به نام خدا






روز چهار شنبه 18/10/92 برنامه شروع خوب با حضور خانم سلطانی مادر یک مصرف کننده رها شده و آقای دکتر کریمی درمانگر اعتیاد با موضوع نقش خانواده در مساله اعتیاد از شبکه 3 سیما پخش شد.






به اعتقاد بعضی پایه اصلی یک خانواده ، مدیر یا فرمانده در داخل خانه مادر خانواده است. تاکید امروز برنامه شروع خوب روی مادرهایی است که فرزندانشان درگیر مواد مخدر هستند. امید به اینکه برنامه امروز کمکی باشد به این مادران تا بتوانند از طریق این برنامه اطلاعاتی به دست آورند که در حل مساله اعتیاد به آن ها کمک کند.

_ آقای دکتر کریمی،ما سعی کرده ایم که در سری جدید برنامه شروع خوب پیشگیری و انواع مختلف آن را مورد بررسی قرار دهیم.تعاریف مختلفی از پیشگیری وجود دارد، لطفا توضیح دهید که پیشگیری چیست و چگونه می توانیم در سطح کلی پیشگیری کنیم و کمک کنیم به اینکه کسانی که مواد مصرف نمی کنند درگیر این مساله نشوند و راهکار مناسب بدهیم به کسانی که درگیر مساله اعتیاد هستند؟

پیشگیری یکی از مسائل بسیار مهم است تا جایی که اهمیت آن از درمان بیشتر است.در واقع پیشگیری مجموعه اقداماتی است که ما انجام می دهیم تا مانع درگیری افراد سالم به مواد مخدر شویم. اگر بتوانیم در بخش پیشگیری موفق عمل کنیم نیاز به سرمایه گذاری های زیادی در زمینه مقابله و درمان اعتیاد نخواهیم داشت و هزینه هامان کاهش چشمگیری پیدا خواهد کرد.چون درمان هم هزینه براست و هم احتمال درمان قطعی کمتر است. به همین خاطر امروزه بیشتر سرمایه گذاری ها در مقوله اعتیاد روی پیشگیری است.

با توجه به تقسیم بندی هایی که یکی از اساتید بنام روانشناسی خارجی انجام داده، بحث پیشگیری شامل سه بخش؛ 1- اولیه 2- ثانویه و ثالثیه می شود.این تقسیم بندی درباره تمام بیماری ها است که اعتیاد هم به عنوان یک بیماری شامل این تقسیم بندی می شود.

پیشگیری اولیه، پیشگیری است که در مورد کل افراد جامعه انجام می شود تا مانع پیش روی افراد به سمت بیماری خاصی شود.اگر بیماری مورد نظر ما اعتیاد باشد، در این مرحله، افراد هنوز معتاد نیستند بلکه در معرض اعتیاد هستند.اهداف و اقداماتی که در این بخش صورت می گیرد بر مبنای جلوگیری از ایجاد و انتشار آلودگی است. آموزش خانواده ها درباره مواد جدیدی که وارد می شود، نوع این مواد، شکل و ظاهر این مواد و... از مهمترین اقداماتی است که در این بخش به آن پرداخته می شود.

_ خانم سلطانی، آقای دکتر اشاره داشتند به بخش خانواده و دیدگاه و نگرش خانواده ها درباره مواد مخدر و اعتیاد. همانطور که عرض کردم رایج است که مادر خانواده را به عنوان مدیر داخلی خانه می شناسند. شما به عنوان مدیر داخلی یک خانواده آیا از مقوله مواد مخدر و اعتیاد شناختی داشتید؟

کسی به من آموزش نداد که اعتیاد چه هست و از زمانی که یادم می آید هر وقت  صحبت از اعتیاد می شد همیشه بودند کسانی که مانع ادامه بحث می شدند با این تفکر که اعتیاد بد است، خجالت آور است و اصلا نباید در رابطه با آن حرفی زده شود. یک مادر تا زمانی که فرزندش خردسال است  و وارد اجتماع نشده می تواند کنترل دقیق روی  او، به خصوص فرزندان پسر داشته باشد اما زمانی که فرزند او وارد اجتماع شده( ورود به اجتماع از مدرسه شروع می شود) از قدرت و کنترل مادر کم می شود، این زمان است که نیاز به همکاری و نظارت بیشتر پدر احساس می شود. در واقع پدر و مادر باید در کنار هم  و با کمک هم از فرزندشان مراقبت کنند.

مادران برای جلوگیری از ابتلای فرزندانشان به اعتیاد باید در مقوله مواد مخدر و اعتیاد آموزش های لازم را ببینند تا بتوانند بهترین اقدامات را در زمینه پیشگیری انجام دهند.

 من قبل از اعتیاد پسرم و اینکه اقدام به درمان او کنم از مواد مخدر، جسم یک انسان و خود انسان هیچ چیز نمی دانستم، بعد از اینکه به خاطر اعتیاد پسرم به دنبال درمان رفتم و تحت آموزش قرار گرفتم متوجه شدم که حال من مادر به عنوان مدیر خانه از فرزند مصرف کننده ام خراب تر است به همین خاطر بود که نمی توانستم به پسرم در درمان کمک کنم چون دو بیمار به هیچ عنوان نمی توانند به بهبودی هم کمک کنند. من زمانی می توانستم به پسرم برای درمان شدنش کمک کنم که اول خودم درمان شده باشم، به آرامش رسیده باشم و آگاهی لازم را به دست آورده باشم. چون در مقوله درمان اعتیاد 5% از مساله مربوط به مواد می شود و 95% مربوط به خود انسان است.

_آیا شما شاغل بودید؟

بله من بازنشسته ارتش هستم ، در محل کارم جایی برای نگهداری از کودکان کارمندان در نظر گرفته شده بود که من هم فرزندم را بعد از تولد با خود به محل کارم می بردم.

_ همسر شما به عنوان پدر خانواده چه نقشی در تربیت فرزندان داشتند و اصلا شما برای تربیت فرزندانتان چه اصولی داشتید؟

 ما انسان ها عادت داریم که اگر کار خوبی انجام بدهیم بگوییم که خودمان انجام داده ایم و اگر کارمان نتیجه بدی داشت دیگران را مقصر جلوه بدهیم. اگر در یک خانواده یکی از فرزندان به معضلی گرفتار شود انگشت اتهام به سمت مادر خانواده است که او نظارت درستی نداشته و وظیفه اش را به درستی انجام نداده  در صورتی که در تربیت فرزندان هم پدر و هم مادر نقش دارند با این تفاوت که نقش مادران به دلیل اینکه وقت بیشتری را با فرزندانشان می گذرانند پر رنگ تر است. خانواده من هم از این قاعده مستثنی نبود، اگر در خانواده به بن بستی می خوردیم مقصر من بودم و پدر خانواده هیچ نقشی نداشت در حالی که در مساله اعتیاد هیچ کس مقصر نیست.

_ آقای دکتر نظر شما درباره نقش پدر و مادر در پیشگری از اعتیاد فرزندان چیست؟

 رفتار پدر و مادر در خانه با فرزندانشان نباید مثل یک پلیس باشد و دائم در تعقیب و گریز فرزندان باشند. البته باید مراقب فرزندان باشند و آن ها را کنترل کنند اما به طور نامحسوس و با سیاست های خاص مادرانه یا پدرانه.تا زمانی که فرزندان به مدرسه نرفته اند خانواده ها نقش اول را در تربیت فرزندان دارند و بعد از اینکه فرزندان وارد اجتماع مدرسه شدند، خانواده جای خود را به مدرسه می دهد و خود در رتبه دوم قرار می گیرد.

_ خانم سلطانی، شما در مورد پسرتان، رفت و آمدهای او و دوستانی که داشت نظارتی داشتید؟

البته که روی این مسائل نظارت داشتیم اما خواه نا خواه نظارت و کنترل خانواده روی فرزندانشان زمانی که در خارج از خانه هستند بسیار کمرنگ می شود. من به عنوان یک پدر یا مادر نمی توانم دائم مراقب فرزندم باشم، بهترین کاری که می توانم انجام دهم این است که اطلاعات و آگاهی های خود را بالا ببرم و با دانیی بدانم با فرزندم چگونه رفتار کنم و به او چه طور آموزش بدهم. برای مثال اغلب ما خانواده ها نه تنها اطلاعاتی در زمینه اعتیاد به فرزندانمان نمی دهیم بلکه به شدت با این مساله مخالف هستیم و مقابله می کنیم که فرزندمان از طریق تلویزیون یا هر منبع دیگری در مورد اعتیاد چیزی متوجه شوند که از نظر من بسیار اشتباه است، اگر از تلویزیون برنامه ای درباره اعتیاد پخش می شود فرزندم را تشویق کنم به اینکه آن برنامه را ببیند و از مساله اعتیاد و عواقب آن آگاه شود.

_ در گذشته اگر شما یک مصرف کننده می دید چه ذهنیتی داشتید و با او چه برخوردی می کردید؟

در گذشته من از مواد مخدر و معتادان به مواد مخدر متنفر بودم و برای مصرف کنندگان هیچ ارزشی قائل نبودم.  طبق اطلاعاتی که به من داده شده بود و چیزهایی که شنیده بودم و یاد گرفته بودم اعتیاد را یک مساله بسیار وحشتناک می دیدم که واقعا اینطور نیست. اعتیاد یک بیماری است مثل سایر بیماری ها، آیا بیماری وحشتناک است؟ اگر بخواهیم با دید و تفکر باز به این مساله نگاه کنیم متوجه می شویم که اصلا وحشتناک نیست فقط باید راه درست رویارویی با آن را بدانیم. شاید کسانی که بیننده شما هستند پیش خود بگویند: که من چه مادر بی رحمی هستم، اما اعتیاد سوء مصرف مواد است و همین تریاکی که استفاده بیش از حد و دائم آن باعث اعتیاد می شود داروی درمان بسیاری از بیماری ها است و در علم طب کاربردهای زیادی دارد.

_ آقای دکتر کریمی، پیشگیری ثانویه چیست؟

این نوع پیشگیری بعد از ابتلا افراد به بیماری صورت می گیرد به این منظور که از پیشرفت بیماری جلوگیری شود. اقداماتی که در این حوضه صورت می گیرد، اقدام به درمان به روش های گروه درمانی و... است و مشاوره دادن به خانواده ها  و نزدیکان بیماران تا حال عمومی افراد بدتر از چیزی که هست نشود.

_ آقای دکتر چند سال است که در زمینه درمان اعتیاد فعالیت می کنید؟

از سال 1382

_ در کشور ما چه روش های درمانی در حال اجرا است؟

روش های درمانی که انجام می شود به دو دسته دارویی و غیر دارویی تقسیم می شود که در مبحث غیر دارویی شامل خانواده درمانی و گروه درمانی و... است. در مبحث دارویی هم از متادون و قرص زیر زبانی  و شربت تریاک استفاده می شود.

_ شما به چه روشی کار می کنید و کدام روش از نظر شما بهتر است؟

من به همه این روش ها کار کرده ام و اما در مورد اینکه کدام روش بهتر است، نمی توانیم روشی را به عنوان بهترین راه انتخاب کنیم چون روش های درمانی موجود مثل آچارهای مختلفی می مانند که به وسیله آن ها پیچ های مختلفی را باز می کنند که در این صورت برای هر بیمار با شرایط خاص خودش یک روش کارایی بهتر و بیشتری دارد اما  به طور کلی از شربت تریاک نتایج بهتری به دست آمده چون وابستگی شربت تریاک نسبت به داروهای دیگر کمتر است و در کاهش تدریجی مواد، کم کردن شربت تریاک راحت تر است.

_  خانم سلطانی، به غیر از پسر کوچکتان عضو دیگری از خانواده تان درگیر مواد بود؟ و از نظر شما چه اتفاقی افتاد که فرزند شما به سمت مواد رفت؟

نه در خانواده غیر از پسر کوچکم مصرف کننده دیگری نبود. پسرم خیلی شیطان و زیاده طلب بود و بسیار کنجکاو ، به شکلی که می خواست هر چیزی را تجربه کند.فکر می کنم چیزی که باعث گرایش پسرم به مواد شد خواست درونی بود که در او وجود داشت. اعتیاد پسرم مسائل زیادی را برای ما به وجود آورد و سختی های زیادی کشیدیم اما نتیجه خوبی هم برای ما داشت، اینکه در مسیر درمان با مکانی آشنا شدیم که در آنجا هم پسرم به خوبی درمان شد و هم من به عنوان خانواده یک مصرف کننده که از آسیب های مواد در امان نبودم و تخریب هایی در من هم به وجود آمده بود درمان شدم. البته ناگفته نماند که تخریب مواد مختلف با هم فرق می کند، تخریبی که شیشه دارد را هیچ گاه نمی توان با تریاک مقایسه کرد و شانسی که ما آوردیم این بود که پسر من مصرف کننده تریاک بود.

_ این دیدگاه همیشه وجود داشته که کسی که مصرف کننده مواد مخدر شده خودش مسئول است و خودش باید تمام عواقب آن را بپذیرد. شما که مصرف کننده نبودید چرا برای درمان خودتان اقدام کردید؟

مواد مخدر مثل یک نارنجک می ماند، وقتی منفجر می شود ترکش هایش به تمام کسانی که در اطرافش هستند اثابت می کند و این افراد همان اعضای خانواده هستند بنابراین اعضای خانواده هم دچار تخریب هایی می شوند و به نوعی بیمار محسوب می شوند و یک بیمار هیچ گاه نمی تواند به یک بیمار دیگر کمک کند، هر اقدامی هم که انجام دهد نادرست است و نتیجه عکس می دهد مثل من که زمانی پلیس پسرم بودم، در کارها و حتی وسایل او تجسس می کردم و فکر می کردم اگر مواد او را پیدا و نابود کنم او دیگر مواد مصرف نمی کند در حالی که نمی دانستم جسم او سال ها به این مواد عادت کرده و این مواد برای او حکم یک دارو را دارد.

_ شما به عنوان کسی که تجربه اعتیاد و همچنین رهایی از این مساله را دارد به کسانی که مثل شما هستند و به دنبال راهی برای درمان می گردند چه پیشنهادی دارید؟

اینکه اول آرامش خود را به دست بیاورند و به خود مسلط شوند، از درگیری و رو در رویی با مصرف کننده شان بپرهیزند و بعد به مراکز مربوطه مراجعه کنند برای درمان.




ادامه دارد....

با سپاس فراوان، همسفر فریده