای ما باید و شاید وجود دارد چون هنوز ضدش نیست.شیطان ضد خداوند نیست بلکه مخلوق خداوند است.باید این نیروی تخریبی وجود داشته باشد تا نیروهای مثبت و خوب خودشان را نشان دهند و در واقع به صورت مکمل,ارتقاء دهنده ی انسانها باشند.مثلا":اگر دژاکام بدون ایراد و خوب و هیچ گونه بدی و پاک و منزه آفریده شده باشد دیگر چه ارزشی دارد چون خوب آفریده شده و اصلا" نمی داند بدی یعنی چه؟اصلا" بدی بلد نیست که بخواهد انجام دهد.این چه ارزشی دار.زمانی ارزشمند است که بتواند خیلی کارها را انجام بدهد ,ولی انجام ندهد.مثل رباطی است که فقط کارهای خوب انجام دهد یا رباطی که فقط کارهای بد.با هم فرقی ندارند.انسان موجودی است که باید خودش انتخاب کند.
اگر موضوع را از بالا نگاه کنیم نیروهای تخریبی و بازدارنده می تواند ارتقاء دهنده و مکمل انسانها باشتد.البته گفتیم بین این دو نیرو یک نبرد در جریان است و نبرد بدون کشته و خونریزی فایده ندارد و قطعا"انسانهای بیشماری در این مسیر زخمی و نابود خواهند شد.یا باید بکشی یا کشته می شوی.به همین دلیل به انسان اختیار کامل داده شده تا خودش جبهه ی خودش را انتخاب کند و هر انسانی اختیار کامل دارد تا خودش مسیر خودش را انتخاب کند و زیبایی انسان هم همین است.
نکته ی مهم این است که اگر انسان بخواهد وارد هر گروهی شود چه روشنایی و چه تاریکی قطعا" باید بهای آن را پرداخت نماید.چون حتی اگر بخواهید وارد نیروهای شیطانی هم شوید به این (مثلا" :دزدی کن , آدم بکش و...)آسانی شما را راه نمی دهند بلکه ابتدا باید خواسته های آنها را برآورده کنید تا اجازه ی ورود به گروهشان را بدهند.باید بهایش را بدهید تا قبولتان کنند نیروهای مثبت هم همینطور است.
ولی پشت تمام این بازیهای پنهان موضوعی نهفته است که من نیک میدانم هر چه باشد در نهایت ختم به خیر خواهد شد.زیرا به همین دلیل در فرمان آمده است که در آخر امر امر اول اجرا می شود و من به رحمت و بخشندگی خداوند تردید ندارم .زیرا وعده ی او دروغ نیست و او به مخلوقین خودش عشق می ورزد و آنها را آموزش می دهد تا بدانند آنچه نمی دانند.
ساکنین: شما از سه نیروی القاء,احیاء و تحرک نام بردید ممکن است توضیح دهید؟در اینجا القاء به معنی انتقال و اطلاعات وآگاهی است. چه منفی چه مثبت, چه از طریق مستقیم چه غیر مستقیم.مثلا":اگر از سیمی برق عبور کند و سیم دیگری در مجاورت آن باشد و هیچگونه اتصالی هم نداشته باشند در سیم مجاور برق القاء می شود.یا یک فرد معتاد می تواند اعتیاد را در دیگران القاء نماید.بنابراین هر گاه دو موضوع رفتاری مثبت و یا منفی در کنار یکدیگر قرار گیرند .هر کدام که قوی تر باشند روی دیگری اثر خودش را القاء می کند.وقتی می خواهید با نیروی منفی مقابله کنید باید از آن قوی تر باشید,اگر قوی و قدر نباشید روزگارتان سیاه خوهد شد.حالا در هر زمینه ای که می خواهد باشد.هر کس هم که به طرف صراط مستقیم و خوبی ها حرکت کند.بلافاصله نیروها از زمین و آسمان به او کمک می کنند در جهت مثبت.در جهت منفی هم حرکت کنید باز هم کمکتان خواهند کرد.این بستگی دارد که ما کدام را انتخاب کنیم.یعنی وقتی شاگرد آماده باشد صدای پای استاد را خواهد شنید.
حال در مورد احیاء(یعنی زنده کردن) بزرگترین احیاء کننده قدرت مطلق است که انسانهای مرده را نیز زنده می کند.انسانها و نیروهایی که برای یاری رساندن انسانها اقدام می کنند و باعث تغییر و تبدیل آن ها می شوند نیروهای احیاء کننده می گوییم.یک راهنما یک نیروی احیاء کننده است,چون دارد احیاء می کند .چون باعث تغییر و تبدیل می شود چه در زمین و چه در آسمان.در تمام هستی این نیروهای احیائ کننده وجود دارند و فعال هستند در تمام سطوح مختلف.و اما اکنون نیروی تحرک...
ادامه دارد
همسفر زهرا
كنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی میباشد که به منظور رهايي معتاديني كه همواره خواستار رهایی از دام اعتياد بوده اند و راه حل منطقي براي درمان خود پيدا نكرده اند تشكيل گرديده است اين كنگره بر اساس اصل پذيرفته شده كمك يك فرد رها شده از اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد متشكل شده است . اساس كار ما بر مبناي محبت ، عقل و ايمان است . در جلسات هر عضو راجع به تجربه و دانش خودش در مقوله اعتياد سخن مي گويد و از نصيحت كردن پرهيز مي نمايد ما به هيچ گروهی وابسته نيستيم و از نظر مالي به خود متكي مي باشيم و مي توانيم حامياني داشته باشيم و حامیان می توانند در اجرای اهداف کنگره 60 نقش بسیار سازنده ای داشته باشند .