کمک کنگره به من و خدمت به کنگره
" به نام ایزد منّان "
کمک کنگره به من و خدمت به کنگره

وقتی اسم کنگره می آید باید بدانیم که کنگره یعنی تک تک افرادی که در آن قرار دارند . کسی که وارد کنگره می شود ، حتماً انسان مهمی بوده که وارد کنگره شده و باید کارهای مهم انجام بدهد . باید بدانم دیدگاه من نسبت به خودم چگونه است . مهم این است که خودمان از خودمان راضی باشیم و باید توانائیهای خود را ببینیم .
اگر کنگره رشد علمی دارد ، تک تک اعضای آن در آن نقش دارند و اگر رشد مالی و مادی دارد باز هم همه اعضای آن نقش دارند . کنگره از جای خاصی ساپورت نمی شود و همواره روی پای خود ایستاده است پس فقط این اعضای کنگره هستند که می توانند باعث پیشرفت و یا نزول آن می شوند . اما اینجا این سؤال پیش می آید که کنگره برای من چه کاری انجام داده و همینطور من برای کنگره چه کاری می توانم انجام دهم ؟
وقتی ما ارزش چیزی را ندانیم آن مسئله برایمان بی اهمیت می شود . در کنگره خیلی چیزها را به ما دادند که ما آن را ندیدیم و قدر آن را ندانستیم . مثل این می ماند که یک کت شلوار گران قیمت به من می دهند و من قدر آن را نمی دانم و آن را روی خاک ها انداخته و روی آن می نشینم چرا که شناخت و آگاهی ندارم یا یک سنگ گران قیمت به من می دهند و من با آن بازی می کنم چون شناختی از آن ندارم و برایم بی اهمیت است و وقتی از من می پرسند چه چیزی به تو داده شد ، می گویم یک سنگ قرمز !! در صورتیکه آن سنگ خیلی با ارزش بود ولی من شناخت نداشتم .
ما باید سطح آگاهی خود را بالا ببریم تا بتوانیم قدر داشته هایمان را بدانیم و آگاهی داشته باشیم که چه چیزهای با ارزشی در اختیار داریم . باید خودمان را دست کم نگیریم و خود را مهم بدانیم ، چون تک تک ما کنگره را تشکیل داده ایم . باید بدانیم تمام افرادی که در کنگره هستند و خدمت می کنند برای من کار می کنند . اگر این دید را داشته باشم همیشه خود را مهم می دانم . نباید بگویم که اگر من نروم ، هیچ اتفاقی نمی افتد چون تک تک ما رها شده ها از بیماری اعتیاد سندی هستیم برای دیگران . سندی هستیم برای اینکه بگوییم اعتیاد درمان دارد . سندی هستیم برای حقانیت روش درمان کنگره . حضور ما کمترین کاری است که می توانیم برای کنگره انجام دهیم با اینکه این حضور داشتن وظیفه ماست .
از نظر دانش و علم کنگره اگر توانایی تحقیق کردن و کشف دانش جدید را نداریم ، حداقل با نوشتن مقاله ای از سرگذشت خود و اینکه چگونه درمان شدم یا قبل از ورود به کنگره چه حالی داشتم و اکنون که رها شدم حالم چگونه است ، هم به علم کنگره هم کمک کرد و هم سهم خود را ادا کرد .
کنگره از نظر مالی به هیچ ارگانی وابسته نیست و خرجش از طریق اعضای آن تأمین می شود . ما می توانیم با رعایت کردن قانون یازدهم سهمی در رشد پایه های مالی داشته باشیم . اینکه سهم خود را بدهم تا حداقل زمینی برای نمایندگی خود تهیه کنیم . کافی است بیاد بیاوریم در زمان مصرف چه مقدار برای تهیه مواد و سیگار هزینه می کردم یا اینکه برای ترک اعتیادمان حاضر بودیم میلیون ها تومان پول پرداخت کنیم اما در کنگره به رایگان درمان می شویم .
جناب مهندس فرموده اند : کسی که رها می شود ، حسابش با کنگره صفر است اما این دید کنگره و جناب مهندس است . آیا من هم باید همچون دیدی داشته باشم ؟
اگر بخواهیم برای درمان مسافران هزینه درنظر بگیریم ، مبلغ 10 میلیون تومان است . پس من این مبلغ را به کنگره بدهکارم تا حسابم صفر شود !
هر کس در توان خود باید به پایه های مالی کنگره کمک کند البته کنگره خود را طلبکار نمی داند اما من باید خود را بدهکار بدانم . اگر گذشته خود را بیاد بیاورم ، خیلی راحت به بدهکار بودنم اعتراف می کنم . من شخصاً زمانی که وارد کنگره شدم ، هیچ چیزی نداشتم . ازنظر جسمی شدیداً تخریب شده بودم طوریکه ؛ اگر دو ماه دیگر ادامه پیدا می کرد ، شاید زنده نمی ماندم . از نظر مالی و خانوادگی ؛ وضع خیلی بدی داشتم و هیچ جا اعتبار نداشتم اما کنگره ، تمام آنها را به من برگرداند پس من خیلی به کنگره بدهکار هستم .
اگر قرار باشد یادم برود که کنگره برای من چه کار کرد ، خیلی بد است . برای همین همیشه یادآوری می کنم برای خودم ، اینکه شبها راحت می خوابم و صبح ها راحت بیدار می شوم . اگر خانواده ام برایم ارزش قائل هستند . اگر جسمی سالم دارم ، اگر زندگی راحتی دارم ، همه را کنگره به من داد .
قبل از کنگره زندگی من در ترس و اضطراب بود اما اکنون اینگونه نیست و این برای من خیلی ارزشمند است که با هیچ چیزی قابل قیاس نیست . اگر من قدر آن را ندانم و بهای آن را پرداخت نکنم ، قطعاً آن را از دست خواهم داد .
اگر بخواهیم چیزهائی که کنگره به من داده است را بشمارم ، قابل شمارش نیست . پس آیا من نباید گوشه ای از آن را جبران کنم ؟ زمانی آرزویمان این بود که آیا می شود فقط یک روز مواد مصرف نکنم ؟ اما اکنون چند سال رهائی دارم ولی قدر آن را نمی دانم . آیا نباید بهای آن را پرداخت کنم ؟ چرا باید آنها را فراموش کنیم ؟
وقتی اکنون فکر می کنم می بینم که من هنوز هم فقط گیرنده هستم و فقط دارم از کنگره می گیرم و همه چیز یکطرفه است . در یک روز که جلسه برگزار می شود ، اگر تمام هزینه ها را مانند پول سالن ، برق ، گاز ، چای و شیرینی و غیره را حساب کنیم ، رقمی می شود که اگر ما سهم خود را ندهیم ، یعنی اینکه من خود را جزء این مجموعه نمی دانم .
اگر من برای خودم ارزش قائل باشم ، سهم خودم را می دهم . حالا خیلی چیزها را کنگره به ما می دهد که با هیچ رقمی قابل جبران نیست و آن را چگونه باید پرداخت کرد ؟ چیزهائی مانند آرامش و آسایشی که در زندگی داریم ، اعتباری که داریم ! گمان می کنید قیمت اینها چقدر است و من برای کنگره چه کاری انجام داده ام ؟ آیا سهم خود را پرداخت می کنم ؟
" شادزی و شاکر "
كنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی میباشد که به منظور رهايي معتاديني كه همواره خواستار رهایی از دام اعتياد بوده اند و راه حل منطقي براي درمان خود پيدا نكرده اند تشكيل گرديده است اين كنگره بر اساس اصل پذيرفته شده كمك يك فرد رها شده از اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد متشكل شده است . اساس كار ما بر مبناي محبت ، عقل و ايمان است . در جلسات هر عضو راجع به تجربه و دانش خودش در مقوله اعتياد سخن مي گويد و از نصيحت كردن پرهيز مي نمايد ما به هيچ گروهی وابسته نيستيم و از نظر مالي به خود متكي مي باشيم و مي توانيم حامياني داشته باشيم و حامیان می توانند در اجرای اهداف کنگره 60 نقش بسیار سازنده ای داشته باشند .