نامه های من به خدا

با
دلی پرشده از غم و قلبی تاریک که فقط کور سویی از امید در آن بود و مغزی
پر از چراها گوشه ای نشسته بودم که ندایی درونی به من نهیب زد: بلند شو و
حرکت کن از دست روی دست گذاشتن تا به حال چیزی درست نشده است. قبلا برای در
مان مسا فرم از خان های زیادی گذشته بودیم ولی هیچ کدام اثر گذار نبود.
درحالی که تنها و خسته بودم وخانه برایم سرد و بی روح جلوه می کرد جرقه ای
در مغزم زده شد.بلند شدم به اتاق فرزندانم سرک کشیدم .پسرانم به خواب
شیرینی فرو رفته بودند پرده ی اتاق را کنار زدم و به خیابان چشم دوختم
ساعت از نیمه شب گذشته بود ولی خبری از آمدن همسرم نبود، در این هنگام یاد
جمله ای از قرآن افتادم که خداوند قسم به قلم خورده بود. جرقه ای در مغزم
خطور کرد و رفتم خودکاری برداشته و شروع کردم به نوشتن بعد از اینکه صفحه
ای نوشتم حال خوشی به من دست داد.این گونه بود که هر وقت دلم می گرفت می
نوشتم.
نگریز ای جان زبلای جانان که تو خام مانی چو بلا نبا شد
ٌمولانا ٌ
بانام خالق هستی
با
سلام به خالق خوبی ها،خدای مهربانم نمی دانم چگونه شکرگزارت باشم واقعا
زبانم قاصر است.می خواهم از امروزم برایت بگویم.خدای من کم کم مفهوم
در حال زندگی کردن را می فهمم واین برایم خیلی زیبا است.حالا دارم به نیمه
ی تاریک وجودم پی می برم وآن را پیدا می کنم و این مو هبت را از تو دارم
که من را دعوت به این راه کرده ای(کنگره 60). با آمو زش هایی که می گیرم یاد
گرفته ام نباید زندگی را سخت بگیرم چون همان طور که عمل می کنم باز تاب
وانعکاس عملم به خودم برمی گردد و به قول معروف هر آنچه را به دنیا بدهم
دنیا هم به همان اندازه به من خواهد داد. اگر خوب باشم و انرژی مثبت بدهم صد در صد انرژی مثبت در یافت خواهم کرد و هر آنچه بکارم همان را
برداشت خواهم کرد. پروردگارا این عالم هستی را ازانرژی مطلق به وجود آورده ای و من ذره ای از این طبیعتی هستم که تو عزیزم آفریده ای ، در من انرژی
مثبت ومنفی قرار داده ای و من باید با آگاهی و آموزش گرفتن یاد بگیرم از کدام انرژی
استفاده کنم . به قول آقای مهندس: درون انسانها مثل آتشفشان است فقط
باید به آن توان حرکت داد.
اگر به دنیای بیرون از خود انرژی مثبت
بدهم انرژی مثبت دریافت خواهم کرد و اگر به دنیای بیرون انرژی منفی بدهم
انرژی منفی هم دریافت خواهم کرد. من از تو ای مهربانم، در خواست کردم که به من
کمک کنی تا خوب و بد را از هم تشخیص دهم وحالا می بینم تمام هستی دست به
دست هم داده اند تا من به خواسته ام برسم.حالا فهمیده ام برای رسیدن به
هدف باید چند نکته را رعایت کنم .قدم اول این است که به تو توکل کنم وبعد روی مساله ای که می خواهم به آن برسم تفکر وتمرکز کنم،در راه ارزش ها حرکت کنم و زمان را هم در نظر بگیرم، در این صورت کائنات دست به دست هم می دهند و حتما به مقصود می رسم.
قدم دوم، نوشتن چیز هایی که دارم و شکر گزاری از آنها، یعنی فقط روی چیز هایی که دارم متمرکز شوم و قدر دان آنها باشم.
قدم سوم، در مورد چیزی که می خواهم تصویر سازی کنم، از نظرمن، چیزی را که می توانم تصور کنم حتما می توانم پدید آورم چون به شخصه به این تجربه رسیده ام (البته باید واقعا خواسته داشته باشم و نباید ای کاش ای کاش کنم بلکه واقعا باید تصور کنم صاحب آن چیز خواهم شد). حالا با آموزش هایی که می گیرم یاد گرفته ام با هر چه مقابله کنم در مقابل من ایستادگی خواهد کرد.
قدرت همه در درون من است و تو خداوند هست و نیست، در همه ی ما این قدرت را قرار داده ای پس تمنا می کنم به من کمک کن تا بتوانم آن را تحت کنترل خود در آورم. حال خدای توانای من از تو یاری می خواهم تا بیشتر پی به مجهولات خود ببرم واین مسیری که من وخانواده ام را در آن قرار داده ای با نور خود روشن کن. بار الها تسلیم درگاهت هستم و به تازگی طعم شیرین زنده بودن را می چشم، فریاد می زنم من زنده هستم ، مملو از انرژی وآماده انتقال این انرژی به هستی .خدایا شکر شکر شکر
نام:همسفر ناهید
نمایندگی :قزوین
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 13:53 توسط همسفر ناهید
|
كنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی میباشد که به منظور رهايي معتاديني كه همواره خواستار رهایی از دام اعتياد بوده اند و راه حل منطقي براي درمان خود پيدا نكرده اند تشكيل گرديده است اين كنگره بر اساس اصل پذيرفته شده كمك يك فرد رها شده از اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد متشكل شده است . اساس كار ما بر مبناي محبت ، عقل و ايمان است . در جلسات هر عضو راجع به تجربه و دانش خودش در مقوله اعتياد سخن مي گويد و از نصيحت كردن پرهيز مي نمايد ما به هيچ گروهی وابسته نيستيم و از نظر مالي به خود متكي مي باشيم و مي توانيم حامياني داشته باشيم و حامیان می توانند در اجرای اهداف کنگره 60 نقش بسیار سازنده ای داشته باشند .