رابطه ی ورزش با آرامش



یک ورزشکار رزمی زمانی که مسابقه می دهد .اگر زمانی که مشت به صورتش می خوردباید بداند که برای مسابقه دادن و ورزش کردن در رشته ی خودش مشت میخورد و برعکس مشت میزند تا یک مسابقه ای شکل بگیرد و احتمال زیاد دارد که آن ورزشکار صدمه  ببیند , استخوان بینی آن بشکند و یا ابروهای آن   پاره شود و یا هر صدمه ای دیگر و با این دید باید مسابقه بدهد.

اگر داخل رینگ برود و فقط به فکر این باشد که مشت نخورد  وفقط مشت بزند ویا برعکس , مسابقه ای جالب نمیشود . اگر  زمانی که مشت به صورتش خورد ودر آن لحظه به فکر انتقام و یا تنفر نسبت به حریفش پیدا کند .مغز فرمان درستی نمیتواند صادر کند و عضلات بطور هماهنگ نمیتوانند کار خودشان را انجام دهند.

در صدم ثانیه باید دفاع کنی و یا در صدم ثانیه باید مشت بزنی و  آن آرامش حین مسابقه بهم ریخته میشود و در آن لحظه ورزشکار مسابقه و یا بازی را از یاد میبرد. هدف اگر در آن لحظه انتقام از حریف باشد صد در صد بازنده میشوی ,چون شهر وجودی آن ورزشکار با مغز و ذهن و فکر هماهنگ نیست و در این مسابقه کسی پیروز است که حس انتقام را در خود پرورش ندهد و  بداند که مشت خوردن جزئی از مسابقه است . حالا مثل درمان اعتیاد ماست  اگر من حس انتقام و نفرت نسبت به مواد و یا نسبت به افرادی که زمان مصرفم به من کم  محلی کردندو دیگر مسائل منفی که زمان مصرف پیش میاید داشته باشم , یک بازنده هستم و باید بدانم که آن کارها هم جزئی از ندانم کاری های خودم بوده .

پس من مسافر سعی میکنم تمام هستی را دوست داشته باشم , تا مثل آن ورزشکاری که حریف خودش را دوست دارد  و میداند مشت خوردن جزئی از مسابقه است , منم بدانم زمین خوردن و یا بیماری جزئی از مراحل زندگیست .


خیلی از افراد در زندگی مشکل دارند ولی با زندگی مشکلی ندارند.


نویسنده: حسین دل شاد