به نام خدا

برنامه شروع خوب با حضور دکتر مهدی صفاری کارشناس و پژوهشگر و درمانگر اعتیاد.

روز یک شنبه92/09/17 آقای دکتر مهدی صفاری کارشناس، پژوهشگر و درمانگر اعتیاد مهمان برنامه شروع خوب و آقای امیر معافی بودند. در این برنامه آقای امیر معافی پیرامون موضوع برنامه که پیشگیری و درمان اعتیاد بود با جناب دکتر به بحث نشستند. ابتدا آقای دکتر عواملی که در گرایش جوانان و نوجوانان به اعتیاد نقش مهمی دارند را برشمردند که از این قرار بود...

خانواده ها معمولا در برخورد با نوجوانان و رفتارهای ناهنجاری که نشان می دهند تنش های خاصی را ایجاد می کنند، هویت شغل ها معمولا پایدار نیست و افراد شغل قراردادی دارند، این افراد شغل های خوبی ندارند و اجتماعات محلی , بچه محل ها معمولا دیگر از هم جدا شدند... اولین آسیب ها در این شرایط حمله می کنند که هدفشان هم گلوگاه جامعه است که اکثرا جوان ها، مهمترین ستون یا آینده یک جامعه هستند. در این مسیر، جوامعی که بستر مناسبی را فراهم نکرده باشند ، آمادگی لازم را نداشته باشند، آموزشی ندیده باشند و خانواده هایی که مفهوم درست تفریح را آموزش نداده باشند  وا می مانند و خدای ناکرده فرزندانشان را از دست می دهند، این فرزندان نسبت به خانواده و جامعه گارد می گیرند و به سمت طرد شدگان می روند. این افراد همیشه گارد دارند که جامعه ما را نپذیرفت، شغلی به ما نداد و هزاران دلیل دیگر برای کناره گرفتنشان از خانواده و جامعه ، در این شرایط به سمت گروهی گرویده می شوند که مثل خودشان و در واقع از جنس خودشان هستند.

حال از نظرمن، مادر این آسیب ها می تواند اعتیاد  باشد که در هر جامعه ای نفس گیر است.

نکته: بنده معتقد هستم اعتیاد یکی را بزرگترین و مسری ترین عفونت های روانی است یعنی وقتی وارد یک جامعه ای می شود ریشه آن جامعه را می خشکاند و واقعا هم مسری است یعنی اگر یک بیمار معتاد را در جامعه رها کنیم تخریب های زیادی به بار می آورد. و اینجاااست که دولت ها می گویند باید برای درمان یک بیمار اقدام و از شیوع این بیماری پیشگیری کنیم. بنابراین پیشگیری همیشه ساده ترین و کم هزینه ترین راه است.

_ نکته ای که در فرمایشات شما وجود داشت و برای خود من هم جالب بود ،مسری بودن اعتیاد بود. واقعا به تجربه ثابت شده که اگر ما یک مصرف کننده داشته باشیم و او به درمان نرسد ممکن است که باعث تخریب ده ها نفر شود. به نظر شما آیا نیازهای امروز جامعه ما پیشگیری اولیه است یا ثانویه و یا ثالثیه؟

لازم می دانم قبل از پاسخ به سوال شما این نکته را عنوان کنم که با توجه به نیازهای جامعه، شرایطی که جامعه ما امروزه در این رابطه دارد و یا شرایط جغرافیایی که در آن قرار داریم، اگر تکانی نمی خوردیم و از لحاظ قانونی حرکت هایی انجام نمی شد با شیوعی که شیشه در جامعه ما پیدا کرده بود امروز شاهد پرپر شدن جوانان بسیاری در سطح جامعه بودیم که خدا را شکر با اقداماتی که خصوصا از لحاظ قانونی صورت گرفت شرایط ، کمی بهتر شده. بنابراین من فکر می کنم باید در همه سطوح با وجود پتانسیلی که وجود دارد، از کارشناسان خبره گرفته تا... کار کرد اما از نظر من نقطه ای که بیشتر باید روی آن تمرکز داشته باشیم  پیشگیری ثانویه است که گلوگاه آن هم درمان است وبعد ثالثیه که نگهداری درمان شدگان است و در نهایت جلوگیری از مبتلا شدن دیگران است. در همه این سه سطح باید وارد شویم چرا که هر سه این موارد مهم هستند فقط  باید در نواحی که این سه سطح با هم تداخل پیدا می کنند کار کارشناسی بیشتری صورت بگیرد.

من به عنوان یک کارشناس یا کسی که درگیر این مساله بودم و رها شده ام یا اصلا همه کسانی که روزی درگیر بوده اند و امروز درمان شده اند، می توانند کمک بسیاری در این زمینه داشته باشند و به عنوان یک نیروی خودیار اقدامات مهمی در این زمینه داشته باشند به شرطی که در حد خودشان، در شرایط خودشان و در وضعیت خودشان  روی خطی حرکت کنند تا نقطه ای که برای آن ها تعیین می شود یعنی درمان شوند ولی بعد از درمان همچنان مورد حمایت کارشناسان باشند. اینگونه نباشد که شنا را به آن ها یاد بدهیم و بعد در میان یک اقیانوس آن ها را رها کنیم.

_ به عبارتی همان ریکاوری بعد از درمان؟

بله دقیقا همینطور است ، یعنی یک حرکت ملی صورت بگیرد. ما باید هنرمندان ضد اعتیاد داشته باشیم، ورزشکاران ضد اعتیاد داشته باشیم و انجمن هایی تشکیل بشوند و همه با هم گوشه ای از این وزنه بزرگ را بردارند، در واقع دولت بسترهایی را فراهم می کند و همه اقشار جامعه در این امر کمک می کنند. یعنی اگر والدین ضد اعتیاد، معلمین ضد اعتیاد، ورزشکاران ضد اعتیاد، بازاری های ضد اعتیاد و... در جامعه باشند می توانند کمک های زیادی به حل این بحران داشته باشند. امروز در جامعه خیرین زیادی وجود دارند که با آگاه کردن آن ها می توان از کمک آن ها در این زمینه استفاده کرد. یک بیمار که تازه درمان شده نیاز دارد شغلی پیدا کند و به جامعه برگردد، شغلی که با برنامه ریزی باشد و به او فشاری وارد نکد، اگر خیرینی باشند که درباره درمان و مراقبت های بعد از آن آگاهی لازم را داشته باشند می توانند کار مناسب در اختیار این افراد قرار دهند  با در نظر گرفتن شرایط آن ها، از آن ها توقع نداشته باشند که مثل افراد عادی برای آن ها کار کنند، تا زمانی به این ترتیب از آن ها حمایت کنند تا بتوانند مثل یک انسان عادی به کار و زندگی بازگردند در غیر اینصورت آن ها بعد از درمان به جامعه باز می گردند باید مثل افراد عادی کار کنند و در نهایت زیر فشار کاری مجبور می شوند که دوباره مصرف کنند.

_ نکته بسیار مهمی که در صحبت های شما بود، عزم ملی بود که اشاره کردید. ما تجربیات بسیار دردناکی در زمینه بلایای طبیعی مثل زلزله در کشورمان داشتیم که مردم عزیزمان بدون اینکه منتظر دولت باشند و از کسی توقع داشته باشند خودشان به یاری هموطنانشان شتافتند. این احساس در بین مردم ایران مثال زدنی است اما جای این گلایه هم هست که همین مردم وقتی یک مصرف کننده می بینند و یا حتی اسم یک مصرف کننده را می شنوند کاملا تغییر موضع می دهند که مصرف کنندگان بد هستند، خلافکار هستند، اگر چیزی از کسی گم شود حتما کار کسی بوده که مصرف کننده است و... چرا این طرز نگاه به یک مصرف کننده تغییر نمی کند؟ چرا تا این مساله مطرح می شود غریبه و دشمن می شویم و می خواهیم مصرف کنندگان را نابود کنیم؟

 در شرایطی مثل زلزله بم  تعداد زیادی از هموطنان ما جان خود را از دست دادند که این شرایط ، شرایط ناخواسته ای بود و عزم همه جزم شد برای کمک به بازماندگان اما میلیون ها نفر از جوانان ما به خاطر مساله اعتیاد در حال نابودی هستند، ما باید دولت را بیدار کنیم به دنبال آن مردم هم حاضر می شوند اما شاید کسانی که در این عرصه فعالیت می کنند نتوانسته اند تعریفی که از این مساله در ذهن مردم جای گرفته را تغییر دهند.

 من به عنوان کسی که در این زمینه فعالیت می کنم ، همیشه با کسانی که برخورد داشتم از هر صنفی، به من این نیرو و قوت قلبی را می داند که کار درست و پسندیده ای را انجام می دهم. فقط باید جلوی الگوپذیری های نادرستی که از گذشته در جریان است گرفته شود چرا که این طرز نگاه اشتباه  کار همه کسانی که در این زمینه فعالیت می کنند را هم بی نتیجه می کند.

_ من از جانب دست اندرکاران برنامه شروع خوب این حرف را می زنم که همه کسانی که برای پخش این برنامه تلاش می کنند هدفشان این است که نگاه جامعه از نگاه اخلاقی به این مساله خارج شود و به یک نگاه بهداشتی تغییر کند برای کسی که واقعا خواست درمان دارد. اما زمانی هم هست که شخصی مواد مصرف می کند، از کار خود راضی هم هست و آسیب های زیادی هم ایجاد می کند، به نظر من برخوردهای شدید به چنین افرادی جایز است اما منظور ما کسانی هستند که مصرف کننده شده اند اما به دنبال راهی برای درمان می گردند و قصد درمان دارند.

اگر بتوانیم کلمات و باورهای غلطی را که در جامعه حاکم است مثل مصرف مواد برای جلوگیری از دیابت و... را از بین ببریم و در کنار آن به مردم تفهیم کنیم که کسی که معتاد شده یک اشتباهی کرده مثل همه ما که اشتباه می کنیم ،فقط نوع اشتباهمان با هم فرق دارد. شاید تخریب هایی که من در جامعه ایجاد می کنم به مراتب بیشتر از تخریب هایی باشد که یک مصرف کننده ایجاد می کند فقط اشتباه او بارز و عیان است و خطاهایی که ما انجام می دهیم برای همه پوشیده است. شاید اگر شما پای صحبت های همسر من بنشینید بگوید: که کاش همسرم مصرف کننده بود ولی این صفت بد را نداشت.

با این تفاسیر باید با برنامه هایی که ساخته می شود نگاه های غلط را تغییر داد. البته که یک مصرف کننده به خاطر مصرف مواد آسیب هایی را به خانواده و جامعه زده و تخریب هایی را مخصوصا برای اطرافیانش ایجاد کرده اما نگاه باد تغییر کند. اگر من به عنوان برادر،همسر، مادر و... بیمارگونه به این قضیه نگاه کنم می توانم در امر درمان تاثیر گذارتر باشم یا اینکه خدای ناکرده به عنوان یک مجرم به این فرد نگاه کنم؟ اگر قبوا کنم که فرزند یا همسرم به خاطر بیماری و نیازی که دارد دست به کیفم برده درمانش می تواند راحت تر باشد ویا اینکه صورت مساله را پاک کنم و به او برچسب مجرم و خلافکار بزنم؟


_بیایید به قول شما به نقاط کور بپردازیم. واقعا چه آموزش هایی  باید به فرد بدهیم که متوجه شود لذت استفاده اولیه از مواد می تواند باعث تخریب های زیادی شود ؟ پدرو مادر و ما به عنوان کسانی که در رسانه ها فعالیت می کنیم و... به یک نوجوان 13 یا 14 ساله چه آموزشی باید بدهیم و چگونه این امر را برای او تفهیم کنیم؟

 اولا با کسی که درگیر این مساله شده و یا در معرض درگیری است درباره اعتیاد و عواقب آن اغراق آمیز صحبت نکنند ، از بعضی کلمات مثل اعتیاد تفریحی یا تفننی استفاده نکنند چون نوجوانی که مخاطب است یا صحبت های شما را می شنود با خودش می گوید: پس تفریح هم وجود دارد. مرحله اعتیاد مرحله ای است که 1- وارد می شویم  2- شناخت پیدا می کنیم 3- وضعیت را متوجه می شویم که با مصرف مواد چه حالتی ایجاد می شود . بیماری که در این مرحله است و هنوز لذت می برد ( 5% مواد لذت است و 95% آسیب)  آینده را نمی بیند که چند سال بعد همه چیزش را از دست می دهد و... و هرچه هم که به او بگویند فایده ای ندارد و متاسفانه این الفبای غلط که من معتاد نمی شود، من با بقیه فرق می کنم ، اگر بخواهم دیگر مواد مصرف نمی کنم و... برای این افراد که  در این مرحله هستند وجود دارد، فرقی هم نمی کند که از چه طبقه و چه سطح سوادی  باشند.

نکته: خانواده ها به تغییر رفتار فرزندانشان دقت کنند چه مثبت چه منفی. اگر فرزند من در گذشته گوشه گیر و دپرس بوده و به یکباره پر انرژی و اجتماعی شده جای یک علامت سوال وجود دارد.

 در جامعه ما که در مسیر توسعه قرار دارد، رفاه طلبی در جامعه بالا است و ارتباطات با سایر نقاط جهان زیاد است و در حال عبور از این تنگه هستیم باید به خانواده ها آموزش داده شود. من در کشورهای خارجی مثل کانادا دیده ام که خود خانواده ها برای اینترنت فرزندانشان از فیلتر استفاده می کنند. خانواده ها و والدین باید آموزش های لازم را داشته باشند، اگر می خواهیم بحث پیشگیری را از درون مدارس شروع کنیم باید نگاهمان متفاوت شود، باید در مدارس مددکار اعتیاد داشته باشیم که خودش آموزش دیده باشد و بتواند آموزش هایی بر مبنای واقعیت به نوجوانان و جوانان بدهد نه اینکه با آن ها در باره این مساله به شدت اغراق آمیز صحبت کند که کاملا متفاوت با چیزی باشد که یک جوان در دنیای واقعی و بیرون می بیند.

از نظر من خانواده می تواند نقش بسیار مهمی در درگیری فرزندان به اعتیاد داشته باشد، در بعضی از کتب هم عنوان شده که عامل ژن نقش مهمی در اعتیاد اشخاص دارد به عبارتی اگر پدر یا مادر اعتیاد داشته باشند این مساله از طریق ژن به فرزندشان هم انتقال پیدا می کند ، اگر این ژن در فرزندشان کمرنگ بود و او درگیر نشد حتما در نسل های بعدی قدرت می گیرد و خود را نشان می دهد، اگر فرزند آن پدر یا مادر  درگیر نشد حتما نوه آن ها درگیر می شود.

عوامل محیطی یا فراوانی عرضه که در یک جامعه وجود دارد می تواند در افزایش تعداد معتادان نقش مهمی داشته باشد. یک نوجوان به خاطر اینکه با افرادی که در اطرافش هستند هم نوع زیستی کند  ناچار می شود مثل آن ها شود به عبارتی برای اینکه کم نیاورد او هم چاقو در جیبش نگه می دارد یا سیگار می کشد یا مواد مصرف می کند ویا ....

 ما باید از این شرایط و یا این تنگه عبور کنیم تا به شرایطی برسیم که جوانانمان قدرت نه گفتن را پیدا کنند.

_ در دوره ای که امروز زندگی می کنیم نبستن کمربند ایمنی خیلی بد است، آشغال از شیشه ماشین به بیرون پرتاب کردن خیلی بد است، آشغال کف خیابان ریختن خیلی بد است و...  به نظر من باید به نقطه ای برسیم که بد بودن استفاده از هر نوع مواد مخدر هم به همین صورت در بین مردم جا بیافتد.

در حالی که من فکر می کنم نیروی انتظامی برای جا انداختن مسائلی مثل کمربند ایمنی و... نه تلاش زیادی انجام داده و نه هزینه زیادی صرف کرده چون بسترهای مردم ما برای پذیرفتن این مسائل باز و فراهم است، برای اینکه ما ملتی هستیم که از سابقه فرهنگی بالایی برخورداریم. وقتی پدر و مادر ها این مسائل را پذیرفتند و رعایت کردند کودکان هم در کنار آن ها آموزش می گیرند چون کودکان بیشترین الگوپذیری را از والدینشان دارند.

_ جناب اجازه بدهید که از بحث پیشگیری خارج شده و کمی هم به بحث درمان بپردازیم؟

بحث درمان  در قسمت دوم مساله پیشگیری بود، من خدمت عزیزانی که مخاطب این برنامه هستند و یا درگیر اعتیاد هستند عرض می کنم که درمان های یک شبه ، دوشبه ، یک هفته فایده ای ندارد یک درمانی باید باشد که دراز مدت باشد یعنی درمان جسمی ودرمان نگهدارنده . من اصرار می کنم به این صحبتم که وقتی یک بیماری مسری است کسی که در حال درمان است باید از منشا عفونت فاصله بگیرد، هرچه قدر این فاصله طولانی تر باشد احتمال بازگشت کمتر است.

_ جناب دکتر شما از چه درمان هایی استفاده می کنید؟

ما از تنتور اوپیوم استفاده می کنیم که همان شربت تریاک است، از متادون و از قرص بوپرو هم استفاده می کنیم و البته روش های سم زدایی اولیه با دارو.

_ کسانی که به شما مراجعه می کنند و برای درمانشان از این روش ها استفاده می کنید را بستری می کنید ویا... مثلا شربت تریاک را چه طور استفاده می کنید ؟

 دراستفاده از شربت تریاک  به صورت سرپایی درمان می کنیم یعنی شخص مراجعه می کند و با توجه به میزان مصرفش مقداری شربت که نگهدارنده است در وعده های منظم برای او در نظر گرفته می شود.

 _ شما با گروه های خودیار هم همکاری دارید؟

بله، که اتفاقا نتایج خوبی هم در این همکاری ها حاصل شده و حسنی هم که دارد این است که انسان در این ارتباطات چیزهای زیادی هم یاد می گیرد. من به مسئولین ستاد مبارزه با مواد مخدر هم گفته ام که ستاد بال های زیادی دارد اما این بال ها از هم جدا هستند که باید در یک جا جمع شوند .... همه چیز را همگان دانند .... یعنی باید همه فعالان در این زمینه دست به دست هم بدهند و از رد و انکار یکدیگر دست بردارند.

آقای صفاری امیدوارم که شما و همه کسانی که در این زمینه فعال هستند همیشه در کارتان موفق باشید و این تقدس را در کارتان حفظ کنید و متشکرم که دعوت ما را پذیرفتید و به برنامه خودتان تشریف آوردید.

 

_کلام آخر؟

نکته ای وجود دارد که ناگفته مانده و آن اینکه جوانان عزیز، عزیزانی که درگیر اعتیاد هستید و آن هایی که درمان شده اید، تفننی کشیدن، هفته به هفته کشیدن، عروسی به عروسی کشیدن افسانه ای بیش نیست، یک توهم است و این را همیشه در نظر داشته باشید که تخریب با یک دود شروع می شود.


با تقدیم احترام، همسفر فریده