رابطه یادگیری با معرکه گیری (نق زدن - حاشیه)
به نام ایزد منان
انسان در طول زندگی خود باید از هر کاری که در حال انجام آن است ، لذت ببرد . زیرا اگر در کاری لذت ببرید ، از آن انرژی می گیرید و در اینصورت در آن کار کمتر اشتباه کرده و در آن رشد می کنید . برای اینکه از کاری لذت ببرید باید آن کار را کامل انجام دهید . اگر زمانیکه در حال تماشای فیلم هستید ، همزمان هم با چند نفر صحبت کنید ، نه از تماشای فیلم لذت برده اید و نه از هم صحبتی با دیگران . باید یاد بگیریم همیشه در لحظه زندگی کنیم . در لحظه ای که کاری انجام می دهید آن را با تمام وجودتان انجام دهید . هنگامی که در کنگره هستید با تمام وجودتان حضور داشته باشید. اگر تمام حواستان در کنگره باشد و دغدغه دیگری نداشته باشید آموزش می گیرید و چیزهایی یاد می گیرید و این یاد گیری در شما تولید لذت و انرژی می کند .
درباره معرکه گیری باید بگویم که همه ما معرکه گیری می کردیم و این خصوصیت در انسانها وجود دارد . اما معرکه گیری یعنی چه ؟ معرکه گیری یعنی آوردگاه . یعنی اگر شما وارد معرکه گیری شوید در واقع وارد میدان جنگ شده اید ! البته معنی لغوی آن چیز دیگریست و این معنی تفسیری معرکه گیریست . ما دو نوع معرکه گیری داریم . معرکه بیرونی و معرکه گیری درونی . در معرکه گیری درونی ، ما در درون ذهنمان درباره خودمان یا دیگران معرکه می گیریم شاید معرکه گیری بیرونی را همه انجام ندهند اما اکثراً نوع ذهنی را انجام داده و می دهند . مثلاً شما حرفی را می زنید و من آن را در ذهنم حلاجی می کنم یا مثلاً شخصی به شما چپ نگاه می کند و شما در ذهن خود معرکه می گیرید ، به دنبال دلیل آن می گردید ، قضاوت می کنید ، حکم صادر کرده و اجرا می کنید . معمولاً در معرکه گیری همه چیز را به نفع خودتان حلاجی می کنید و دیگران را در معرکه ذهن خود راه نمی دهید . معرکه گیری برای سرگرمی است . سرگرمی هم یعنی گذراندن وقت . وقتی در قدیم پهلوانان معرکه می گرفتند کارهایی از قبیل پاره کردن زنجیر و سینی و امثالهم انجام می دادند و شما هم چندین ساعت سرگرم شده و وقتتان را می گذراندید . اما نقطه مقابل آن یادگیری ، آموزش دیدن و دلگرمی است . در یادگیری سرگرمی وجود ندارد و تماماً دلگرمی است . معرکه گیری در جهت یاد گیری خوب است . یعنی این جنبه مثبت معرکه گیری است . در کنگره یاد گرفتیم که هر چیزی را از زاویه های مختلفی را بررسی کنیم و معرکه گیری در جهت یاد گیری جنبه مثبت معرکه گیریست .
کسی که به دنبال معرکه گیری می رود ، می خواهد یاد گیری را کنار بگذارد . ما زمانی معرکه می گیریم که خطایی انجام داده باشیم و یا در آستانه تنبیه شدن هستیم . مثلاً به رهجویی می گوییم گریز زده ای ؟! رهجو فوراً معرکه می گیرد که خود را مبرا کند و به دنبال کسانی می گردد که وی را تأیید کرده و بگویند گریز نزده است . معمولاً کسانی در معرکه آن رهجو قرار می گیرند که شبیه آن هستند . هروقت وارد معرکه کسی شدید بدانید که شبیه شخص معرکه گیر هستید ، یعنی در یک حسی از او در درون شما وجود دارد .مثلاً اگر در جمعی که در حال غیبت کردن هستند و معرکه گرفتند شدید ، شک نکنید که شما هم شبیه آنها هستید . اگر اهل غیبت نباشید وارد معرکه آنها نمی شوید . اگر وارد جمعی که در حال صحبت کردن هستند شوید و در آخر آموزشی از آن جمع یا صحبت هایشان نگرفتید بدانید که آن معرکه بوده است . اما در لژیون می آیید دور هم جمع میشوید صحبت می کنید و در آخر آموزشی گرفته اید ، این دیگر معرکه نیست بلکه یاد گیریست . باید بتوانید فرق اینها را تشخیص دهید .
اگر به ناچار در معرکه ای حضور پیدا کردید و نمی توانستید خارج شوید ، فقط تماشاچی باشید و مشارکتی نداشته باشید . اگر فقط تماشاچی بوده و مشارکتی نداشته باشید قطعاً دیگر آنها شما را در معرکه خود وارد نمی کنند . مسائل زیادی در زندگی ما وجود دارد که ما دانسته یا ندانسته وارد معرکه آن می شویم . یک سری چیزهایی که به ما مربوط نمی شود ولی در آن شرکت می کنیم .
در کنگره رهجویانی هستند که مرتب و منظم بوده و سفر خوبی دارند و در مسیر درست هستند ، اما کسانی هم هستند که ماهها و سالهاست که به کنگره می آیند اما هنوز در مسیر نیستند و راه خودشان را می روند . دلیل این در کجاست ؟
در زندگی دو مسیر وجود دارد . یا صعود است یا نزول و ما باید یکی از این دو را انتخاب کنیم .
رهجویی که فرمانبردار خوبی است و در حال تغییر کردن است هیچگاه اسیر حاشیه نشده و نق نمی زند . همیشه در حال آموزش دیدن است . اما شخصی که در مسیر نیست و نمی خواهد تغییر کند همیشه در حاشیه و در حال نق زدن و بهانه گرفتن است . این اشخاص همیشه به سراغ کسانی می روند که هم جنس خودشان هستند و شروع به معرکه گیری می کنند . این اشخاص مثل ویروس عمل می کنند و ممکن است برای رهجویان دیگر مشکل ایجاد کرده و آنها را هم از مسیر خارج کنند .
کسانی که معرکه می گیرند در حاشیه قرار دارند و از هدف شان که به خاطر آن وارد کنگره شده اند (درمان اعتیادشان) دور شده اند و معمولاً هم کسانی که با زور خانواده و یا چیزهای دیگری وارد کنگره شده اند ، وارد حاشیه شده و معرکه می گیرند زیرا قصد درمان ندارند . این افراد همیشه نزول می کنند و حتی مصرف و نوع موادشان بیشتر شده و از چاله به چاه می افتند .
نویسنده : جنای آقای سیامک طالبی
ویرایش : امیر مصطفی
كنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی میباشد که به منظور رهايي معتاديني كه همواره خواستار رهایی از دام اعتياد بوده اند و راه حل منطقي براي درمان خود پيدا نكرده اند تشكيل گرديده است اين كنگره بر اساس اصل پذيرفته شده كمك يك فرد رها شده از اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد متشكل شده است . اساس كار ما بر مبناي محبت ، عقل و ايمان است . در جلسات هر عضو راجع به تجربه و دانش خودش در مقوله اعتياد سخن مي گويد و از نصيحت كردن پرهيز مي نمايد ما به هيچ گروهی وابسته نيستيم و از نظر مالي به خود متكي مي باشيم و مي توانيم حامياني داشته باشيم و حامیان می توانند در اجرای اهداف کنگره 60 نقش بسیار سازنده ای داشته باشند .