به نام هستي بخش انسانها

 

اولين روزي كه ميخواستم وارد كنگره شوم ، فكر ميكردم كه بخاطر مسافرم پا به كنگره

 ميگذارم، ولي با ورود خود و مشاوره متوجه شدم كه اشتباه ميكردم.

 آري ،چند سال زندگي مشترك با يك فردي كه به مسائل زندگي توجه زيادي نداشت و در

 برابر بعضي كارها بي مسئوليت بوده و كمتر به فكر خانواده اش بود.

 در ميهمانيها حضور پيدا نمي كرد و اگر هم مي آمد آخرين نفر بودو خيلي مسائل ديگر كه

 همه ي شما همسفران با آن آشنا هستيد.

 اين امر باعث شده بود كه بخاطر آبروي خود و خانواده ام اين مسائل را تحمل كنم و از

 درون باعث تخريب خودم شده بودم.

 ديگر اعصاب هيچ چيز را نداشتم.

 حال كه چندين ماه است به كنگره مي آيم و آموزش ميگيرم سعي ميكنم راهكارهاي

استادم را بكار بگيرم و بيشتر به خودم فكر كنم و براي هر مسئله تفكر درست داشته و

 اميدم را از دست ندهم و از مشكلان نترسم.

 صبر را پيشه خود كرده تا به آرامش برسم.

 به داشته هاي خود بنگرم و براي نداشته ها حسرت نخورم.

 آرامش وقتي بدست مي آيد كه شب با خيال راحت و بدون دغدغه فكري به خواب بروم و

 شكر خدا را بكنم به اميد اينكه فرداي ديگري هم هست تا بتوان زندگي بهتري را تجربه

 نمود.

 در پايان خدا را شكر مي كنم كه با آمدن به كنگره كم كم حال خوشي را كه به دنبالش

 بودم حس ميكنم و با مسافرم روزهاي خوبي را سپري مي كنيم.

 با تشكر از همه عزيزاني كه در اين راه براي ما زحمت ميكشند

 

همسفر طيبه