به نام خالق هستی

 

نظری به دستور جلسۀ نقش آموزش و خدمت در رهایی و تجربۀ من

به نظرم آموزش خود به معنی یادآوری، استخراج منابع و مطالب از درون و یا به وجود آوردن شرایطی برای یادگرفتن مسائل گوناگون و همین طور ایجاد ظرفیت برای فراگیری قوانین و به وجود آمدن شناخت و آگاهی در تمام سطوح پیرامون خود، زندگی، زوایای آن و کل هستی است.

آموزش به معنی ایجاد بار اضافه بر دوش انسان و تحمیل کردن یکسری از موضوعات و نظرات خاص نیست. در زندگی همیشه در حال آموزش گرفتن و آموزش دیدن بوده‌ایم. حال خواسته و یا ناخواسته در دو جهت مثبت و منفی. در ابتدا از طریق خانواده، مدرسه، فامیل، دوستان، اجتماع و ...؛ حال آن‌ها چقدر کاربردی و درست بوده‌اند و یا به چه دردی می‌خوردند؛ اما این را میدانیم که بسیاری از آن‌ها کاربردی نبوده و در حد اطلاعات و دانسته بوده‌اند، بدون آنکه از معنی و مفهوم آن مطلب درک درستی داشته باشیم و البته برای رسیدن به آن‌ها هیچ راه‌حلی وجود نداشت و عملاً هم برعکس آن واژه‌ها و مطالب گفته‌شده عمل می‌شد. در بسیاری از موارد به نظرم حالت تحمیلی و بار اضافه داشت و مانند حفظیات بودند و هیچ‌وقت به مرحلۀ عمل نمی‌رسیدند. چرا که هیچ کیفیت جدید و خوبی برای زندگی به وجود نمی‌آوردند و در آن‌ها قسمتی که همیشه نادیده گرفته می‌شد و جای آن خالی بود، اصل موضوع، یعنی خودِ روش زندگی کردن و کیفیت آن بود. در مورد تخصص‌ها آموزش‌هایی وجود داشت اما در مورد شناخت از خود مسائل زندگی و پیرامون آن تقریباً آموزش کاربردی وجود نداشت. جالب اینجاست که نمی‌دانستم که چنین نیازی وجود دارد. آن قدر درگیر معضلات و مشکلات و مسائل بیرونی و آموزش‌های دیگر شده بودم که دیگر این ضلع را نمی‌توانستم رویت نمایم؛ اما در وجودمان میدانیم که مشکلی است، چیزی نادرست است و کمبودی وجود دارد؛ چرا که بوسیله آموزش‌هایی که داشتم قادر نبودم که مشکلی از مشکلات خود و زندگی‌ام، همانند اعتیادم که بزرگ‌ترین مشکل زندگی‌ام بود را حل نمایم.

بعضی از افراد ناآگاه اصولی را به وجود آورده و آموزش می‌دهند و در واقع تحمیل می‌کنند به کسانی که فرضاً مصرف کننده مواد هستند و راه به جایی ندارند که در ادامه علم آن موضوع نیز به ظاهر پیشرفت هم می‌کند؛ اما این آموزش‌ها در همان ابتدای شروع نیز ضعیف و کج هستند.

تا قبل از اینکه آقای مهندس دژاکام صورت مسئله اعتیاد و متد درمان اعتیاد را کشف کنند، تمام بیماران و مصرف‌کنندگان مواد مخدر و کسانی را که فرضاً برای اولین بار به منظور خاتمه دادن به حیات خود مقداری مواد مصرف کرده‌اند را به طور یکسان درمان می‌کردند و یک نوع درمان وجود داشت و هر دوی این افراد را به یک شکل، یعنی سم‌زدایی درمان می‌کردند؛ اما در کنگره 60 به واسطه منابع آموزشی، یعنی نوشتارها و مقالات و جزوات و کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر و نیز سی دی‌های آموزشی به تشریح در زمینه شناخت کامل اعتیاد و چگونگی پروتکل درمان و همچنین شناخت انسان در صور آشکار و پنهان و به تعادل رساندن جهان‌بینی می‌پردازد. آموزش‌هایی که می‌تواند انسان را به طرف درمان و شناخت از خود و زندگی و زوایای آن و مسیر و هدف و شناخت کل هستی سوق دهد.

در کنگره می‌آموزیم که هدف از زندگی، آموزش گرفتن و خدمتِ درست انجام دادن است و ما در کنگره 60 در کل آموزش گرفتن و یادگیری را فرامی‌گیریم تا بتوانیم از طبیعت و همه هستی و همه چیز و همه کس در همه حال آموزش بگیریم، منوط به اینکه یادگرفتن را یاد بگیریم و در همه حال محیا باشیم.

برای آموزش گرفتن انتهایی وجود ندارد؛ چرا که ما هرچه دانش خود را بالاتر ببریم متوجه می‌شویم که مجهولات برایمان بیشتر شده‌اند و کمتر میدانیم. البته میدانیم این در صورتی است که شکل گرفتن دانایی ما در جهت مثبت باشد. درست در همین نقطه است که انسان متوجه می‌شود که چقدر نمی‌داند و منیت هم دارد. البته انسان هرچه بیشتر می‌داند متوجه می‌شود که چیزی نمی‌داند.

امروزه کنگره در تمام دنیا در مورد درمان اعتیاد شناخته‌شده و معتبر است و درعین‌حال حرف اول را میزند. چرا که کنگره 60 سه بعد درمان را مورد آموزش قرار می‌دهد. هم در راه رسیدن به تعادل در جسم یا صور آشکار و هم در پی به تعادل رسیدن صور پنهان و یا روان و هم در تغییر نگرش و دیدگاه و تفکر. البته فرد در کنگره 60 در گروه آموزش می‌گیرد و به درمان قطعی و صد در صد می‌رسد. منوط به اجرایی کردن آموزش‌های خود و البته این قطعیت در گفتار از سندها و الگوهای بی‌نقص آن می‌باشد؛ مانند تمام درمان شدگانش که روزی مصرف‌کننده‌های سنگین و حرفه‌ای مواد مخدر بوده‌اند؛ مانند خودم که اعتیاد بسیار سنگین و سختی داشتم و امروز بدون هیچ مشکلی در رابطه با مواد مخدر، با لذت زندگی می‌کنم و همین طور راهنمایان و الگوهای بسیار زیاد. در کنگره 60 آموزش برای تمام سطوح وجود دارد و هر شخصی بنا به توان و تلاش و مرحله خود می‌تواند از آموزش‌ها به طور کامل بهره‌مند شود؛ اما تمام این آموزش‌ها باید به مرحله اجرا در بیایند و کاربردی شوند تا جزئی از وجودشان گردند وگرنه باز هم هیچ ارزشی ندارند و مانند خوردن غذای زیادی ما را دچار سوءهاضمه می‌کنند. پس باید برای اجرایی نمودن آن‌ها و در مسیر رسیدن به اهداف، مسئولیت تمام سختی‌ها و دشواری‌های راه را بپذیریم. چرا که وعده خداوند دروغ نیست. همان طور که میدانیم در این راه سه نیروی القاء، احیا و تحرک موجود می‌باشد که برای به اجرا در آمدن پارامتر تحرک و نیز رسیدن به نقطه درک و هضم آموزش‌ها، باید که به خویشتن خویش خدمت کنیم. چرا که برای ادامه دادن و نیز گرفتن آموزش‌های جدید نیازمند خدمت به خود هستیم؛ وگرنه خسته شده و انرژی و پتانسیل برای ادامه مسیر را به دست نمی‌آوریم.

خدمت خود باعث می‌گردد که ما وارد بازی شویم و مسئولیت کاربردی شدن آموزش‌های خود را بپذیریم.

با خدمت در کنگره ما به بازسازی خود در قسمت سیستم شبه افیونی کمک می‌کنیم. در کنار درمان مکمل خدمت بسیار تأثیرگذار هست. البته در کل می‌دانیم که خدمت به خود، خدمت به دیگر انسان‌ها است، چرا که فردی که به خود خدمت می‌کند دیگران نیز از خدمت او بهره‌مند خواهند شد. در اینجاست که انسان در اثر آموزش گرفتن و خدمت به حالت و احساس جاری بودن دست پیدا می‌کند و زندگی‌اش بسیار لذت‌بخش می‌گردد و انسان از آن حالت راکت بودن خارج می‌گردد و زندگی برایش معنا و مفهوم و جهت پیدا می‌کند.

انسان در این مرحله دچار تغییر و تحولات گردیده و از فرد مصرف‌کننده مواد به انسان محیا شده و فردی که قطعاً به درمان رسیده تبدیل می‌گردد و خود سند بدون نقص بر آموزش‌ها و روش درمان در کنگره می‌شود. زندگی حالت حرکت و روند تغییر را در خود پیدا می‌کند و باعث می‌شود که تمام سختی‌ها و مشکلات را به راحتی پشت سر گذاشته و قدرت و توان حل آن‌ها را پیدا نماییم. بدین ترتیب اکثر اتفاقاتی که در زندگی روزمره روی می‌دهد، حتی کوچک‌ترین موضوع در واقع آزمونی برای آموزش‌های داده‌شده و خالص کردن انسان است و هر بار زاویه و قسمتی از وجود تاریک خود را به وسیله آن‌ها می‌توانیم کشف کنیم و خود را بهتر بشناسیم.

کاربردی نمودن آموزش‌هایمان به وسیله خدمت باعث می‌گردد در نهایت در سه مقوله جسم، روان و جهان‌بینی به تعادل نسبی رسیده و تغییرات و تبدیلات انجام شوند و از این موضوع اعتمادبه‌نفس لازم در ما به وجود آید و انرژی لازم برای نزدیک شدن و یا قرار گرفتن در صراط مستقیم را کسب نماییم و ناخودآگاه دچار تزکیه و پالایش شویم تا بتوانیم در راه رسیدن به خود قدمی برداریم.

و در آخر همان مثال معروف کنگره : خدمت کن، حالت خوب شه


 

با احترام: مسافر سیامک طالبی طاهر