" به نام نامی اولین عاشق که اوست "


برنامه شروع خوب روز شنبه مورخ 92/09/09 با حضور بنیانگزار کنگره 60 آقای مهندس دژاکام برگزار شد که گزارش آن را به اطلاع شما خوانندگان گرامی می رسانیم .




آقای عباس امیرمعافی مجری برنامه شروع خوب عنوان کردند ما نمی خواهیم مانند برنامه های دیگر از کلمات کتابی استفاده کنیم و قصد داریم خیلی رُک با مخاطبان سخن بگوئیم و از مهمان برنامه ؛ آقای مهندس دژاکام بعنوان اولین سؤال پرسیدند :

چرا درگیر اعتیاد شدید ؟

آقای مهندس دژاکام :

اولین مسئله این است که ؛ من نزدیک دو دهه دانسته یا ندانسته درگیر اعتیاد شدم و یک دهه آن را به دنبال راهی بودم که از دنیای اعتیاد خارج شوم اما راهی پیدا نمی کردم . درنهایت ؛ خودم راهی برای درمان اعتیاد پیدا کردم و از اعتیاد خارج شدم . زمانی که خودم از از اعتیاد خارج شدم ، تمام مطالب و تجربیات خود را در کتاب 60 درجه زیرصفر نوشتم که اکنون به چاپ شانزدهم رسیده است و به زبان انگلیسی و فرانسه هم ترجمه شده است . بعد از آن این راه را در اختیار دیگران گذاشتم که درحال حاضر تعداد زیادی از انسانها با آن روش و متد از اعتیاد رها شده و درحال رها شدن هستند .

آقای امیرمعافی :

آقای مهندس زمانی که روش را پیدا کردید و دیدید این روش نتیجه داده و می خواستید در اختیار دیگران قرار دهید ، آیا نگاه مادی به این قضیه نداشتید ؟

آقای مهندس :

خیر من چنین تصوری نداشتم اما مطمئناً هرچیزی که بار معنوی داشته باشد ، قطعاً بار مادی به همراه خواهد داشت . شاید شما اکتشافی را به ثبت برسانید و آن را به فروش برسانید اما در مقوله پزشکی و بهداشتی و مسائلی که به جان انسانها بستگی دارد ، نمی توان پنهان کرد و یا آن را به فروش رساند و ثبت کرد و یا پَتِنت آن را گرفت .

آقای امیرمعافی :

اما خیلی ها اعتیاد را یک تجارت می دانند ! چه افرادی که قاچاق موادمخدر می کنند و چه کسانی که در زمینه درمان اعتیاد فعالیت می کنند ، مصرف کنندگان را به چشم عابربانک و دسته چک می بینند . پس شما چنین تصوری نداشتید ؟

آقای مهندس :

ممکن است در هر قشر و صنفی ، یکسری افراد اینگونه باشند و سوء استفاده کنند و نسبت به مصرف کننده همچین دیدی داشته باشند اما نمی توان گفت که همه افراد در این صنف اینگونه هستند و اعتیاد هم از این مقوله مستثنی نیست !  چیزی که در اعتیاد مطرح هست ، اگر ما از سیستم پزشکی و سیستم NGO ها خارج شویم ، وارد مسائل دیگری می شویم و آنجاست که می توان گفت مورد سوء استفاده قرار می گیرند . بعضی مواقع ؛ چیزهای دیگری مطرح می شود که تخریب سنگینی دارد بعنوان مثال ؛ در عطاری که کپسول های ترک اعتیاد می فروشند و یا داروهائی که در ماهواره های مختلف بعنوان داروی ترک اعتیاد تبلیغ می شود که برخلاف گفته آنها که می گویند : کپسول ها گیاهی هستند ، آن کپسول ها تشکیل شده از داروهای شیمیائی  که بصورت پودر در این کپسول ها می ریزند و تخریب بسیار زیادی دارند . این کپسول ها به کبد آسیب فراوان می زنند . آنزیم های کبد که باید بین 30 الی 40 آنزیم باشند ، با مصرف این کپسول ها به 250 الی 300 آنزیم می رسد که بعضاً مشکوک به سرطان می شود . طبق قوانین پزشکی ؛  وقتی داروئی به بیمار داده می شود ، باید اطلاعات مربوط به محتویات دارو را نیز بدهند . شاید بگویند این ترکیبات سرّی هستند درصورتیکه ما در علم پزشکی ، چیزی بصورت سرّی نداریم و کسیکه می خواهد این دارو را مصرف کند ، حق مسّلم اوست که بداند چه چیزی را می خورد و ترکیبات آن دارو چیست . متأسفانه برخی از ناآگاهی های انسانها سوء استفاده کرده و تخریب بالائی به انسانها وارد می کنند .




آقای امیرمعافی :

پس شما معتقدید خانواده هائی که برنامه ما را می بینند و میان آنها مصرف کننده وجود دارد ، گول تبلیغات این کپسول ها و داروها را نخورند ؟

آقای مهندس :

بله . مردم تصور می کنند چون این داروها یا کرم ها از طریق ماهواره تبلیغ می شود ، پس حتماً آنها در خارج از کشور و در کشورهای اروپائی ساخته می شوند . درصورتیکه اینگونه نیست و معمولاً در اطراف شهرها ، در کارگاهها و گاراژها و شاید بیقوله ها ، درست می شوند و آنها را بسته بندی کرده و به آنها مارک خارجی زده و میان مردم پخش می کنند .

آقای امیرمعافی :

آیا نمی شود جلوی این تبلیغات و داروها گرفته شود ؟ چراکه بخشی از تخریب ها توسط همین بازار ایجاد شده است و کسانی هستند که می خواهند اعتیاد خود را درمان کنند ولی از طریق اینها کلایشان برداشته می شود !

بله متأسفانه زمانی که شخص اقدام به ترک می کند و هربار که در این راه شکست می خورد ، وضعیت ناهنجاری در خانواده و در خود بوجود می آورد . از نظر جسمی ضعیف و فرسوده می شود و اعتمادبنفس خود را از دست می دهد و همینطور اعضای خانواده اعتمادشان را نسبت به فرد مصرف کننده از دست می دهند . زیرا آنها گمان می کنند که شخص درمان شده اما دوباره به مواد روی آورده است . درصورتیکه شخص اصلاً درمان نشده است !

اما اینکه چرا جلوی آنها گرفته نمی شود ، باید بگویم : من در موقعیتی نیستم که به این پرسش پاسخ بدهم .

آقای امیرمعافی :

اما شما در این حوزه صاحب نظر هستید و هم مسئولین نظر شما را قبول دارند و هم مردم !

آقای مهندس :

درست است . من گمان می کنم اگر بخواهیم جلوی آنها را بگیریم ، ردیابی آنها کار سختی نیست و فقط کافیست از روی شماره تلفن آنها ، آنها را شناسائی کرد چراکه اینها تخریب ایجاد می کنند .



 آقای امیرمعافی :

آقای مهندس یکی از مباحثی که در سراسر دنیا وجود دارد ، بحث پیشگیری می باشد . می خواهم شما برای ما توضیح دهید پیشگیری در اعتیاد چیست ؟ آیا آنچه آنها می گویند درست است ؟ یعنی می بایست از سطح دبستان شروع کنیم و به پله های بالاتر برسیم ؟ چون صحبت تمام مسئولین روی پیشگیری است . نظز شما راجع به پیشگیری چیست ؟

آقای مهندس :

اول باید بگویم اینطور نیست که ما بخواهیم همه چیز را از آنها بیاموزیم . بنده با تمام اعتمادبنفس می گویم که آنها نیز می بایست خیلی چیزها را از ما بیاموزند . نظر ما هم اینچنین است که ؛ پیشگیری مقدم بر درمان و وقوع حادثه می باشد و این امر تنها در پزشکی نیست . در رانندگی هم می گویند : برای پیشگیری از تصادفات ، نباید سرعت شما بیش از 120 کیلومتر باشد و یا کمتر از آن و یا اینکه باید کمربند ایمنی را ببندیم یا برای جلوگیری از بیماری ایدز و یا سِل ، باید چه رفتارهائی داشته باشیم . اینها مسائلی هستند که برای پیشگیری مطرح هستند و بایستی انجام شوند اما در حوزه اعتیاد ؛ خیلی چیزها مبهم است . اینکه می خواهیم از چه چیزی پیشگیری کنیم ؟

پس ؛ ابتدا باید بدانیم اعتیاد چیست ؟ وقتی اعتیاد را نشناسیم و ندانیم اعتیاد چیست ، از چه چیزی و چگونه می خواهیم پیشگیری کنیم ؟! وقتی گوینده نمی داند که چه می گوید ، شنونده چه می فهمد ؟! پس ؛ اول باید بدانیم اعتیاد چیست ؟ ممکن است همه بگویند : آفتاب آمد دلیل آفتاب و همه ما می دانیم اعتیاد چیست اما من تصور می کنم که نمی دانیم و یا لااقل ؛ همه ما نمی دانیم .

مسئله دوم این است که ؛ چگونه فرد معتاد می شود تا ما جلوی آن را بگیریم . تا ما ندانیم انسانها چگونه معتاد می شوند ، پیشگیری ممکن نیست . بعنوان مثال ؛ در تصادفات رانندگی ، اگر سرعت را از 120 کیلومتر پائین بیاوریم ، پیشگیری کرده ایم و درواقع ؛ علت و دلیل مشخص هستند اما در اعتیاد مشخص نیست .

آقای امیرمعافی :

قدرت " نه " گفتن و دوستان !

آقای مهندس :

قدرت " نه " گفتن چه هست ؟ اینکه اگر دوستم به من تعارف کرد که حشیش بکشم ، بگویم : نه من نمی کشم ! یا سرقت کردن ! این " نه " گفتن بر چه پایه و دلایلی استوار است ؟ بر چه معرفت و شناخت و آکاهی استوار است ؟ ما وقتی بخواهیم عمل سالمی انجام بدهیم ، باید معرفت داشته باشیم . معرفت یعنی چه ؟ یعنی ؛ شناخت ، یعنی ؛ آگاهی یعنی ؛ آموزش ببینیم ، تفکر کنیم و تجربه کنیم تا به دانائی و معرفت برسیم . وقتی به معرفت برسیم ، می توانیم عمل سالم را انجام دهیم و به آن آگاهی برسم و آنگاه است که نه گفتن را می آموزیم و آن زمان است که می دانیم چه کاری را انجام می دهیم .

آقای امیرمعافی :

عمل سالم چیست ؟

آقای مهندس :

عمل سالم ؛ عملی است که نتیجه آن درست و خوشایند باشد . خیلی از اعمال هستند که شاید ظاهر نیک داشته باشند اما پایان تلخ و گریه آور خواهند داشت مانند ضمانت کردن فردی که باعث می شود شخصی از زندان آزاد شود . حال اگر ضمانت او را کردی و فرد به زندان بازنگشت و فرار کرد ، منزل شما مصادره می شود . شاید این عمل شما نیک بوده باشد اما عمل سالمی نخواهد بود . ما باید یاد بگیریم که عمل سالم را انجام دهیم . عمل سالم همان قدرت " نه " گفتن است . اینکه تشخیص بدهیم مواد مصرف کنیم یا خیر ! فلان سرقت را انجام بدهیم یا خیر ! هنر " نه " گفتن باید از روی آگاهی باشد .

آقای امیرمعافی :

شما مثال حادثه رانندگی را زدید و گفتید سرعت بیش از 120 کیلومتر حادثه ساز است اما خیلی ها این سرعت را دوست دارند . آیا نبود فضای خاصی که شخص با وسیله خود ، هیجان خود را از طریق سرعت تخلیه کند ، باعث نمی شود که شخص قوانین را زیرپا بگذارد ؟ ما چقدر می توانیم به یک جوان بگوئیم سرعت خوب نیست ! البته هدف از این سؤال این است که می خواهم به لذت اعتیاد برسم .

آقای مهندس :

درست است . سرعت لذت دارد . در خیلی از کشورها اتوبان هائی وجود دارد که سرعت ، آزاد است و شخص هیجان خود را تخلیه می کند اما به بحث اعتیاد بازگردیم ؛ ما قبل از اینکه به لذت اعتیاد برسیم ، باید بدانیم که اعتیاد چیست و فرد چگونه معتاد می شود و راه پیشگیری آن چیست ! قبل از آن با مبحثِ بستر روبرو می شویم .این بستر به چه معناست ؟

اعتیاد و یا هرگونه خلاف دیگری ، یک بستری می خواهد . اگر این بستر مناسب وجود داشته باشد ، آن موضوع رشد می کند و اگر آن بستر وجود نداشته باشد ، رشد نخواهد کرد . بعنوان مثال ؛ اگر گندم را روی آسفالت بریزید و به آن آب بدهید ، گندم رشد نمی کند و یا در شوره زار و یا زمینی که آب نداشته باشد . اما اگر آن را در خاک مناسب و نور مناسب بکاریم و به آن آب بدهیم ، رشد می کند . اعتیاد هم برای رشد ، بستر می خواهد . باید بستر مهیا باشد پس ؛ برای پیشگیری هم یکی از پارامترها ، بستر می باشد . یا باید جوان ها سر کار بگذاریم یا اینکه آنها ما را سر کار بگذارند !

پس این بستر ، بیکاری نیست چراکه خیلی از مصرف کنندگان شاغل هستند . متعلق به مجردها نیست چراکه خیلی از متأهلین ، مصرف کننده هستند . به بیسوادی هم نیست چراکه خیلی از مصرف کنندگان باسواد هستند . منظور از بستر اینها نیست . اگر اقشار جامعه ، یک وقت آزاد در طول روز دارند که به تفریح اختصاص می دهند ، این ساعات تفریح را باید کجا بگذرانند که البته این یکی از دلایل می باشد .

یک تفریح ساده و سالم ؛ ورزش است . آیا ما مجموعه های ورزشی و میادین ورزشی رایگان یا ارزان قیمت داریم تا در اختیار آنها بگذاریم ؟ برای ورزش شنا ، یک بیط استخر از 10 هزار و 15 هزار تومان به بالاست . درصورتیکه قیمت کراک و شیشه ، گرمی 7 یا 8 هزار تومان و شاید هم کمتر باشد !



آقای امیرمعافی :

پس تهیه کراک و شیشه از بلیط استخر ارزانتر است ؟

آقای مهندس :

بله ارزان تر است و متأسفانه هزینه مجموعه های ورزشی بسیار بالاست . البته دولت و نظام خرج می کنند و بودجه در اختیار می گذارند و امکانات هست اما اکثر زمین های ورزشی تا آنجا که بنده اطلاع دارم ، کرایه داده شده است .

ما در کنگره 60 ورزش می کنیم و 700 الی 800 ورزشکار درجه یک داریم اما رشته های ورزشی ما مانند فوتبال و والیبال و راگبی روی آسفالت انجام می شود که البته جای شکر دارد که اجازه می دهند ما در آنجا ورزش کنیم و من در اینجا از مسئولین پارک طالقانی تشکر می کنم که همکاری لازم را با ما دارند .

اینها تمام در رابطه با پیشگیری است و فقط این نیست که به فرزندان خود بگوئیم که موادمخدر بد است !

آقای امیرمعافی :

چرا باوجودی که به آنها می گوئیم موادمخدر بد است ، باز هم جوانان تمایل به مصرف دارند ؟ من می خواهم مقوله اعتیاد را تشریح کنم . اینکه چگونه پیش می آید و چگونه یک فرد ، مصرف کننده دائم می شود ؟ اگر امکان هست ، برای ما تشریح کنید چراکه این امر مربوط به مبحث پیشگیری می شود چراکه هدف اصلی برنامه شروع خوب رویکرد پیشگیری است .

آقای مهندس :

اینها به هم مربوط هستند و از هم جدا نیستند . پیشگیری ، درمان ، کاهش تقاضا و کاهش عرضه و مهمترین مسئله ما در پیشگیری این است که ؛ ابتدا صورت مسئله اعتیاد را بدانیم . اولین مقوله شناخت اعتیاد است . اینکه اعتیاد چیست . یکسری افراد گمان می کنند که مقداری سم وارد خون شخص می شود و شخص مسموم می گردد و اگر ما این سم ها را خارج کنیم ، این مشکل حل می شود و اگر آن شخص برگشت خورد ، ضعیف و بی اراده است و همه فکر می کنند که شخص برای خوش گذرانی مواد مصرف می کند و می گویند که فرد معتاد لذت جوست درصورتیکه اینگونه نیست . اعتیاد شاید در اوایل مصرف ، لذت داشته باشد اما در ادامه ؛ دیگر لذتی نیست .

بعنوان مثال ؛ فردی که تریاک یا کراک مصرف می کند ، اگر مصرف خود را قطع کند ، بلافاصله بیرون روی پیدا می کند . دومین عارضه آن ، عرق کردن است و سپس عطسه های پی در پی و بعد از آن ؛ پادرد و اسپاسم عضله و استخوان درد و پرش پا بهمراه دارد و تا سه ماه قادر به خوابیدن نیست . کجای این عوارض لذت دارد و فرد مصرف کننده ، یک شخص لذت جوست ؟!

شخص مصرف کننده مواد را مصرف می کند تا یک شخص عادی شود . تریاک را مصرف می کند تا از آن عوارضی که نام بردیم ، جلوگیری کند . اینکه اعتیاد لذت ندارد ، یک نوع پیشگیری است و باید این اطلاعات را به مردم برسانیم که در اعتیاد لذتی در کار نیست . اوایل مصرف کمی لذت دارد اما در ادامه ؛ جز بدبختی ، بیچارگی و نکبت و ذلّت ، چیز دیگری نیست ! پس اعتیاد نه مسمومیت است و نه لذت طلبی !

اعتیاد جایگزینی در سه بخش ؛ جسم ، روان و جهان بینی است که تاکنون ؛ این قضیه مجهول بوده و صورت مسئله اعتیاد مشخص نشده است . یعنی نمی دانستیم یک مصرف کننده موادمخدر ، کدام قسمت بدنش آسیب دیده است تا بتوانیم او را درمان کنیم . اعتیاد در یک فرد جایگزینی است اما جایگزینی چیست ؟

جایگزینی موادمخدر بیرونی به جای موادمخدر طبیعی بدن .

بدن ما تمام موادمخدر شیمیائی لازم خود را تولید می کند مانند : دوپامین ، اندروفین و سروتونین که تولید می شوند . وقتی ما این مواد را از بیرون وارد بدن خود می کنیم ، این مواد ، جایگززین موادمخدر درونی بدن شده و بعد از مدتی دیگر تولید نمی شوند . علت اینکه فرد چندین بار ترک می کند و بعد از مدتی دوباره برگشت می خورد و مواد مصرف می کند ، همینجاست . ما جایگزین بیرون را قطع کرده ایم و در داخل هم دیگر تولید نمی شود . در اینجا به شخص شوک وارد می شود و تعادل لازم را ندارد . 6 ماه تحمل می کند اما بعد از آن دوباره به مصرف مواد روی می آورد . اینها در قسمت فیزیولوژی و جسم است و به تبع آن ؛ روان هم بهم ریخته و شخص دچار افسردگی و اضطراب و خیلی از مسائل دیگر می شود . جایگزینی یکسری افکار و اندیشه افیونی بجای افکار و اندیشه سالم !

یک فرد مصرف کننده ؛ تمام افکارش حول موادمخدر و مصرف آن می باشد یعنی ؛ موادمخدر برای او تصمیم می گیرد . هرکاری که یک فرد مصرف کننده می خواهد انجام بدهد ، باید موادمخدر آن را تعیین کند . اینکه کجا برود ؟ آیا در آنجا مواد هست ؟! در خوردن خوراکی ها و یا در ارتباط با مردم و مهمانی رفتن ، مواد تصمیم گیرنده است و کاری هم به غیرت فرد ندارد چراکه اگر مواد مصرف نکند ، حتی قادر نیست راه برود !

آقای امیر معافی :

شاید باور بعضی افراد اینگونه باشد که ؛ من با بقیه فرق می کنم و من معتاد نمی شوم چون بدنم با بقیه فرق می کند . من از آقای مهندس می پرسم که آیا اینگونه هست ؟

آقای مهندس :

سؤال کلیدی و خوبی است و شاید این نقطه یکی شاه کلیدهای مبحث پیشگیری باشد . همچنین این سؤال مربوط به این بحث است که چگونه معتاد می شویم . بنده یک بحث علمی را عنوان می کنم و بهتر است حقایق را برای انسانها بازگو کنیم . ما تا یک حدی می توانیم به بچه ها بگوئیم : لولو و یا جیز !

این امر همان مسئله " چگونگی معتاد شدن " می باشد . یکی از مسائلی که همیشه سعی داشتند افراد را بترسانند این بوده که ؛ اگر شما یکبار تریاک را مصرف کنی ، معتاد می شوی که این مسئله از جهتی درست و از جهتی غلط می باشد . از این جهت درست است که فرد زمانی که برای اولین بار تریاک را مصرف می کند ، گوئی دعوت شیطان را لبّیک گفته و اولین قدم را برای معتاد شدن برداشته است اما زمانی معتاد می شود که جایگزینی انجام شود . زمانی که جسم و فیزیولوژی وابسته به موادمخدر بیرونی می شود و سیستم های درونی و ناقل های عصبی از کار بیفتد ، شخص معتاد می شود و باید حداقل 200 بار مواد مصرف کند تا معتاد شود . مانند طنابی که کشیده می شود و در جائی دیگر تحمل کشش را نداشته و پاره می شود .

آقای امیرمعافی :

البته خانواده ها سوء برداشت نکنند . شاید فرد با اولین بار کشیدن هم گرفتار شود !

آقای مهندس :

بله سوء تعبیر نشود و اینگونه نباشد که گمان کنیم فرد بعد از 50 بار کشیدن معتاد می شود . خیر اینگونه نیست و با یک بار کشیدن شخص وارد بازی شده است . درست مانند این است که شما از ساختمان 100 طبقه بپرید . وقتی پریدید ، بلافاصله به زمین برخورد نمی کنید و زمان می برد تا طبقه ها را طی کنید و با زمین برخورد کنید . زمانی که شما برای اولین بار مواد مصرف کردید ، یعنی اینکه ؛ شما جهش را از ساختمان انجام داده اید .

فرد بار اولی که مواد مصرف می کند ، طوریش نمی شود زیرا انتظار دارد با همان اولین مصرف ، معتاد شود و در اینجا اولین مبحث پیشگیری مطرح می شود . تمام بزرگان ، جوامع و دانشمندان می گویند که اگر یکبار بکشید ، معتاد می شوید و وقتی می بیند که اتفاقی نیفتاده ، به خودش می گوید که من 5 بار کشیدم و معتاد نشدم . در اینجا این تفکر بوجود می آید که بدن من با بدن بقیه فرق می کند چون همه می گویند با یکبار کشیدن شخص معتاد می شود . فرد مصرف کننده یک هفته صبر می کند و می بیند که اتفاقی نیفتاده و بهمین دلیل دوباره مصرف می کند . بعد از یک هفته که اتفاقی نمی افتد ، همین مسئله شخص را به چاه می اندازد و ذره ذره مانند باتلاق ، شخص را در درون خود می کشد .

آقای امیرمعافی :

و یا اینکه من خودم با بقیه فرق می کنم یا تفکرم !

آقای مهندس :

بله مثلاً شخص می گوید من لیسانس دارم ، من تفکر و اندیشه دارم و امکان ندارد که معتاد شوم . من ورزشکار هستم ، من مارادونا هستم و امکان ندارد که معتاد شوم و فقط بصورت تفریحی کوکائین مصرف می کنم اما می بینیم که مصرف کننده می شود !

پس ؛ اولین قدم وارد بازی می شود اما چه زمانی به زمین می خورد ؟

زمانی که از 100 طبقه عبور کند و همین امر باعث می شود که اکثراً بدینگونه مصرف کنننده می شوند .


سپاس فراوان از جناب آقای مهندس دژاکام و با تشکر از آقای عباس امیرمعافی مجری خوب و توانای برنامه شروع خوب


" به پاکی دریاها ژرف باشید "

تهیه گزارش : مسافر امیر و همسفر مهری مصطفی