گزارش قسمت دوم برنامه شروع خوب

قسمت دوم برنامه شروع خوب در روز دوشنبه 92/09/4 با حضور آقایان ابوالفضل شیردل
پژوهشگر و درمانگر اعتیاد و آقای مازیار مصرف کننده رها شده از بند اعتیاد
از شبکه 3 سیما پخش شد.
در برنامه قبل بحث دوستان به اینجا رسید که آقای دکتر شیردل اعتقاد داشتند که تقریبا درمان هیچ وقت اتفاق نمی افتد و آقای مازیار خلاف این عقیده را داشتند.
دکتر شیردل در ادامه صحبت های خود فرمودند:
متاسفانه اکثر پزشکان جنبه مصرف نکردن مواد را می بینند که اگر اینطور باشد درمان باید تا آخر عمراتفاق بیافتد، به بعد روانی، امراض نفسانی، خوردن و خوابیدن و... پرداخته نمی شود. درمان زمانی تکمیل می شود که این فاکتورها اتفاق بیافتد.
_آقای دکتر چند روش درمانی وجود دارد؟
روش های درمانی که بسیار است از خود درمانی گرفته تا بستری و کمپ و روش MMT یا متدون، قرص بوپرو و روش اوپیوم تینکچر که بسیار هم موفق بوده.
_ شما با کدام روش درمانی کار می کنید؟
هم متادون و هم اوپیوم تینکچر. بدون هیچ تعصبی عرض می کنم که اوپیوم تینکچر موفق تر بوده و حمایتی که در کنارش دارد باعث این موفقیت شده، حمایتی که از طرف انجمن خاصی اتفاق افتاده. اگر این حمایت ها نبود این روش هم مثل همان درمان با یک داروی خاص بود که دارو را جایگزین مواد می کردند و بعد این مشکا پیش می آمد که مواد را چه طور از فرد بگیرند. اما در روش درمانی با OT یا همان اوپیوم تینکچر دارو به تدریج کم می شود و در کنار این کم شدن دارو از جنبه های دیگر روی فرد کار می شود مثل برنامه خواب و بیداری. در این روش شخصی که درمان می شود 11 شب می خوابد و 5 صبح از خواب بیدار می شود و به استخر می رود. کدام معتاد می تواند 5 صبح از خواب بیدار شود و کدام روش درمانی که فقط با دارو کار می کند این امکان را به یک مصرف کننده می دهد؟
ما در زندگی 6 اصل داریم برای بهتر زندگی کردن که اگر رعایت نشوند زندگی خوبی نداریم در مان اعتیاد هم در کنار رعایت این 6 اصل موفق خواهد بود.
1- استشمام هوای خوب( رفتن به طبیعت و پارک و ورزش و...)
2- خوردن و آشامیدن سالم
3- خواب و بیداری روی برنامه
4- خارج کردن موادی که سالیان سال به عنوان سموم در بدن ذخیره شده آن هم با در نظر گرفتن مدت زمان
5- جسم
6- روح و روان
ما اعتقاد داریم که اگر چیزی را به سختی و یک دفعه ای ترک کنیم مشکل جدیدی به وجود می آورد، خواب شخص به هم می ریزد، از نظر جنسی مشکل پیدا می کند، امکان زندگی عادی را از دست می دهد و... مدت کوتاهی این مشکلات را تحمل می کند اما بلاخره خسته می شود و دوباره مواد می زند. اکثرا بعد از ترک خانواده ها خوشحال هستند که مصرف کننده شان مواد نمی زند اما این مواد نزدن زمانی ارزش دارد که که او حالش خوب باشد و زندگی عادی داشته باشد. اما در روش DST داروی خوب وجود دارد، برای درمان، مدت زمان کافی قائل هستند و 6 اصلی که گفته شد را رعایت می کنند.
_مازیار این 6 اصل در درمان تو نقشی داشت؟
بی تاثیر که نبودند اما 6 مورد از هزارا فاکتوری بودند که باید رعایت می شدند. صرفا رعایت این مسائل کافی نیست، چندین اصل وجود دارد که یکی از آن ها استفاده از هوای خوب و پارک رفتن و تفریح سالم داشتن است. من به شخصه برای رسیدن به لذت به سمت مواد رفتم و حالا برای اینکه از مواد نجات پیدا کنم باید لذت سالمی را جایگزین آن کنم تا بتوانم مواد را کنار بگذارم، یکی از این لذت ها ورزش بود.
_ اوج اعتیادت کجا بود؟
روزی 12 گرم شسره مصرف می کردم. از کشیدن تریاک شروع کردم، کم کم بدنم مقاوم شد و کشیدن برایم سخت بود، به روزی 5-6 گرم کشیدن تریاک رسیده بودم فکر کردم به جای 6گرم کشیدن نیم گرم شیره بخورم که همان نشئگی را ایجاد می کند، شیره هم کم کم زیاد شد تا به 12گرم در روز رسید.
دکتر شیردل:
لازم است اینجا نکته ای را که از فرمایشات آقا مازیار دریافت کردم عنوان کنم؛ 12 گرم شیره معدل 36 گرم تریاک است که اگر به یک فرد سالم خیلی کمتر از این مقدار را بدهی او را می کشد پس چه طور بدنی می تواند این مقدار را بپذیرد؟ این فرد وقتی اینطور به مواد خو گرفته نباید توقع داشته باشیم که چند روزه مواد را کنار بگذارد. این فرد نیاز دارد تا 1 سال وری درمان جسمش کار کند و بعد تا سال ها روی روانش کار کند.
_ مازیار ورزش هم می کنی؟
بله راگبی. این ورزش است که از آن لذت می برم و انرژی که باد در بیرون خرج هزاران مساله شود در زمین خرج می کنم . ورزشه به من بعد از درمانم خیلی کمک کرد.
_ مازیار خانواده ات از تو راضی هستند؟
قبل از درمان که نه چون خیلی راه ها برای درمان من رفتند و سختی های زیادی کشیدند اما این چند سالی که درمان شده ام بله.
_ بعد از درمانت مشغول به کاری شدی؟
بله شغل آزاد دارم.همانطور که گفتم من راه های زیادی را برای درمانانتحان کردم ، صرف نظر از اینکه هیچ کدام از این راه ها جواب نداد به این تجربه رسیدم که اکثر کسانی که در زمینه درمان اعتیاد فعالیت می کنند نیتشان مثبت نیست. به پزشک مراجعه می کردم او فقط به حق ویزیتش فکر می کرد، دیگر برایش مهم نبود که مراجع بیچاره پول دارد یا ندارد، اگر ندارد از کجا در می آورد.
_دکتر شیردل :
در تکمیل صحبت های آقا مازیارلازم است توضیح بدهم که بوپرو، متادون، و ot برای درمان خوب هستند اما یک حلقه مفقوده دارند. باید این روش ها اصولی انجام بگیرد و در کنارش رسیدگی هم باشد، روانکاوی و روانشناسی و ورزش و... هم باشد هرکدام از این موارد که کم باشد درمان اتفاق نمی افتد.
_مازیار:
من متادون هم استفاده کردم اما کمی بعد از استفاده لکنت زبان گرفتم، پرش افکار، لرزش دست و فراموشی پیدا کردم، کلیه و کبدم مشکل پیدا کرد. آن زمان نمی دانستم که این ها به خاطر مصرف متادون بوده. به نظر من درمانی با چنین شرایط کاملا غیر منطقی است.
_ دکتر شیردل:
ممکن است در متادون درمانی بی رویه دارو بدهند که اشتباه است اما ماهیت خود متادون نمی تواند اشتباه باشد، روش اشتباه است. اگر متادون را با روش dst تجویز کنند و به مقدار کم و بدهند و تدریجی قطع کنند حتما جواب می دهد و در کنارش آن 6 اصل رعایت شود.چرا dst موفق است؟ چون در کنارش این 6 اصل را دارد. 5% بار درمان به عهده مواد است و 95% دیگر حمایت های جانبی است و نظمی که باید باشد.
_آقای دکتر شما فعالیت هایی که در روش dst انجام می گیرد را قبول دارید؟
بله چون بسیار موفق است و جواب داده است. وقتی یک معتاد که همیشه 12 ظهر از خواب بیدار می شده بعد از درمان به این روش 5 صبح از خواب بلند می شود و 6 صبح در استخر است این اتفاق کمی نیست و باید به آن توجه شود. چرا در روش های دیگر این اتفاق نمی افتد؟
_مازیار:
من نیازهایی در بدنم دارم، دارویی باید داشته باشم که حداقل نیازم را در طول درمان تامین کند. من دارویی مصرف می کنم که از 12 ماده ای که کمبودش در بدنم حس می شود 3 ماده را تامین می کند، 9 ماده دیگر با حرف و روانکاوی جبران نمی شود. مشکل جنسی من با حرف زدن حل نمی شود. ot به این خاطر موثر است که حداقل ها را به من می دهد، با مصرف آن در تعادل نسبی هستم. در کنارش این کلاس ها را می آیم و باقی درمانم صورت می گیرد.
حرف آخر؟
_دکتر شیردل:
به عزیزانی که درگیر اعتیاد شده اند و قصد درمان دارند باید بگویم که دنبال درمان رفتن ترسناک است اما باید ترس را کنار بگذارند. داشتن یک درمانگر خوب دیگر ترس ندارد، نترسید و اقدام به درمان کنید.
با تشکر، شاد باشید
در برنامه قبل بحث دوستان به اینجا رسید که آقای دکتر شیردل اعتقاد داشتند که تقریبا درمان هیچ وقت اتفاق نمی افتد و آقای مازیار خلاف این عقیده را داشتند.
دکتر شیردل در ادامه صحبت های خود فرمودند:
متاسفانه اکثر پزشکان جنبه مصرف نکردن مواد را می بینند که اگر اینطور باشد درمان باید تا آخر عمراتفاق بیافتد، به بعد روانی، امراض نفسانی، خوردن و خوابیدن و... پرداخته نمی شود. درمان زمانی تکمیل می شود که این فاکتورها اتفاق بیافتد.
_آقای دکتر چند روش درمانی وجود دارد؟
روش های درمانی که بسیار است از خود درمانی گرفته تا بستری و کمپ و روش MMT یا متدون، قرص بوپرو و روش اوپیوم تینکچر که بسیار هم موفق بوده.
_ شما با کدام روش درمانی کار می کنید؟
هم متادون و هم اوپیوم تینکچر. بدون هیچ تعصبی عرض می کنم که اوپیوم تینکچر موفق تر بوده و حمایتی که در کنارش دارد باعث این موفقیت شده، حمایتی که از طرف انجمن خاصی اتفاق افتاده. اگر این حمایت ها نبود این روش هم مثل همان درمان با یک داروی خاص بود که دارو را جایگزین مواد می کردند و بعد این مشکا پیش می آمد که مواد را چه طور از فرد بگیرند. اما در روش درمانی با OT یا همان اوپیوم تینکچر دارو به تدریج کم می شود و در کنار این کم شدن دارو از جنبه های دیگر روی فرد کار می شود مثل برنامه خواب و بیداری. در این روش شخصی که درمان می شود 11 شب می خوابد و 5 صبح از خواب بیدار می شود و به استخر می رود. کدام معتاد می تواند 5 صبح از خواب بیدار شود و کدام روش درمانی که فقط با دارو کار می کند این امکان را به یک مصرف کننده می دهد؟
ما در زندگی 6 اصل داریم برای بهتر زندگی کردن که اگر رعایت نشوند زندگی خوبی نداریم در مان اعتیاد هم در کنار رعایت این 6 اصل موفق خواهد بود.
1- استشمام هوای خوب( رفتن به طبیعت و پارک و ورزش و...)
2- خوردن و آشامیدن سالم
3- خواب و بیداری روی برنامه
4- خارج کردن موادی که سالیان سال به عنوان سموم در بدن ذخیره شده آن هم با در نظر گرفتن مدت زمان
5- جسم
6- روح و روان
ما اعتقاد داریم که اگر چیزی را به سختی و یک دفعه ای ترک کنیم مشکل جدیدی به وجود می آورد، خواب شخص به هم می ریزد، از نظر جنسی مشکل پیدا می کند، امکان زندگی عادی را از دست می دهد و... مدت کوتاهی این مشکلات را تحمل می کند اما بلاخره خسته می شود و دوباره مواد می زند. اکثرا بعد از ترک خانواده ها خوشحال هستند که مصرف کننده شان مواد نمی زند اما این مواد نزدن زمانی ارزش دارد که که او حالش خوب باشد و زندگی عادی داشته باشد. اما در روش DST داروی خوب وجود دارد، برای درمان، مدت زمان کافی قائل هستند و 6 اصلی که گفته شد را رعایت می کنند.
_مازیار این 6 اصل در درمان تو نقشی داشت؟
بی تاثیر که نبودند اما 6 مورد از هزارا فاکتوری بودند که باید رعایت می شدند. صرفا رعایت این مسائل کافی نیست، چندین اصل وجود دارد که یکی از آن ها استفاده از هوای خوب و پارک رفتن و تفریح سالم داشتن است. من به شخصه برای رسیدن به لذت به سمت مواد رفتم و حالا برای اینکه از مواد نجات پیدا کنم باید لذت سالمی را جایگزین آن کنم تا بتوانم مواد را کنار بگذارم، یکی از این لذت ها ورزش بود.
_ اوج اعتیادت کجا بود؟
روزی 12 گرم شسره مصرف می کردم. از کشیدن تریاک شروع کردم، کم کم بدنم مقاوم شد و کشیدن برایم سخت بود، به روزی 5-6 گرم کشیدن تریاک رسیده بودم فکر کردم به جای 6گرم کشیدن نیم گرم شیره بخورم که همان نشئگی را ایجاد می کند، شیره هم کم کم زیاد شد تا به 12گرم در روز رسید.
دکتر شیردل:
لازم است اینجا نکته ای را که از فرمایشات آقا مازیار دریافت کردم عنوان کنم؛ 12 گرم شیره معدل 36 گرم تریاک است که اگر به یک فرد سالم خیلی کمتر از این مقدار را بدهی او را می کشد پس چه طور بدنی می تواند این مقدار را بپذیرد؟ این فرد وقتی اینطور به مواد خو گرفته نباید توقع داشته باشیم که چند روزه مواد را کنار بگذارد. این فرد نیاز دارد تا 1 سال وری درمان جسمش کار کند و بعد تا سال ها روی روانش کار کند.
_ مازیار ورزش هم می کنی؟
بله راگبی. این ورزش است که از آن لذت می برم و انرژی که باد در بیرون خرج هزاران مساله شود در زمین خرج می کنم . ورزشه به من بعد از درمانم خیلی کمک کرد.
_ مازیار خانواده ات از تو راضی هستند؟
قبل از درمان که نه چون خیلی راه ها برای درمان من رفتند و سختی های زیادی کشیدند اما این چند سالی که درمان شده ام بله.
_ بعد از درمانت مشغول به کاری شدی؟
بله شغل آزاد دارم.همانطور که گفتم من راه های زیادی را برای درمانانتحان کردم ، صرف نظر از اینکه هیچ کدام از این راه ها جواب نداد به این تجربه رسیدم که اکثر کسانی که در زمینه درمان اعتیاد فعالیت می کنند نیتشان مثبت نیست. به پزشک مراجعه می کردم او فقط به حق ویزیتش فکر می کرد، دیگر برایش مهم نبود که مراجع بیچاره پول دارد یا ندارد، اگر ندارد از کجا در می آورد.
_دکتر شیردل :
در تکمیل صحبت های آقا مازیارلازم است توضیح بدهم که بوپرو، متادون، و ot برای درمان خوب هستند اما یک حلقه مفقوده دارند. باید این روش ها اصولی انجام بگیرد و در کنارش رسیدگی هم باشد، روانکاوی و روانشناسی و ورزش و... هم باشد هرکدام از این موارد که کم باشد درمان اتفاق نمی افتد.
_مازیار:
من متادون هم استفاده کردم اما کمی بعد از استفاده لکنت زبان گرفتم، پرش افکار، لرزش دست و فراموشی پیدا کردم، کلیه و کبدم مشکل پیدا کرد. آن زمان نمی دانستم که این ها به خاطر مصرف متادون بوده. به نظر من درمانی با چنین شرایط کاملا غیر منطقی است.
_ دکتر شیردل:
ممکن است در متادون درمانی بی رویه دارو بدهند که اشتباه است اما ماهیت خود متادون نمی تواند اشتباه باشد، روش اشتباه است. اگر متادون را با روش dst تجویز کنند و به مقدار کم و بدهند و تدریجی قطع کنند حتما جواب می دهد و در کنارش آن 6 اصل رعایت شود.چرا dst موفق است؟ چون در کنارش این 6 اصل را دارد. 5% بار درمان به عهده مواد است و 95% دیگر حمایت های جانبی است و نظمی که باید باشد.
_آقای دکتر شما فعالیت هایی که در روش dst انجام می گیرد را قبول دارید؟
بله چون بسیار موفق است و جواب داده است. وقتی یک معتاد که همیشه 12 ظهر از خواب بیدار می شده بعد از درمان به این روش 5 صبح از خواب بلند می شود و 6 صبح در استخر است این اتفاق کمی نیست و باید به آن توجه شود. چرا در روش های دیگر این اتفاق نمی افتد؟
_مازیار:
من نیازهایی در بدنم دارم، دارویی باید داشته باشم که حداقل نیازم را در طول درمان تامین کند. من دارویی مصرف می کنم که از 12 ماده ای که کمبودش در بدنم حس می شود 3 ماده را تامین می کند، 9 ماده دیگر با حرف و روانکاوی جبران نمی شود. مشکل جنسی من با حرف زدن حل نمی شود. ot به این خاطر موثر است که حداقل ها را به من می دهد، با مصرف آن در تعادل نسبی هستم. در کنارش این کلاس ها را می آیم و باقی درمانم صورت می گیرد.
حرف آخر؟
_دکتر شیردل:
به عزیزانی که درگیر اعتیاد شده اند و قصد درمان دارند باید بگویم که دنبال درمان رفتن ترسناک است اما باید ترس را کنار بگذارند. داشتن یک درمانگر خوب دیگر ترس ندارد، نترسید و اقدام به درمان کنید.
تهیه گزارش: همسفر فریده
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم آذر ۱۳۹۲ ساعت 17:57 توسط همسفر فریده
|
كنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی میباشد که به منظور رهايي معتاديني كه همواره خواستار رهایی از دام اعتياد بوده اند و راه حل منطقي براي درمان خود پيدا نكرده اند تشكيل گرديده است اين كنگره بر اساس اصل پذيرفته شده كمك يك فرد رها شده از اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد متشكل شده است . اساس كار ما بر مبناي محبت ، عقل و ايمان است . در جلسات هر عضو راجع به تجربه و دانش خودش در مقوله اعتياد سخن مي گويد و از نصيحت كردن پرهيز مي نمايد ما به هيچ گروهی وابسته نيستيم و از نظر مالي به خود متكي مي باشيم و مي توانيم حامياني داشته باشيم و حامیان می توانند در اجرای اهداف کنگره 60 نقش بسیار سازنده ای داشته باشند .