اصولا" سرما یک چیزی هست مثل: نا آگاهی یا نادانی(یعنی عدم) موقعی که دانایی نیست می شود نادانی,وقتی نور نباشد می شود تاریکی.

وقتی گرما وانرژی نباشد می شود سرما. اعتیاد را تشبیه کردین به سرما ,یعنی بعضی چیزهادر وجود مصرف کننده نیست.

معتادین شبیه غول های یخی هستند.یخ زدند خوب نمیتوانند تشخیص دهند.زمانی که ساعت مصرف می رسد همه چیز را مصرف تعیین می کند,بدون اینکه حس کند.چون حس سرما را از انسان می گیرد.

یک فرد مصرف کننده حس گرما,مهربانی حتی حس انسانیت از او گرفته میشود.اما چون هنوز یک چیزهایی دروجودش هست می گوییم60 درجه زیر صفر.اگر کلا" نبود آنوقت میشد 270 درجه زیر صفر

یک چیز عقلی را درک میکنیم اما حسی رانه.مثلا"نمیتوانیم بوی یک عطر را تعریف کنیم.مثلا" :باید بگوییم بوی گل یاس یا رز را میدهد.

وقتی میگوییم خماری اعتیاد کسی که خودش خماری نکشیده باشد حس نمیکند.

همه فکر میکنند مصرف کننده یک فرد لذت جو هست,در صورتی که اینطور نیست.اوایل شاید اما بعد از چند بار مصرف دیگر لذتی وود ندارد, بلکه از ترس درد و حالت بدی که دچار میشود مجبور به مصرف است.به همین دلیل من خماری را به سرما تشبیه کردم شاید انسانهای دیگر هم بفهمند.

کسی که توسرما قرار گرفته نمیتوند دست هایش را باز کند چون حس ندارد.

کسی که میخواهد از اعتیاد بیرون بیاید باید از این یخبندان عبور کند.اما باید ذره ذره خارج شود و برای این خروج نیازمند یک راه است و تا قبل از کتاب 60 درجه این راه وجود نداشته, اما بعد از کتاب این راه مشخص و جهت یابی  و تابلو گذاری شد.چون باید مسیر را دانست.در یخبندان نمیتوان سریع حرکت کرد.

تمثیل یک اتومبیل است,اما منظور جسم است.اتومبیل شما آرام حرکت میکند تا یبب فرود بهمن یا قندیل تشود.ایننشاته عقل است که یاد می گیرید چگونه حرکت کنید,اما اگر تند باشد نشانه بی عقلی است.نمیشود سریع حرکت کرد یا قطع مواد کرد وسریع به مقصد رسید.

ممکنه شما سالها مواد مصرف کنید انا اصلا" حتی بهش فکر هم نکنید, اما همین که تصمیم به این کار گرفتید انگار نصف راه را رفته اید.

در مصرف مواد نمیتوان یک دفعه قطع مواد کرد.زیرا سلول های ما از کار افتاده اند,باید این سلول ها را به حالت طبیعی و نرمال برگردانیم تا بتوانند به فعالیت خود ادامه دهند.

صراط مستقیم اصلا"راه راست نیست ,برعکس راه کج و معوج و پر پیچ وخم است.اما گذشتن از این راه رسیدن به بهشت است, رسیدن به شو شود.

همه ی انسانها لذت بردن را دوست دارند,اما کسی که در راه راست است به این فکر میکند همه ی اینها خوب است .اما از ه راهی؟چون تفکر میکنند لذت زودگذر را نمیخواهند.اما بعضی ها هم راه فرعی را میروند و به جهنم ختم می شود.

وعده ی خداوند هیچ وقت دروغ نبوده,اگر گفته کمکتان میکنم,اگر گفته پاداشتان را میدهم دروغ نگفته است.

امکان ندارد کسی راه معنوی برود و بار مادی به همراه نداشته باشد.(به شرطی که از ته دل و با خلوص نیت باشد)

انسانی که به دنیا می آید هم فضائل را دارد و هم خصلت های بد را دارد.که افکار بد باید زدوده شود. افکار دروغ و دغل و اندیشه های بد کنار رود میتواند به انوار الهی برسد.

این خود ما هستیم که انتخاب میکنیم مرغ خانگی وجود ما ,کرکس باشد یا کفتار ویا  عقاب باشد.

نویسنده:همسفر زهرا

شاد باشید.