تجربیات یک مسافر
سلام دوستان امیر هستم یک مسافر
وقتی در سفر اول بودم مدتی بود با خودم فکر می کردم که چطور می شود یک مسافری مثل من خوب سفر نمی کند تا روزی که چند عامل برایم آشکار شد و تصمیم گرفتم آنها را روی کاغذ بیاورم و از آن پس سعی کردم آنها را کاربردی کنم . می نویسم برای تو عزیزی که از جنس من هستی و در حال مصرف موادمخدر و یا در حال سفری .
مواردی که به عرضتان می رسانم ؛ تجربیاتی است که در طول سفر اول بدست آوردم و باعث شد تا سفر بهتری داشته باشم :
1 – ایمان :
اولین موردی که باعث شد تا تصمیم به سفر درست بگیرم ، ایمان بود و فهمیدم که برای رسیدن به هر هدفی باید از راهش وارد شوم و تا زمانی که به راهی که در آن گام نهاده ام ایمان نیاورم ، محال است است به نتیجه برسم . در مورد من هم اینگونه بود و تا زمانی که به این روش یعنی ( درمان تدریجی ) ایمان پیدا نکردم ، همچنان سردرگم بودم .
در کنگره ممکن است مسافری در همان مشاوره اول ، ایمان لازم را پیدا کند و یا با عوض کردن چند پله و دیدن وضعیت جسمی خود به این روش ایمان پیدا کند .
2 – صبر و استقامت :
در روش dst یکی از فاکتورهای لازم ؛ صبر است البته در درمان تمام بیماریها صبر و استقامت لازم و ضروری است اما بیماری اعتیاد بدلیل حساسیتی که دارد ، صبر و استقامت بیشتری می طلبد پس می بایست 11 ماه صبوری می کردم تا به نتیجه مطلوب برسم .
3 – اولویت بندی :
در طول سفر اول فهمیدم که باید اولویت اول زندگی را درمان اعتیادم قرار دهم با وجودی که مشکلات عدیده ای در مسیر زندگیم قرار داشت اما می بایست با تلاش خود و به یاری خداوند ابتدا مشکل اعتیادم را حل می کردم تا بتوانم دیگر مشکلات زندگی خود را نیز حل کنم و به صلاحدید کمک راهنمای گرامی ام از کار کردن معاف شدم تا کارم لطمه ای به درمانم وارد نکند . شاید آن روز دلیل این امر را نمی دانستم اما اکنون از این مسئله رضایت کامل دارم .
4 – خواب :
همانطور که می دانیم ؛ در علم پزشکی ، خواب یکی از ابزارها و یا فاکتورهای داشتن بدن سالم است و در درمان اعتیاد هم ، خواب یکی از ابزارهای درمان اعتیاد می باشد . در دوران مصرف مواد ، هیچ کدام از کارهایم روی اصول نبود از جمله همین خواب و زمان مناسبی برای خوابیدن نداشتم و هر زمان که صلاح می دانستم ، می خوابیدم و در کنگره آموختم که شب بیداری باعث بهم خوردن سیستم بدن می شود و در همین زمان است که یک سری فعل و انفعالات فیزیولوژیک در بدن صورت می گیرد و بدن انسان در خواب شب است که انرژِی لازم را برای یک روز دیگر بدست می آورد . با شروع سفر یکی از مواردی که روی نظم قرار گرفت ، خواب شب بود .
همانطور که به موقع خوابیدن مهم است بیدار شدن به موقع هم یکی دیگر از ابزارهای درمان اعتیاد است. ممکن است این تجربه را همه ما داشته باشیم که وقتی دیر از خواب بیدار می شویم تا انتهای روز احساس خواب آلودگی و کسالت داریم و در عوض با سحر خیزی احساس نشاط و شادابی داریم.
5 - ورزش :
من سالهای سال درگیر موادمخدر بودم و بیشترین تحرکی که داشتم ، در رفت و آمد و تهیه مواد مصرفی ام بود . در نتیجه ماهیچه هایم بتدریج تحلیل رفته و ضعیف شده بودند و می بایست آنها را به آرامی تقویت می کردم . البته ورزش سبک چراکه ورزش سنگین و بیش از حد ممکن بود باعث شود که سفرم را خراب کنم چون همانطور که ورزش یکی از ابزارهای درمان است ، اگر درست استفاده نشود ، ممکن است نتیجه عکس بدهد .
6 - مشارکت کردن :
در اثر مصرف موادمخدر دیدگاه و افکارم افیونی شده بود و همه چیز را از دریچه موادمخدر می دیدم و تبدیل به یک انسان فردگرا و جمع گریز شده بودم و کمتر با دیگران معاشرت می کردم و معاشرتم با افراد تنها معطوف به کسانی از جنس خودم بود اما با مشارکت کردن در لژیون و در جلسات توانستم از آن تنهائی ها و انزوا خارج شوم و وارد بازی شوم و خود را در جمع ببینم . یک حُسن دیگری که مشارکت کردن داشت ، این بود که ظرف خود را از داشته هائی که کسب کرده بودم ، خالی می کردم و با خالی کردن ظرف خود می توانستم با آموزشهائی که از کنگره می گیرم ، آن را پر کنم . ابتدا در جلسات مشارکت نمی کردم و تنها از لژیون شروع کردم و بتدریج توانستم براحتی در جلسات مشارکت کنم و از این مشارکت کردن حال خوبی را نصیب خود کنم .
7 – خدمت :
زمانی که وارد کنگره شدم ، بدلیل داشتن منیت زیاد حاضر به انجام هیچ کاری نبودم تا حدی که اگر به من می گفتند که صندلیت را بردار ، احساس بدی پیدا می کردم اما به مرور فهمیدم که تا منیت خود را زیر پا له نکنم ، امکان ندارد بتوانم آموزش بگیرم و یکی از مؤثرترین راهکارها برای زیرپا گذاشتن منیت ، همین خدمت کردن بود البته خدمتی که با عشق باشد ، نه برای جلب توجه و رضایت دیگران و بخصوص راهنما چون اگر می خواستم که از خدمت کردن انرژِی بگیرم ، باید خالصانه خدمت می کردم و فهمیدم که با خدمت کردن ، برای خود ارزش قائل می شوم و خود را جزئی از کنگره می دانم و به اصطلاح بازیگر می شوم .
8- استفاده از نشریات کنگره :
حضور در کنگره مفهومی جز آموزش ندارد و آموزش تنها از طریق نشریات ( نوشتارها و سی دی ها و کتاب 60 درجه زیر صفر ) امکان پذیر می باشد . وقتی قیمت جهل و نادانی خودم را با قیمت نشریات کنگره مقایسه کردم ، دیدم که نشریات کنگره قیمتی ندارد و با کمک گرفتن از نشریات توانستم بسیاری از مشکلات و ضعف های خودم را شناسایی کنم تا بتوانم به آرامی بر روی آنها کار کنم . با استفاده از وادیها توانستم راه خود را پیدا کنم و بفهمم در کجا قرار گرفته ام .
به نظر من امکان ندارد مسافری که به رهایی رسیده است از نشریات استفاده نکرده باشد یا اگر هم به رهایی رسیده باشد ، جهان بینی او تغییری نکرده باشد .
راهنمایم از کتاب جناب مهندس به عنوان کتاب درسی مسافران یاد می کرد و من در سفر دوم به مفهوم این جمله پی بردم . نمی دانم اگر سی دی های جناب مهندس و مخصوصا" سی دی های جهان بینی استاد امین نبودند ، چطور می توانستم آن موضوعات را به این شکل روان و ساده بیاموزم .
تمام اینها را مدیون کنگره 60 و کمک راهنمای ارجمندم هستم و تا دنیا دنیاست مدیون ایشان و جناب مهندس دژاکام و تمام اعضای کنگره 60 و همه شما عزیزان هستم .
امیدوارم این تجربیات که حاصل 12 ماه سفر اولم بود کمک حال دوستانی باشد که می خواهند سفر خوبی داشته باشند .
شادزی و شاکر
نویسنده : مسافر امیر مصطفی
كنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی میباشد که به منظور رهايي معتاديني كه همواره خواستار رهایی از دام اعتياد بوده اند و راه حل منطقي براي درمان خود پيدا نكرده اند تشكيل گرديده است اين كنگره بر اساس اصل پذيرفته شده كمك يك فرد رها شده از اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد متشكل شده است . اساس كار ما بر مبناي محبت ، عقل و ايمان است . در جلسات هر عضو راجع به تجربه و دانش خودش در مقوله اعتياد سخن مي گويد و از نصيحت كردن پرهيز مي نمايد ما به هيچ گروهی وابسته نيستيم و از نظر مالي به خود متكي مي باشيم و مي توانيم حامياني داشته باشيم و حامیان می توانند در اجرای اهداف کنگره 60 نقش بسیار سازنده ای داشته باشند .