گزارش برنامه شروع خوب
" به نام نامی اولین عاشق که اوست "
برنامه شروع خوب روز شنبه مورخ 92/09/09 با حضور بنیانگزار کنگره 60 آقای مهندس دژاکام برگزار شد که گزارش آن را به اطلاع شما خوانندگان گرامی می رسانیم .

آقای عباس امیرمعافی مجری برنامه شروع خوب عنوان کردند ما نمی خواهیم مانند برنامه های دیگر از کلمات کتابی استفاده کنیم و قصد داریم خیلی رُک با مخاطبان سخن بگوئیم و از مهمان برنامه ؛ آقای مهندس دژاکام بعنوان اولین سؤال پرسیدند :
چرا درگیر اعتیاد شدید ؟
آقای مهندس دژاکام :
اولین مسئله این است که ؛ من نزدیک دو دهه دانسته یا ندانسته درگیر اعتیاد شدم و یک دهه آن را به دنبال راهی بودم که از دنیای اعتیاد خارج شوم اما راهی پیدا نمی کردم . درنهایت ؛ خودم راهی برای درمان اعتیاد پیدا کردم و از اعتیاد خارج شدم . زمانی که خودم از از اعتیاد خارج شدم ، تمام مطالب و تجربیات خود را در کتاب 60 درجه زیرصفر نوشتم که اکنون به چاپ شانزدهم رسیده است و به زبان انگلیسی و فرانسه هم ترجمه شده است . بعد از آن این راه را در اختیار دیگران گذاشتم که درحال حاضر تعداد زیادی از انسانها با آن روش و متد از اعتیاد رها شده و درحال رها شدن هستند .
آقای امیرمعافی :
آقای مهندس زمانی که روش را پیدا کردید و دیدید این روش نتیجه داده و می خواستید در اختیار دیگران قرار دهید ، آیا نگاه مادی به این قضیه نداشتید ؟
آقای مهندس :
خیر من چنین تصوری نداشتم اما مطمئناً هرچیزی که بار معنوی داشته باشد ، قطعاً بار مادی به همراه خواهد داشت . شاید شما اکتشافی را به ثبت برسانید و آن را به فروش برسانید اما در مقوله پزشکی و بهداشتی و مسائلی که به جان انسانها بستگی دارد ، نمی توان پنهان کرد و یا آن را به فروش رساند و ثبت کرد و یا پَتِنت آن را گرفت .
آقای امیرمعافی :
اما خیلی ها اعتیاد را یک تجارت می دانند ! چه افرادی که قاچاق موادمخدر می کنند و چه کسانی که در زمینه درمان اعتیاد فعالیت می کنند ، مصرف کنندگان را به چشم عابربانک و دسته چک می بینند . پس شما چنین تصوری نداشتید ؟
آقای مهندس :
ممکن است در هر قشر و صنفی ، یکسری افراد اینگونه باشند و سوء استفاده کنند و نسبت به مصرف کننده همچین دیدی داشته باشند اما نمی توان گفت که همه افراد در این صنف اینگونه هستند و اعتیاد هم از این مقوله مستثنی نیست ! چیزی که در اعتیاد مطرح هست ، اگر ما از سیستم پزشکی و سیستم NGO ها خارج شویم ، وارد مسائل دیگری می شویم و آنجاست که می توان گفت مورد سوء استفاده قرار می گیرند . بعضی مواقع ؛ چیزهای دیگری مطرح می شود که تخریب سنگینی دارد بعنوان مثال ؛ در عطاری که کپسول های ترک اعتیاد می فروشند و یا داروهائی که در ماهواره های مختلف بعنوان داروی ترک اعتیاد تبلیغ می شود که برخلاف گفته آنها که می گویند : کپسول ها گیاهی هستند ، آن کپسول ها تشکیل شده از داروهای شیمیائی که بصورت پودر در این کپسول ها می ریزند و تخریب بسیار زیادی دارند . این کپسول ها به کبد آسیب فراوان می زنند . آنزیم های کبد که باید بین 30 الی 40 آنزیم باشند ، با مصرف این کپسول ها به 250 الی 300 آنزیم می رسد که بعضاً مشکوک به سرطان می شود . طبق قوانین پزشکی ؛ وقتی داروئی به بیمار داده می شود ، باید اطلاعات مربوط به محتویات دارو را نیز بدهند . شاید بگویند این ترکیبات سرّی هستند درصورتیکه ما در علم پزشکی ، چیزی بصورت سرّی نداریم و کسیکه می خواهد این دارو را مصرف کند ، حق مسّلم اوست که بداند چه چیزی را می خورد و ترکیبات آن دارو چیست . متأسفانه برخی از ناآگاهی های انسانها سوء استفاده کرده و تخریب بالائی به انسانها وارد می کنند .

آقای امیرمعافی :
پس شما معتقدید خانواده هائی که برنامه ما را می بینند و میان آنها مصرف کننده وجود دارد ، گول تبلیغات این کپسول ها و داروها را نخورند ؟
آقای مهندس :
بله . مردم تصور می کنند چون این داروها یا کرم ها از طریق ماهواره تبلیغ می شود ، پس حتماً آنها در خارج از کشور و در کشورهای اروپائی ساخته می شوند . درصورتیکه اینگونه نیست و معمولاً در اطراف شهرها ، در کارگاهها و گاراژها و شاید بیقوله ها ، درست می شوند و آنها را بسته بندی کرده و به آنها مارک خارجی زده و میان مردم پخش می کنند .
آقای امیرمعافی :
آیا نمی شود جلوی این تبلیغات و داروها گرفته شود ؟ چراکه بخشی از تخریب ها توسط همین بازار ایجاد شده است و کسانی هستند که می خواهند اعتیاد خود را درمان کنند ولی از طریق اینها کلایشان برداشته می شود !
بله متأسفانه زمانی که شخص اقدام به ترک می کند و هربار که در این راه شکست می خورد ، وضعیت ناهنجاری در خانواده و در خود بوجود می آورد . از نظر جسمی ضعیف و فرسوده می شود و اعتمادبنفس خود را از دست می دهد و همینطور اعضای خانواده اعتمادشان را نسبت به فرد مصرف کننده از دست می دهند . زیرا آنها گمان می کنند که شخص درمان شده اما دوباره به مواد روی آورده است . درصورتیکه شخص اصلاً درمان نشده است !
اما اینکه چرا جلوی آنها گرفته نمی شود ، باید بگویم : من در موقعیتی نیستم که به این پرسش پاسخ بدهم .
آقای امیرمعافی :
اما شما در این حوزه صاحب نظر هستید و هم مسئولین نظر شما را قبول دارند و هم مردم !
آقای مهندس :
درست است . من گمان می کنم اگر بخواهیم جلوی آنها را بگیریم ، ردیابی آنها کار سختی نیست و فقط کافیست از روی شماره تلفن آنها ، آنها را شناسائی کرد چراکه اینها تخریب ایجاد می کنند .

آقای امیرمعافی :
آقای مهندس یکی از مباحثی که در سراسر دنیا وجود دارد ، بحث پیشگیری می باشد . می خواهم شما برای ما توضیح دهید پیشگیری در اعتیاد چیست ؟ آیا آنچه آنها می گویند درست است ؟ یعنی می بایست از سطح دبستان شروع کنیم و به پله های بالاتر برسیم ؟ چون صحبت تمام مسئولین روی پیشگیری است . نظز شما راجع به پیشگیری چیست ؟
آقای مهندس :
اول باید بگویم اینطور نیست که ما بخواهیم همه چیز را از آنها بیاموزیم . بنده با تمام اعتمادبنفس می گویم که آنها نیز می بایست خیلی چیزها را از ما بیاموزند . نظر ما هم اینچنین است که ؛ پیشگیری مقدم بر درمان و وقوع حادثه می باشد و این امر تنها در پزشکی نیست . در رانندگی هم می گویند : برای پیشگیری از تصادفات ، نباید سرعت شما بیش از 120 کیلومتر باشد و یا کمتر از آن و یا اینکه باید کمربند ایمنی را ببندیم یا برای جلوگیری از بیماری ایدز و یا سِل ، باید چه رفتارهائی داشته باشیم . اینها مسائلی هستند که برای پیشگیری مطرح هستند و بایستی انجام شوند اما در حوزه اعتیاد ؛ خیلی چیزها مبهم است . اینکه می خواهیم از چه چیزی پیشگیری کنیم ؟
پس ؛ ابتدا باید بدانیم اعتیاد چیست ؟ وقتی اعتیاد را نشناسیم و ندانیم اعتیاد چیست ، از چه چیزی و چگونه می خواهیم پیشگیری کنیم ؟! وقتی گوینده نمی داند که چه می گوید ، شنونده چه می فهمد ؟! پس ؛ اول باید بدانیم اعتیاد چیست ؟ ممکن است همه بگویند : آفتاب آمد دلیل آفتاب و همه ما می دانیم اعتیاد چیست اما من تصور می کنم که نمی دانیم و یا لااقل ؛ همه ما نمی دانیم .
مسئله دوم این است که ؛ چگونه فرد معتاد می شود تا ما جلوی آن را بگیریم . تا ما ندانیم انسانها چگونه معتاد می شوند ، پیشگیری ممکن نیست . بعنوان مثال ؛ در تصادفات رانندگی ، اگر سرعت را از 120 کیلومتر پائین بیاوریم ، پیشگیری کرده ایم و درواقع ؛ علت و دلیل مشخص هستند اما در اعتیاد مشخص نیست .
آقای امیرمعافی :
قدرت " نه " گفتن و دوستان !
آقای مهندس :
قدرت " نه " گفتن چه هست ؟ اینکه اگر دوستم به من تعارف کرد که حشیش بکشم ، بگویم : نه من نمی کشم ! یا سرقت کردن ! این " نه " گفتن بر چه پایه و دلایلی استوار است ؟ بر چه معرفت و شناخت و آکاهی استوار است ؟ ما وقتی بخواهیم عمل سالمی انجام بدهیم ، باید معرفت داشته باشیم . معرفت یعنی چه ؟ یعنی ؛ شناخت ، یعنی ؛ آگاهی یعنی ؛ آموزش ببینیم ، تفکر کنیم و تجربه کنیم تا به دانائی و معرفت برسیم . وقتی به معرفت برسیم ، می توانیم عمل سالم را انجام دهیم و به آن آگاهی برسم و آنگاه است که نه گفتن را می آموزیم و آن زمان است که می دانیم چه کاری را انجام می دهیم .
آقای امیرمعافی :
عمل سالم چیست ؟
آقای مهندس :
عمل سالم ؛ عملی است که نتیجه آن درست و خوشایند باشد . خیلی از اعمال هستند که شاید ظاهر نیک داشته باشند اما پایان تلخ و گریه آور خواهند داشت مانند ضمانت کردن فردی که باعث می شود شخصی از زندان آزاد شود . حال اگر ضمانت او را کردی و فرد به زندان بازنگشت و فرار کرد ، منزل شما مصادره می شود . شاید این عمل شما نیک بوده باشد اما عمل سالمی نخواهد بود . ما باید یاد بگیریم که عمل سالم را انجام دهیم . عمل سالم همان قدرت " نه " گفتن است . اینکه تشخیص بدهیم مواد مصرف کنیم یا خیر ! فلان سرقت را انجام بدهیم یا خیر ! هنر " نه " گفتن باید از روی آگاهی باشد .
آقای امیرمعافی :
شما مثال حادثه رانندگی را زدید و گفتید سرعت بیش از 120 کیلومتر حادثه ساز است اما خیلی ها این سرعت را دوست دارند . آیا نبود فضای خاصی که شخص با وسیله خود ، هیجان خود را از طریق سرعت تخلیه کند ، باعث نمی شود که شخص قوانین را زیرپا بگذارد ؟ ما چقدر می توانیم به یک جوان بگوئیم سرعت خوب نیست ! البته هدف از این سؤال این است که می خواهم به لذت اعتیاد برسم .
آقای مهندس :
درست است . سرعت لذت دارد . در خیلی از کشورها اتوبان هائی وجود دارد که سرعت ، آزاد است و شخص هیجان خود را تخلیه می کند اما به بحث اعتیاد بازگردیم ؛ ما قبل از اینکه به لذت اعتیاد برسیم ، باید بدانیم که اعتیاد چیست و فرد چگونه معتاد می شود و راه پیشگیری آن چیست ! قبل از آن با مبحثِ بستر روبرو می شویم .این بستر به چه معناست ؟
اعتیاد و یا هرگونه خلاف دیگری ، یک بستری می خواهد . اگر این بستر مناسب وجود داشته باشد ، آن موضوع رشد می کند و اگر آن بستر وجود نداشته باشد ، رشد نخواهد کرد . بعنوان مثال ؛ اگر گندم را روی آسفالت بریزید و به آن آب بدهید ، گندم رشد نمی کند و یا در شوره زار و یا زمینی که آب نداشته باشد . اما اگر آن را در خاک مناسب و نور مناسب بکاریم و به آن آب بدهیم ، رشد می کند . اعتیاد هم برای رشد ، بستر می خواهد . باید بستر مهیا باشد پس ؛ برای پیشگیری هم یکی از پارامترها ، بستر می باشد . یا باید جوان ها سر کار بگذاریم یا اینکه آنها ما را سر کار بگذارند !
پس این بستر ، بیکاری نیست چراکه خیلی از مصرف کنندگان شاغل هستند . متعلق به مجردها نیست چراکه خیلی از متأهلین ، مصرف کننده هستند . به بیسوادی هم نیست چراکه خیلی از مصرف کنندگان باسواد هستند . منظور از بستر اینها نیست . اگر اقشار جامعه ، یک وقت آزاد در طول روز دارند که به تفریح اختصاص می دهند ، این ساعات تفریح را باید کجا بگذرانند که البته این یکی از دلایل می باشد .
یک تفریح ساده و سالم ؛ ورزش است . آیا ما مجموعه های ورزشی و میادین ورزشی رایگان یا ارزان قیمت داریم تا در اختیار آنها بگذاریم ؟ برای ورزش شنا ، یک بیط استخر از 10 هزار و 15 هزار تومان به بالاست . درصورتیکه قیمت کراک و شیشه ، گرمی 7 یا 8 هزار تومان و شاید هم کمتر باشد !

آقای امیرمعافی :
پس تهیه کراک و شیشه از بلیط استخر ارزانتر است ؟
آقای مهندس :
بله ارزان تر است و متأسفانه هزینه مجموعه های ورزشی بسیار بالاست . البته دولت و نظام خرج می کنند و بودجه در اختیار می گذارند و امکانات هست اما اکثر زمین های ورزشی تا آنجا که بنده اطلاع دارم ، کرایه داده شده است .
ما در کنگره 60 ورزش می کنیم و 700 الی 800 ورزشکار درجه یک داریم اما رشته های ورزشی ما مانند فوتبال و والیبال و راگبی روی آسفالت انجام می شود که البته جای شکر دارد که اجازه می دهند ما در آنجا ورزش کنیم و من در اینجا از مسئولین پارک طالقانی تشکر می کنم که همکاری لازم را با ما دارند .
اینها تمام در رابطه با پیشگیری است و فقط این نیست که به فرزندان خود بگوئیم که موادمخدر بد است !
آقای امیرمعافی :
چرا باوجودی که به آنها می گوئیم موادمخدر بد است ، باز هم جوانان تمایل به مصرف دارند ؟ من می خواهم مقوله اعتیاد را تشریح کنم . اینکه چگونه پیش می آید و چگونه یک فرد ، مصرف کننده دائم می شود ؟ اگر امکان هست ، برای ما تشریح کنید چراکه این امر مربوط به مبحث پیشگیری می شود چراکه هدف اصلی برنامه شروع خوب رویکرد پیشگیری است .
آقای مهندس :
اینها به هم مربوط هستند و از هم جدا نیستند . پیشگیری ، درمان ، کاهش تقاضا و کاهش عرضه و مهمترین مسئله ما در پیشگیری این است که ؛ ابتدا صورت مسئله اعتیاد را بدانیم . اولین مقوله شناخت اعتیاد است . اینکه اعتیاد چیست . یکسری افراد گمان می کنند که مقداری سم وارد خون شخص می شود و شخص مسموم می گردد و اگر ما این سم ها را خارج کنیم ، این مشکل حل می شود و اگر آن شخص برگشت خورد ، ضعیف و بی اراده است و همه فکر می کنند که شخص برای خوش گذرانی مواد مصرف می کند و می گویند که فرد معتاد لذت جوست درصورتیکه اینگونه نیست . اعتیاد شاید در اوایل مصرف ، لذت داشته باشد اما در ادامه ؛ دیگر لذتی نیست .
بعنوان مثال ؛ فردی که تریاک یا کراک مصرف می کند ، اگر مصرف خود را قطع کند ، بلافاصله بیرون روی پیدا می کند . دومین عارضه آن ، عرق کردن است و سپس عطسه های پی در پی و بعد از آن ؛ پادرد و اسپاسم عضله و استخوان درد و پرش پا بهمراه دارد و تا سه ماه قادر به خوابیدن نیست . کجای این عوارض لذت دارد و فرد مصرف کننده ، یک شخص لذت جوست ؟!
شخص مصرف کننده مواد را مصرف می کند تا یک شخص عادی شود . تریاک را مصرف می کند تا از آن عوارضی که نام بردیم ، جلوگیری کند . اینکه اعتیاد لذت ندارد ، یک نوع پیشگیری است و باید این اطلاعات را به مردم برسانیم که در اعتیاد لذتی در کار نیست . اوایل مصرف کمی لذت دارد اما در ادامه ؛ جز بدبختی ، بیچارگی و نکبت و ذلّت ، چیز دیگری نیست ! پس اعتیاد نه مسمومیت است و نه لذت طلبی !
اعتیاد جایگزینی در سه بخش ؛ جسم ، روان و جهان بینی است که تاکنون ؛ این قضیه مجهول بوده و صورت مسئله اعتیاد مشخص نشده است . یعنی نمی دانستیم یک مصرف کننده موادمخدر ، کدام قسمت بدنش آسیب دیده است تا بتوانیم او را درمان کنیم . اعتیاد در یک فرد جایگزینی است اما جایگزینی چیست ؟
جایگزینی موادمخدر بیرونی به جای موادمخدر طبیعی بدن .
بدن ما تمام موادمخدر شیمیائی لازم خود را تولید می کند مانند : دوپامین ، اندروفین و سروتونین که تولید می شوند . وقتی ما این مواد را از بیرون وارد بدن خود می کنیم ، این مواد ، جایگززین موادمخدر درونی بدن شده و بعد از مدتی دیگر تولید نمی شوند . علت اینکه فرد چندین بار ترک می کند و بعد از مدتی دوباره برگشت می خورد و مواد مصرف می کند ، همینجاست . ما جایگزین بیرون را قطع کرده ایم و در داخل هم دیگر تولید نمی شود . در اینجا به شخص شوک وارد می شود و تعادل لازم را ندارد . 6 ماه تحمل می کند اما بعد از آن دوباره به مصرف مواد روی می آورد . اینها در قسمت فیزیولوژی و جسم است و به تبع آن ؛ روان هم بهم ریخته و شخص دچار افسردگی و اضطراب و خیلی از مسائل دیگر می شود . جایگزینی یکسری افکار و اندیشه افیونی بجای افکار و اندیشه سالم !
یک فرد مصرف کننده ؛ تمام افکارش حول موادمخدر و مصرف آن می باشد یعنی ؛ موادمخدر برای او تصمیم می گیرد . هرکاری که یک فرد مصرف کننده می خواهد انجام بدهد ، باید موادمخدر آن را تعیین کند . اینکه کجا برود ؟ آیا در آنجا مواد هست ؟! در خوردن خوراکی ها و یا در ارتباط با مردم و مهمانی رفتن ، مواد تصمیم گیرنده است و کاری هم به غیرت فرد ندارد چراکه اگر مواد مصرف نکند ، حتی قادر نیست راه برود !
آقای امیر معافی :
شاید باور بعضی افراد اینگونه باشد که ؛ من با بقیه فرق می کنم و من معتاد نمی شوم چون بدنم با بقیه فرق می کند . من از آقای مهندس می پرسم که آیا اینگونه هست ؟
آقای مهندس :
سؤال کلیدی و خوبی است و شاید این نقطه یکی شاه کلیدهای مبحث پیشگیری باشد . همچنین این سؤال مربوط به این بحث است که چگونه معتاد می شویم . بنده یک بحث علمی را عنوان می کنم و بهتر است حقایق را برای انسانها بازگو کنیم . ما تا یک حدی می توانیم به بچه ها بگوئیم : لولو و یا جیز !
این امر همان مسئله " چگونگی معتاد شدن " می باشد . یکی از مسائلی که همیشه سعی داشتند افراد را بترسانند این بوده که ؛ اگر شما یکبار تریاک را مصرف کنی ، معتاد می شوی که این مسئله از جهتی درست و از جهتی غلط می باشد . از این جهت درست است که فرد زمانی که برای اولین بار تریاک را مصرف می کند ، گوئی دعوت شیطان را لبّیک گفته و اولین قدم را برای معتاد شدن برداشته است اما زمانی معتاد می شود که جایگزینی انجام شود . زمانی که جسم و فیزیولوژی وابسته به موادمخدر بیرونی می شود و سیستم های درونی و ناقل های عصبی از کار بیفتد ، شخص معتاد می شود و باید حداقل 200 بار مواد مصرف کند تا معتاد شود . مانند طنابی که کشیده می شود و در جائی دیگر تحمل کشش را نداشته و پاره می شود .
آقای امیرمعافی :
البته خانواده ها سوء برداشت نکنند . شاید فرد با اولین بار کشیدن هم گرفتار شود !
آقای مهندس :
بله سوء تعبیر نشود و اینگونه نباشد که گمان کنیم فرد بعد از 50 بار کشیدن معتاد می شود . خیر اینگونه نیست و با یک بار کشیدن شخص وارد بازی شده است . درست مانند این است که شما از ساختمان 100 طبقه بپرید . وقتی پریدید ، بلافاصله به زمین برخورد نمی کنید و زمان می برد تا طبقه ها را طی کنید و با زمین برخورد کنید . زمانی که شما برای اولین بار مواد مصرف کردید ، یعنی اینکه ؛ شما جهش را از ساختمان انجام داده اید .
فرد بار اولی که مواد مصرف می کند ، طوریش نمی شود زیرا انتظار دارد با همان اولین مصرف ، معتاد شود و در اینجا اولین مبحث پیشگیری مطرح می شود . تمام بزرگان ، جوامع و دانشمندان می گویند که اگر یکبار بکشید ، معتاد می شوید و وقتی می بیند که اتفاقی نیفتاده ، به خودش می گوید که من 5 بار کشیدم و معتاد نشدم . در اینجا این تفکر بوجود می آید که بدن من با بدن بقیه فرق می کند چون همه می گویند با یکبار کشیدن شخص معتاد می شود . فرد مصرف کننده یک هفته صبر می کند و می بیند که اتفاقی نیفتاده و بهمین دلیل دوباره مصرف می کند . بعد از یک هفته که اتفاقی نمی افتد ، همین مسئله شخص را به چاه می اندازد و ذره ذره مانند باتلاق ، شخص را در درون خود می کشد .
آقای امیرمعافی :
و یا اینکه من خودم با بقیه فرق می کنم یا تفکرم !
آقای مهندس :
بله مثلاً شخص می گوید من لیسانس دارم ، من تفکر و اندیشه دارم و امکان ندارد که معتاد شوم . من ورزشکار هستم ، من مارادونا هستم و امکان ندارد که معتاد شوم و فقط بصورت تفریحی کوکائین مصرف می کنم اما می بینیم که مصرف کننده می شود !
پس ؛ اولین قدم وارد بازی می شود اما چه زمانی به زمین می خورد ؟
زمانی که از 100 طبقه عبور کند و همین امر باعث می شود که اکثراً بدینگونه مصرف کنننده می شوند .
سپاس فراوان از جناب آقای مهندس دژاکام و با تشکر از آقای عباس امیرمعافی مجری خوب و توانای برنامه شروع خوب
" به پاکی دریاها ژرف باشید "
تهیه گزارش : مسافر امیر و همسفر مهری مصطفی
كنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی میباشد که به منظور رهايي معتاديني كه همواره خواستار رهایی از دام اعتياد بوده اند و راه حل منطقي براي درمان خود پيدا نكرده اند تشكيل گرديده است اين كنگره بر اساس اصل پذيرفته شده كمك يك فرد رها شده از اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد متشكل شده است . اساس كار ما بر مبناي محبت ، عقل و ايمان است . در جلسات هر عضو راجع به تجربه و دانش خودش در مقوله اعتياد سخن مي گويد و از نصيحت كردن پرهيز مي نمايد ما به هيچ گروهی وابسته نيستيم و از نظر مالي به خود متكي مي باشيم و مي توانيم حامياني داشته باشيم و حامیان می توانند در اجرای اهداف کنگره 60 نقش بسیار سازنده ای داشته باشند .