مقاله
هيچوقت يادم نمي رود كمك كنگره به من و خانواده ام را.
هميشه به درگاه خدا التماس ميكردم كه يك لحظه خوش در زندگيمان بوجود آورد .
چه شبها و روزهايي كه بيدار بوديم و هميشه صداي دعوا و كتك كاريمان فضاي خانه را پر كرده و اطرافيانمان را عاصي كرده بود.
لحظه هايي كه فرزندم از شدت ترس زير پتو آهسته و بي صدا گريه ميكرد و از دست من هيچ كاري برنميامد .
چاره اي جز سوختن و ساختن نداشتم چون زندگيم ، همسرم كه اينهمه آزار مي داد و فرزندم را دوست داشتم و منتظر يك معجزه بودم.
شخصيت ، اعتبار ، آبرو ، حيثيت ، مال ، زندگي ، خانواده از بين رفته بود و از سمت اطرافيان هم طرد شده بوديم .
حسرت يك مهماني و دور هم بودن در منزل و خنده و شادي بر دلمان مانده بود و هميشه تنها و افسرده و نااميد در گوشه خانه بوديم وهر روز فقط آرزوي مرگ بود.
خداوند شب را براي آسايش و راحتي گذاشته كه ما روز و شبمان قاطي شده بود.
ولي با ورود به كنگره و محيط امن و صميمي اينجا و آموزش گرفتن از كمك راهنماي بسيار مهربان كه مهرباني را از استاد بزرگشان مهندس دژاكام فرا گرفته اند و ياد دادند كه چگونه بتوانم درست و بهتر زندگي كنم و از سالم بودنم لذت ببرم.
چه كسي ميتوانست تصور كند كه زندگي ما به اين خوبي شود و تمام سختيها به پايان برسد.
تمام چيزهاي خوبي را كه كنگره به من داده را هيچوقت از ياد نمي برم .چون قابل شمارش و قياس با هيچ چيزي در دنيا نيست .
حل شدن مسائل و مشكلات ، بوجود آمدن خيرو بركت و شادي در زندگي و همه و همه را مديون كنگره هستم
در قديم از نظر مالي هيچ مشكلي نداشتيم ولي نميدانستيم چگونه بايد زندگي كنيم .ولي الان كنگره ياد داده كه با كمترين داشته ها به بهترين نحو زندگي كنم و بابت داشته هايم خدا را شكر كنم و دلم شاد باشد.
كنگره يعني جمع ، يعني اتحاد، يعني محبت ..پس تنها آمدن و تنها درمان شدن در كنگره معني ندارد.
افراد زيادي دست به دست هم دادندتا من و مسافرم به رهايي برسيم و بتوانيم آرامش را دوباره تجربه كنيم ، پس وظيفه من است كه من نيز خدمتگزار باشم و به همنوع خودم كه منتظر كمك است كمك كنم تا او نيز از اين تاريكي نجات پيدا كند.
كمترين كمك مالي انست كه سبد كنگره را حمايت كنم و بقول استاد عزيزم دست در جيب نكنم بلكه دست در قلبم كنم و هزينه لحظه هاي خوش زندگيم را داخل آن بيندازم كه هيچ قيمتي نميتوان براي آن تعيين كرد .
از آنجا كه ميدانيم كنگره چيزي حدود 11 ميليون براي درمان من هزينه كرده و زندگيم را نجات داده است بازم بايد دست و دلم در پرداخت بدهي بلرزد؟
من تا آخر عمرم به كنگره بدهكارم و هيچوقت بدهي من به كنگره صفر نميشود.
پس بعنوان يك همسفر بايد آموزشهاي كنگره را گرفته و آنها را اجريي كنم .
به اندازه توانم به كنگره كمك كنم . هرروز شكرگزار خدا و نعمتهاي بيكرانش باشم.
از زندگيم با داشته هايم لذت ببرم
هيچوقت يادم نرود كه كجا بودم و زندگيم چگونه بود والان چگونه است ؟
همسفر مرضيه
كنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی میباشد که به منظور رهايي معتاديني كه همواره خواستار رهایی از دام اعتياد بوده اند و راه حل منطقي براي درمان خود پيدا نكرده اند تشكيل گرديده است اين كنگره بر اساس اصل پذيرفته شده كمك يك فرد رها شده از اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد متشكل شده است . اساس كار ما بر مبناي محبت ، عقل و ايمان است . در جلسات هر عضو راجع به تجربه و دانش خودش در مقوله اعتياد سخن مي گويد و از نصيحت كردن پرهيز مي نمايد ما به هيچ گروهی وابسته نيستيم و از نظر مالي به خود متكي مي باشيم و مي توانيم حامياني داشته باشيم و حامیان می توانند در اجرای اهداف کنگره 60 نقش بسیار سازنده ای داشته باشند .