" به نام نامی اولین عاشق که اوست "



هشتمین جلسه از دوره چهل و هشتم سری کارگاههای آموزش جهان بینی کنگره 60 مورخ 92/09/20 با نگهبانی و استادی آقای مهندس دژاکام و دبیری آقا هادی با دستورجلسه "  چگونه ورزش می کتم ؟ جهان بینی ورزشی " رأس ساعت 16:15 آغاز به کار نمود . 

سخنان استاد :


در ابتدای جلسه جشن شانزدهمین سال رهائی و تولد جناب مهندس دژاکام توسط مرزبانان محترم نمایندگی آکادمی برگزار گردید و سپس جناب مهندس دژاکام فرمودند :

خیلی خوشحالم و خیلی دلم می خواست که مراسم تولدم را برگزار کنم اما یکجا نمی توانم باشم و باید به چندین شعبه بروم و اگر به جائی نروم ، مشکلات پیش می آید و به خاطر اینکه زحمت شما کمتر شود ، تولدهایم را فاصله دار می گیرم که بتوانیم به کارهای دیگر برسیم و تولدها امروزه برای کسانی که سالهای اولشان هست ، زیباست و از این مرحله به بعد دیگر صرفنظر کردم که انشاءالله مراسم بیستمین سال رهائیم را جشن خواهم گرفت . از مرزبانان و ایجنت آکادمی تشکر می کنم .

نتایج امتحان فنی را اعلام کردم و نتیجه امتحان جهان بینی را نیز انشاءالله تا هفته آینده اعلام خواهم نمود و سپس امتحان کمک راهنماها نیز در بهمن ماه انجام خواهد شد . امتحان فنی و جهان بینی کمک راهنمایان نیز در پایان بهار خواهد بود  و چه در قسمت خانواده و چه در قسمت آقایان مسافر ، اگر میزان نمرات از این حدنصاب کمتر باشد ، قطعاً آن لژیونها برچیده خواهند شد . دلیل آن هم این است که بعضی از لژیون ها نزدیک 8 یا 10 سال است که کار می کنند و آموزشهای آنها نیز نسبت به همان سالهاست و در لژیون ها جز قصه تعریف کردن و خاطره گفتن ، کاری انجام نمی دهند . طبیعتاً آن لژیون ها از روی نمرات آنها مشخص خواهد شد و من زمانی که ورقه ها را تصحیح می کنم ، متوجه خواهم شد که آن کمک راهنما آموزشها را گرفته است یا خیر .

 گاهی مشاهده می شود که یک کمک راهنما ، ساده ترین آموزشها را دریافت نکرده است و به سؤالات آسانی که منبع آنها از سی دی های آموزشی بوده است ، پاسخ اشتباه داده است و این نشاندهنده این است که آن کمک راهنما ابداً سی دی آموزشی در دستور کار لژیون خود قرار نداده است . بعنوان مثال ؛ در آزمون گذشته سؤال این بوده که فاضلاب های جوشان چه کسانی هستند و یا دیکتاتور کوچولو به چه شخصی در کنگره گفته می شود و با نهایت تعجب مشاهده کردم که بعضی از کمک راهنماها به این سؤالات پاسخ صحیح نداده اند و همینطور سؤالاتی در مورد نحوه تیپر کردن دارو برای یک مسافر که متأسفانه جواب درست داده نشده است .

چیزی که مهم است این است که ؛ شعبه آکادمی یک شعبه ویژه می باشد و هیچ لژیون جدیدی در شعبه آکادمی تأسیس نمی شود مگر اینکه با اجازه من باشد . هم در گروه آقایان مسافر و هم در قسمت خانواده که اگر خانم آنی هم اجازه تشکیل آن لژیون را بدهند ، در پایان بنده باید اذن این کار را بدهم . چون قصد دارم لژیون های آکادمی را خلوت کنم و خوشبختانه راهنمایان زیادی در راه هستند و تا فروردین ماه هم صبر می کنیم و بعد از آن ؛ هر کمک راهنما تنها در یک شعبه می تواند تشکیل لژیون داده و فعالیت کند . در گروه آقایان مسافر این قضیه را جمع کردیم و قرار است در گروه خانواده نیز این قانون اجرا شود . راهنما دیگر نمی تواند در دو یا سه شعبه فعالیت داشته باشد .

گاهی اوقات که کمبود داریم ، مجبور می شویم این کار را انجام بدهیم اما وقتی به تعداد کافی کمک راهنما تربیت کنیم ، هرکدام از آنها باید در یک منطقه تشکیل لژیون بدهند و طبق تجربه ای که در قسمت آقایان مسافر داشتیم ، تجربه بسیار قوی و خوبی بود چراکه شاگردان بین این دو منطقه سرگردان بودند و زمانی که لژیون خود را در یک منطقه تشکیل دادند ، هم لژیون آنها نیرومندتر و قوی تر شد و هم خودشان در رفاه و آسایش بودند .

توجه داشته باشیم که یکسری از کارهای ما از آن خانواده است . درست است که به کنگره می آئیم اما باید به خانواده های خود نیز برسیم . اگر یک راهنما بخواهد دائم در کنگره باشد ، تکلیف خانواده اش چه می شود ؟ اکنون برای نمونه در شعبه اصفهان روز یک شنبه و سه شنبه و پنج شنبه جلسه دارند . یک شعبه دیگر نیز در اصفهان تأسیس کردیم و خواستند در آن شعبه جدید روزهای شنبه و دوشنبه و چهارشنبه جلسه تشکیل بدهند که این سه روز را در این شعبه باشند و سه روز دیگر را به شعبه دیگر بروند اما من قبول نکردم و گفتم که هر دو شعبه باید برنامه شان یکی باشد که فرد تکلیفش معلوم باشد ، یا اینجا باشد و یا آنجا . بعضی راهنما عاشق کارند و در تمام طول هفته در کنگره حضور دارند و روزهای جمعه هم در پارک طالقانی هستند که ورزش کنند . پس تکلیف خانواده چیست و خانواده اینجا چه کاره هستند ؟

از صبح تا ظهر سر کار هستند و از ظهر تا آخر شب هم در کنگره هستند . ما این را نمی خواهیم . ما نمی خواهیم که تمام زمان شما در کنگره تلف شود . همه ما به کنگره می آئیم بدلیل اینکه وضعیت خانه و خانواده خود را درست کنیم . ما به کنگره نمی آئیم که خانواده را پریشان کرده و از بین ببریم . اگر فردی 7 روز هفته را در کنگره باشد ، زمانی برای خانواده اش نمی ماند . باید به خانواده خود هم رسیدگی کنیم بنابراین ؛ همه باید در یکجا خدمت کنند و این تعادل را حفظ کنند .

کنگره یک قسمت از زندگی شما را تشکیل می دهد ، کنگره تمام زندگی شما نیست . بهمین دلیل ما دوره مرزبانی را به مدت یکسال قرار دادیم تا بعد از یکسال بدنبال کار و زندگی خود بروند . بچه ها همه همینطور هستند . باید مدتی آموزش ببینند و سپس بدنبال کار و زندگی خود بروند . این نیست که تمام کار و زندگی خود را رها کرده و وقف کنگره کنیم . کنگره چنین چیزی را از هیچ احدی نمی خواهد . باید تعادل خانواده خود را بطور کامل حفظ کنیم .

ایشان در ادامه ابراز امیدواری کردند که ؛ کمک راهنماها در نسل های بعدی برای تمام شعب  بیشتر و قوی تر و نیرومندتر شوند و ادامه دادند : ممکن است در شعبه خودتان بدلیل ازدیاد جمعیت فرصت خدمت کردن تا چند سال به شما نرسد . می توانید به شعب دیگر رفته و در آنجا خدمت کنید .

خیلی از افراد قصد داشتند در شعبه آکادمی راهنما شوند اما هنوز فرصت به آنها نرسیده است و در صف هستند اما خیلی از افراد بودند که به شعب دیگر رفته و در آنجا کمک راهنما شدند و اکنون شاگردان آنها نیز به کمک راهنمائی رسیده اند .




مطلب دیگر اینکه ؛

ساختمانی که برای آکادمی خریداری کردیم ، نزدیک 400 میلیون تومان آن را پرداخت کردیم . دیروز هم یک چک به مبلغ 200 میلیون تومان پرداخت کردیم و تنها 90 میلیون تومان نیاز داریم که انشاءالله خداوند یادیمان خواهد کرد تا آن مبلغ را نیز تا اول برج فراهم کنیم . ما باید سیستمی را طراحی کنیم که از نظر مالی خودکفا شویم و شعب خودکفا شوند و طرح خودکفائی مالی را می دهیم . باید لژیون های مالی در جاهای مختلف تشکیل شوند و راهنماها باید شاگردان خود را تشویق کنند نه اینکه اگر رهجو خواست وارد لژیون مالی شود ، راهنما جلوی آن را بگیرد و بگوید تو حق نداری وارد لژیون مالی شوی . راهنما چنین حقی را ندارد . یا اینکه بگوید تو حق نداری ورزش کنی . البته تا حدود 6 ماه یا 7 ماه از سفر اول ، این اجازه داده نمی شود و اصولاً لژیون مالی برای افراد سفر دومی است و اگر فرد وارد سفر دوم شد ، می توانیم این کار را انجام دهیم . اگر فردا مارا از این ساختمان بیرون کردند ، باید برویم کنار پیاده رو بنشینیم ! کاری که 6 سال پیش با ما کردند و ما در همین پیاده پشت دیوار اینجا می نشستیم که البته خوشبختانه در فصل تابستان بود و همانجا مردم را مشاوره می کردیم .

آن زمان باید آن دوره را می دیدیم و می شد اما اکنون آن دوره تغییر کرده و دیگر نمی توان در آن وضعیت بود چون جمعیت زیاد است و شعب گسترش پیدا کرده اند و دیگر نمی توان جلسات را در پارک برگزار کرد . اینجا مغز کنگره است . دیروز در شادآباد هم گفتم که ما توانائی همه چیز را داریم . اگر بچه های کنگره در صراط مستقیم حرکت کنند ، هر کاری می توانیم انجام دهیم و قرار داشتن در صراط مستقیم شرط اول کار است . می توانیم ساختمان ها و مکان ها و زمین هائی برای خود آماده کنیم .

اینها همه مقدمه آن آکادمی جهانی است که باید برای کنگره 60 درست کنیم . کنگره اکنون وضعیت خوبی دارد و من فکر نمی کنم NGO ای وجود داشته باشد که از نظر توان ؛ مانند کنگره 60 باشد . یعنی توان داشته باشد از خارج و داخل هزینه دریافت نکند ، رانت هم نباشد و بتواند زمینی با مبلغ 500 میلیون خریداری کند و انقدر هزینه کند .

هزینه ما تمام و کامل از سبد کنگره و از پولهائی که خود اعضا واریز می کنند می باشد و می توانیم چنین عملیاتی را انجام دهیم . البته مقدار هزینه ها سنگین بود و من جلوی خیلی از هزینه های اضافی را گرفتم . ما باید مقداری صرفه جوئی کنیم و این درست نیست که شما برای جشن همسفر از سبد کنگره هزینه بخواهید . در جشن همسفر مسافران به همسفران خود کادو می دهند و ما امکاناتی برای شما فراهم می کنیم اما شما نباید ما را ذِبح کنید . ما نمی توانیم از هزینه های سبد که با مبالغ کم جمع می شود ، برای شما هزینه کرده و شیرینی و پکیج میوه و آبمیوه تهیه کنیم .

خرج که از کیسه مهمان بوَد                         حاتم طائی شدن آسان بوَد

ما نمی توانیم در این مراسم هزینه کنیم چراکه تنها یک شعبه نیست و اگر بخواهیم تمام این هزینه ها را پرداخت کنیم شاید فقط 40 یا 50 میلیون تومان هزینه برگزاری یک جشن همسفر شود . امروز دیده بان ورزش یک فاکتور به مبلغ 700 هزارتومان آوردند و من از قسمت مالی خواستم که پرداخت نکنند سپس سهم خود را به مبلغ 200 هزار تومان پرداخت کردم و از ایشان خواستم تا حامی پیدا کرده و این هزینه را به حساب کنگره واریز کنند و آنگاه ما هزینه آن را پرداخت خواهیم کرد .

ما اینهمه ورزشکار داریم . نمونه آن ؛ در ورزش تیروکمان که بدون هزینه در این رشته فعالیت می کنند . درصورتیکه ؛ اگر بخواهند در بیرون از کنگره و در باشگاهها هزینه پرداخت کنند ، هزینه آن ساعتی 20 هزار تومان است و ما این سرویس را بصورت مجانی در اختیار شما قرار می دهیم . فرضاً شخصی 4 میلیون و یا 6 میلیون تومان هزینه کمان می دهد و می گوید که پول ندارم و یا اینکه شخص مراجعه می کند که هزینه شربت را ندارم درحالیکه ؛ به گفته خودش روزانه مبلغ 12 هزار تومان هزینه تریاک مصرفی اش بوده است .

بنابراین ما جلوی تأسیس شعب را گرفته ایم بدلیل اینکه باید کمک راهنماها قوی باشند مگر در جاهائی که زمین خریداری کرده ایم . انسان نباید از یک سوراخ دوبار گزیده شود . ما چندین بار از طرف فرهنگسراها و سرای محله در معذورات بودیم و کاملاً بسته بودیم . نمونه آن شعبه شهرری که حتی نمی توانستند مراسم افطاری برگزار کنند و در پارک افطاری می دادند . به آنها گفتیم که آنجا را رها کنید و یک محل برای آنها اجاره کردیم . مبلغ 30 میلیون تومان دادیم و ماهی یک میلیون تومان هم اجاره می دهیم و دیگر معذورات ندارند . ما نمی توانیم در فرهنگسرا باشیم و باید سعی کنیم که برای خود مکان خریداری کنیم . تمام مکانهای کنگره هم وقف می باشند و مِلک کسی نیست و به نام کسی زده نمی شود و مانند یک مسجد ، از آن عموم مردم است .

 اگر کسی می خواهد در شعبه آکادمی وارد لژیون مالی باشد ، می تواند به من مراجعه کند و لژیون مالی فقط برای کار ساخت و ساز کنگره 60 و اجاره و رهن مکان کنگره است و 70% آن از آن شعبه و 30% آن از آن مرکز می شود که بتواند با آن 30% جابجائی در شعب را انجام دهد و کمک کند و تنها شرط آن داشتن پول است . اکنون کسی که وارد لژیون مالی شود باید حداقل 5 میلیون تومان بعنوان ورودی پرداخت کند که البته شاید این مبلغ در آینده بیشتر شود .

البته هر شخص تجربه خودش می باشد . یک مکانیک خوب می داند که کجای ماشینش خراب است و یک فردی هم که پول دارد ، می داند چه کسی پول دارد یا ندارد و یا اینکه از چه کسی بگیرد ، با چه زبانی بگیرد و چطور از دیگران دعوت کند و این حرکت بسیار خوبی است و اکنون در آکادمی دو نفر اسم داده اند .




جناب مهندس در ادامه سخنانشان پیرامون دستورجلسه این هفته که " ورزش " می باشد ، فرمودند :

ما فقط ورزش را به این دلیل انجام می دهیم که سلامت باشیم و به سن 60 سالگی که رسیدیم ، دو شیشه بدست نگیریم و از پله های آزمایشگاه بالا و پائین برویم و انواع و اقسام آزمایشات را انجام دهیم . دلیل همه اینها عدم ورزش کردن است . انسانها بگونه ای آفریده شده اند که باید در روز 5000 قدم راه بروند و هیچکدام از ما این کار را انجام نمی دهیم . راه که نمی رویم ، هوای آلوده هم استنشاق می کنیم .

اغلب در آسمانها پر از کلاغ و پرنده های گوناگون بود اما دیگر تعداد آنها کم شده است و علت آن هم آلودگی هواست . پیاده روی هم که اصلاً نداریم ! 4 طبقه هم که می خواهیم برویم ، با آسانسور می رویم . 100 متر راه را با تاکسی یا خودروی سواری خود می رویم . غذایمان هم شده غذای فست فود مانده و نان باگت و بربری بدون سبوس . گوشت تازه را در فریزر می گذاریم و بعد از 6 ماه مصرف می کنیم . اسفناج تازه را در یخچال می گذاریم و وقتی کهنه شد و از قدرت افتاد ، می خوریم و ورزش هم که نمی کنیم .

ورزش ما اصلاً کاری به اعتیاد ندارد . ما ورزش نمی کنیم که معتاد نباشیم و یا اعتیادمان زود خوب شود و اینگونه فکر نمی کنیم . ما ورزش می کنیم که سلامت باشیم . اگر شما یک پای خود را گچ بگیرید و حرکت نکند ، بعد از یکسال پای شما لاغر می شود و از کار می افتد . بدن ما اگر فعالیت نکند ، از بین می رود .

ماشین های مکانیکی و لاستیک وقتی زیاد کار می کند ، سائیده می شود اما بدن انسان اینگونه نیست و هرچقدر بیشتر کار کند ، قوی تر و نیرومندتر و مستحکم تر می شود البته در یک حد نرمال  . هرچقدر بازو هالتر بزند ، بجای اینکه فرسوده شود ، قوی تر می شود چون سیستم انسان اینگونه است و ما این تحرّک ها را نداریم . ما باید در ورزش فعالیت داشته باشیم و تمام اعضای کنگره باید یک رشته ورزشی داشته باشند .

امروز صبح در استخر شهید شیرودی ، وقتی دعای کنگره 60 را می خواندیم ( 4 شنبه ها دعای کنگره 60 را در استخر می خوانیم ) ، دیگر در استخر کسی نبود و همه اعضای کنگره بودند و شاید 160 نفر در ساعت 6 صبح در استخر شیرودی حضور پیدا می کنند . افرادی که تا ساعت 2 یا 4 بعدازظهر به تختخواب چسبیده بودند ، ساعت 4 صبح به استخر می آیند و خیلی هم سرحال هستند .

والیبال و فوتبال و تیروکمان هم همینطور ، همه در لیگ قرار دارند و همچنین دیگر رشته ها .

پس ؛ هرکس باید در حد و توان خودش ورزش کند . تمام افراد کنگره باید یک رشته ورزشی داشته باشند مخصوصاً کمک راهنما . راهنمائی که ورزش نکند ، بهتر است شال خود را پس بدهد چراکه وقتی راهنمائی ورزش نکند ، شاگردان او هم ورزش نخواهند کرد پس راهنما باید پیش قدم باشد و بگذارد شاگردانش نیز ورزش کنند . وقتی وارد سفر دوم شدند ، آزادند تا هر رشته ورزشی را انتخاب کنند و او تعیین می کند نه راهنما . تعیین و تکلیف رشته ورزشی در سفر دوم به راهنما ارتباطی ندارد . در سفر اول تا چند ماه شاید تعیین تکلیف کند اما در ادامه باید آزاد بگذارد و آنها را تشویق کند تا همه ورزش کنند .

کسانی که ورزش می کنند ، از یک شادی و نشاط خوبی برخوردار هستند . به قول دکتر حاج رسولی : شما اگر از یک فرد 60 ساله که ورزش نمی کند بپرسید که برنامه  زندگیت چه هست ؟ می گوید که از ما گذشته و باید فکر یک سفر کربلا باشیم و از آنجا برای خود کفن بیاوریم . از ما که گذشت . کمردرد دارم ، فشار خونم بالاست و یکبار عمل قلب باز انجام دادم .

در مقابل ؛ اگر از یک فرد 70 ساله که ورزش باستانی کار می کند بپرسید که برنامه ات چیست ؟ در جواب خواهد گفت که می خواهم نوه ام را داماد کنم ، آن یکی نوه ام را هم عروس کنم و برای آنها خانه بسازم و به آنها سروسامان بدهم و برای 30 الی 40 سال خود برنامه دارد و زندگی خود را رنگی می بیند فقط به این دلیل که ورزش می کند و شبه افیونی بدنش خوب کار می کند و همیشه سرحال و قبراق است و همیشه برای زندگی اش برنامه خواهد داشت .

کسی که ورزش نمی کند ، هیچ برنامه ای ندارد ؛ چه خانم ها و چه آقایان . باید به خود و به اندام خود برسیم و همه ما باید بصورت جدی ورزش کنیم چراکه این ماشین ماست و این شهر وجودی ماست و ما باید به آن برسیم . به تمام وسایل زندگی خود رسیدگی می کنیم الا جسم خود که اصل کار است و ما در این جسم درحال زندگی هستیم و باید آن را مرتب و قبراق نگهداریم . سالها متوجه نبودیم و با مشروب و تریاک و قرص آن را نابود کردیم . حال که آن را برگرداندیم ، به جسم خود بدهکاریم و باید با ورزش کردن ، جسم خود را محکم و قوی کنیم .

امیدوارم در هفته آینده که بحث ورزش است ، همه سعی کنیم در یک رشته ورزشی فعالیت کنیم حتی اگر تاکنون این کار را انجام نداده ایم ، ازاین پس انجام دهیم و اگر نمی توانیم ورزش سنگین انجام دهیم ، پیاده روی را حتماً انجام دهیم و اگر می خواهیم پیاده روی کنیم ، باید با یک متخصص پیاده روی صحبت کنیم . پیاده روی یک آداب و رسوم و قوانینی دارد که من از آنها اطلاع ندارم . اینکه با چه سرعتی برویم و چند قدم برویم که انشاءالله در آینده از دکتر حاج رسولی دعوت خواهم کرد که بیایند و اینها را به شما آموزش بدهند  .

زمانی که سن شما بالاست ، شور شما را نگیرد و ورزش سنگین کنید . اگر شما توانستید جوال سیاه را بشورید و سفید شود ، آن اندام شما هم درعرض 3 ماه متناسب خواهد شد . خیلی سبک ورزش را انجام دهید چراکه افراط در آن یا بلد نبودن آن تخریب زیادی وارد می کند .

من در سال 63 در سه روز اول سقوط آزاد طناب برداشتم و به زور با طناب ورزش کردم . بعد از 3 ساعت پاهایم شدیداً باد کردند و دیگر نمی توانستم راه بروم و با چوبدستی راه می رفتم چون بلد نبودم درست ورزش کنم .

امیدوارم که شما در هفته آینده راههای صحیح ورزش کردن را آموزش ببینید و ورزش کنید . اگرهم در مسائلی از ورزش متخصص هستید ، حتماً در مشارکت هایتان نحوه صحیح ورزش کردن مثلاً پیاده روی را عنوان کنید تا دیگران بیاموزند و استفاده کنند .


با احترام همسفر مهری

" به پاکی دریاها ژرف باشید "