مسیر روشنایی،دلنوشته ای از مسافر محمد

به نام ایزد پاک
دل نوشته ای از مسافر محمد رهجوی آقای محمد رضا محمدی از نمایندگی قزوین
بنده اهل یکی از روستاهای اطراف قزوین در سن هشت سالگی بر اثر سانحه رانندگی پدرم را از دست دادم و من ماندم و یک برادر کوچک تر و سه خواهر ، به عبارتی سال 64 شروع بدبختی و تیره روزی من بود . با زحمات مادر عزیزم و همچنین خودم روزگارمان به نحوی که بود گذشت . خواهرانم بزرگ شدند و به خانه بخت رفتند . من با علاقه شدیدی که به تحصیل داشتم به درس خواندن ادامه دادم و در ایام تعطیلات به کارگری مشغول بودم تا بتوانم هزینه تحصیل خود را تامین کنم . به همین روال ادامه دادم تا در سال 74 با شرکت در کنکور در رشته مهندسی عمران در دانشگاه آزاد شهر شاهرود پذیرفته شدم با رتبه بسیار عالی ... از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدم غافل از این حتی کرایه نداشتم تا شاهرود بروم . با هر مشکلی بود خود را به شاهرود و دانشگاه رساندم و شرایط تحصیل را جویا شدم . به خاطر ضعف مالی و هزینه بالای دانشگاه آزاد نتوانستم به تحصیل ادامه دهم. تصمیم گرفتم به سربازی بروم و در سال 75 به خدمت مقدس سربازی رفتم و این دو سال را پشت سر گذاشتم ..
من به قدری قوی بودم و پشتکار داشتم که در بین دوستان و آشنایان زبان زد شده بودم و در مورد من می گفتند که فلانی به زودی به جا که بخواهد می رسد به هر راهی می رود به غیر از اعتیاد و بدبختی ...
پس ازپایان سربازی وارد یک شرکت تولیدی و مشغول به کار شدم . به علت جوّ مسموم و بودن مصرف کننده در محیط کار خیلی زود به سمت آنها کشیده شدم و طولی نکشید که به جرگه آن ها پیوستم و رسما یک مصرف کننده مواد شدم .
باید بگویم که آن ها هیچ تقصیری نداشتند ، ضعف از خود من بود چون هیچ قدرتی نمی تواند ما را به زور مجبور به کاری کند مگر این که انسان به قدری ضعیف باشد که در مقابلش سر تسلیم فرد بیاورد . در سال 1380 ازدواج کردم و خداوند به من سه فرزند 12 – 8 و 1 ساله هدیه داده است . به قدری کار می کردم که هم پول موادم را تامین می کردم و هم به خانواده توجه داشتم و هر کاری که اراده می کردم انجام می دادم غافل از این که این اراده مواد بود نه اراده من... جالب تر این که همیشه مصرف مواد را منکر می شدم غافل از این همه اطرافیان می دانستندولی من خودم را به راهی دیگر می زدم .
در طول زمان مصرف چندین بار تصمیم به ترک مواد گرفتم ولی با شکست مواجه شدم چون روش درستی را تجربه نکرده بودم تا این که دو ماه پیش یکی از آشنایان که بیست سال مصرف کننده تریاک و پنج سال شیشه مصرف می کرد با من تماس گرفت و گفت من به قروین میروم بیا با هم برویم . شاید باور نکنید یک حس بسیار خوبی داشتم گویی به جایی می روم که پایان همه ی بدبختی های من همان آنجاست . به قزوین رسیدیم و وارد کنگره 60 شدم . بعد وارد یک سالن شدیم که همه با پیراهن سفید روی صندلی نشسته بودند و یک نفر استادبرای آن ها از مواد مخدر صحبت می کرد حس عجیبی به من دست داد . وقتی فهمیدم او از طریق کنگره 60 با 25 سال مصرف مواد 3 ماه است که آزاد و رها شده است تصمیم گرفتم به آن جا بروم و اکنون که این دل نوشته را می نویسم حدود دو ماه است که به کنگره می آیم و تمامی جلسات را به منظم شرکت می کنم . شاید باور نکنید شخص آقای مهندس دژاکام این فرشته نجات را چندین بار در خواب دیده ام . اکنون من یک مسافر هستم و سفر خود را آغاز نموده ام به روش DST با شربت OT .دیگر هیچ رغبتی به مواد ندارم هر چند برای درمان کامل راه زیادی را باید بپیمایم .در همین مدت کم تحول عجیبی در زندگی خانوادگی و شخصی من به وجود آمده است . دید اطرافیان نسبت من تغییر کرده است به عبارتی هویت بر باد رفته خود کم کم به دست خواهم آورد . از تمام کسانی که در این آتش ویرانگر گرفتار شده اند تقاضا می کنم خود را از این زندگی نکبت بار نجات دهند و به دامن خدا پناه بیاورند . برای هر کاری باید تاوان آن را پرداخت و من در این مکان مقدس تاوان لذت های صوری و نعشگی های زود گذر را می پردازم ولی یک تاوان با عزّت و بدون اجبار و به اختیار نفس خود ، با تمامی رنج ها و سختی های این سفر به امید رسیدن به رهایی تحمل می کنم و از استاد عزیزم جناب آقای محمد رضا محمدی که چراغ را این سفر است صمیمانه سپاس گزارم.
مسافر محمد
كنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی میباشد که به منظور رهايي معتاديني كه همواره خواستار رهایی از دام اعتياد بوده اند و راه حل منطقي براي درمان خود پيدا نكرده اند تشكيل گرديده است اين كنگره بر اساس اصل پذيرفته شده كمك يك فرد رها شده از اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد متشكل شده است . اساس كار ما بر مبناي محبت ، عقل و ايمان است . در جلسات هر عضو راجع به تجربه و دانش خودش در مقوله اعتياد سخن مي گويد و از نصيحت كردن پرهيز مي نمايد ما به هيچ گروهی وابسته نيستيم و از نظر مالي به خود متكي مي باشيم و مي توانيم حامياني داشته باشيم و حامیان می توانند در اجرای اهداف کنگره 60 نقش بسیار سازنده ای داشته باشند .