برداشت يك همسفر از وادي چهار
خداوندا: زبانم قاصر و انگشتانم بي رمق و قلم بي حركت مي ماند هرگاه بخواهم از تو بگويم
و بنويسم.
زماني درمانده و مستاصل بودم .از تمام بلاهاو مصيبتهايي كه خود باعث بوجودآمدن آنها شده
بودم و تمامي آنها را امتحان تو مي انگاشتم و با تكبر و غرور سر بر سجده مي نهادم و مي
گفتم (الهي راضيم به رضاي تو) خود را عبد فرمان بردار تو مي دانستم و در دل به اين همه
حماقت و جها و كم خردي خود افتخار مي كردم و توقع داشتم تا در مقابل همه بندگانت گل
پيروزي بر گردنم نهي و من را به مقاماتي برساني كه به صابران وعده داده بودي .
هميشه در خلوتم لب به شكايت مي گشودم، اعتراض گونه فرياد مي زدم چرا من ؟
غافل از اينكه اگر عبد صبور و شكور و فرمانبردارت بودم هيچگاه لب به اعتراض باز نمي كردم
و كاملا" تسليم خواست تو مي شدم .
هر گاه در زندگي با مشكلاني كه خود باعث بوجودآمدن آنها بودم مواجه مي شدم سجاده
ميگشودم و با ناله و عجز مي گفتم :خدايا من اگر اشتباه كردم تو بايد درستش كني .
تو خدايي بايد مشكل مراحل نمايي .
بايد هر آنچه امر ميكنم اجابت نمايي.
هيچگاه حاضر نبودم حتي ذره اي به اشتباهات خود بيانديشم . بعضا" در مقابل انتقاد اطرافيان
جبهه مي گرفتم و با قيافه حق به جانب مي خواستم همه را متقاعد كنم كه من مقصر
نيستم و تقدير من چنين است .
بارها اين سخن اميرالمومنين در گوشم طنين انداز مي شد كه انسان از خودشناسي به
خداشناسي مي رسد. هيچگاه به آن فكر نكرده بودم.
با ورود به كنگره ( اين مكان مقدس ) برايم جالب بود چرا 14 ثانيه سكوت ميكنندو از جهل و
ناداني خود به خدا پناه مي برن .
با تامل انديشه كردم . يادم آمد روزي كه خدا از روح خود در من دميد، از من قول گرفت تا
دستش را رها نكنم . اما يك روز در اين وادي شلوغ يادم رفت ،دستش را رها كردم و در جهل و
ناداني خودم گم شدم .
دانستم ريشه ي همه گرفتاريها جهل و ناداني است . به خدا پناه بردم ، او دستهاي مهربانش
را باز كرد و مثل سابق دستانم را در دست قدرتمندش فشرد و من براي هميشه به او قول
دادم دستش را رها نكنم.
همسفر فرزانه
كنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی میباشد که به منظور رهايي معتاديني كه همواره خواستار رهایی از دام اعتياد بوده اند و راه حل منطقي براي درمان خود پيدا نكرده اند تشكيل گرديده است اين كنگره بر اساس اصل پذيرفته شده كمك يك فرد رها شده از اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد متشكل شده است . اساس كار ما بر مبناي محبت ، عقل و ايمان است . در جلسات هر عضو راجع به تجربه و دانش خودش در مقوله اعتياد سخن مي گويد و از نصيحت كردن پرهيز مي نمايد ما به هيچ گروهی وابسته نيستيم و از نظر مالي به خود متكي مي باشيم و مي توانيم حامياني داشته باشيم و حامیان می توانند در اجرای اهداف کنگره 60 نقش بسیار سازنده ای داشته باشند .