گزارش جلسات عمومی دوشنبه

جلسه سیزدهم از دور دهم سری کارگاه های آموزشی عمومی کنگره 60 نمایندگی قزوین در تاریخ دو شنبه 94/04/29 با دستور جلسه " وادی یازدهم و تاثیر آن روی من " با استادی آقای افشین، نگهبانی آقای علی اکبر و دبیری آقای تورج راس ساعت 16 آغاز به کار کرد.
خلاصه سخنان استاد:
یکسری قوانین الهی وجود دارد که پیروی از این قوانین و دستورات باعث توانمند شدن ما می شود. اگر از قوانین الهی که در جهان وجود دارد پیروی کنیم مطمئنا به نتیجه می رسیم، برای مثال نیروی الکتریسیته در تمام مسائل زندگی ما کاربرد دارد اگر ما به قوانین این نیرو مسلط و دانا باشیم کاربردهای بسیار زیادی برای ما خواهد داشت اما اگر قوانین آن را ندانیم تخریب ایجاد خواهد کرد.بنابراین پیروی و اطاعت از قوانین قدرت و توانایی می آورد خصوصا قوانین الهی. قوانین الهی می گوید: دزدی نکن، دروغ نگو، رشوه خواری نکن،.... در هر دین و مکتبی از ازل تا ابد دروغ گفتن کار بدی به حساب می آید... این ها همان چیزهایی هستند که حقیقت دارند و هر زمان که به این حقیقت ها مسلط باشیم برای ما توانایی ایجاد می کند. قوانین کنگره 60 هم به همین صورت هستند در هر دین و مذهب و در هر زمانی پذیرفته شده هستند. مثلا قانون اول که "با تفکر ساختارها آغاز می شود....." این قانون یک امر مشخصی است، هرکسی با هر قومیت و زبانی می داند که اگر کاری را با تفکر انجام دهد به نتیجه می رسد. مثلا من می خواهم از خانه خارج شوم، حتی اگر به نظرم هم نرسد اما فکر می کنم که چه لباسی بپوشم، چه زمانی از خانه خارج شوم، با چه وسیله ای به مقصد برسم و... اما اگر فکری در کار نباشد و ندانم که کجا می خواهم بروم مطمئنا به ناکجا آباد می رسم.
14 قانونِ کنگره جزء قوانین الهی هستند که اگر آن ها را انجام بدهیم خودمان به قدرت می رسیم. اولِ وادی 11 یک پیام خیلی قشنگ دارد"زمانی که روشنایی ها آبستن تاریکی ها بود..." این پیام می گوید هیچ چیز مطلقی در جهان هستی نداریم، اینکه فکر کنیم همه چیز مطلق خوب است یا همه چیز مطلق بد است، همه چیز سفید مطلق است یا سیاه مطلق اشتباه است. همیشه در اوج سیاهی یک نقطه سفید وجود دارد و همیشه در اوج سفیدی یک نقطه سیاه وجود دارد و همیشه بین تاریکی و روشنایی و خیر و شر جنگ وجود داشته.
سرخپوستان معتقد هستند که درون هر انسان دو گرگ وجود دارد؛ یک گرگی که خیلی خونخوار و عصبانی و دروغ گو است و یک گرگی که تعادل دارد و خوب است. این دو گرگ همیشه باهم در جنگ و پیکار هستند. در این بین گرگی پیروز می شود که به او غذا داده شود. من اگر به گرگ بدِ خود غذا بدهم او را قوی کرده ام و در این جنگ پیروز می شود و برعکس. با توجه به این مساله میبینیم که در این وادی از اختیار صحبت شده. ما اختیار داریم که کدام سمت را انتخاب کنیم، سمت خوبی یا سمت بدی. و قطعا فلسفه وجودی انسان روی اختیار است و نیروهای اهریمنی نمی توانند ما را وادار به کاری کنند، فقط از راه الهام و القاء وارد می شوند.کسانی که مواد مصرف کرده اند می دانند که کسی با زور به آن ها مواد نداد، نیروهای منفی الهام و القاء کردند اما خودشان با خواست و اراده خودشان مواد مصرف کردند. در هر ضدارزشی به همین صورت است.

علاوه بر اختیار که مساله بسیار مهمی است، حرکت هم از اهمیت بالایی برخوردار است. کنگره در مورد حرکت مثال بسیار جالبی می زند و می گوید: اگر خواسته درونی شما خواسته قوی است باید حرکت کنید. سه نفر تشنه هستند، یکی می گوید: من تشنه هستم، دیگری می گوید: من خیلی تشنه هستم و نفر سوم می رود و آب می خورد. اگر خواسته درونی هر شخصی به حد اعلای خودش برسد مطمئنا حرکت می کند و چشمه جوشان می شود. اگر واقعا خواسته ما قوی باشد باید مبدا، مقصد و هدف ما مشخص باشد. یادم می آید در یک مهمانی در لیوان های مختلف برای ما چای آوردند و هر کدام از ما به دنبال این بودیم که قشنگ ترین لیوان را برداریم بدون توجه به محتویات داخل آن. گاهی ممکن است ظاهر زیبای یک ظرف محتویات خیلی زیبایی نداشته باشد و بر عکس درون ظرفی به ظاهر ساده چیزهای با ارزش تری باشد. اما همه ما چسبیده ایم به لیوان قشنگ، لیوان قشنگ خوب است اما به شرطی که محتویات داخل آن هم خوب باشد. مادیات، همان لیوان قشنگ است. مادیات خوب است اما به شرطی که من بتوانم سوار مادیات شوم نه اینکه مادیات سوار من شود، اگر توانستم به این نقطه برسم نصف نیروی اهریمن را شکست داده ام.
وادی می گوید: چشمه های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس می رسند. مبدا و منشاء چشمه و رود چیست؟ همان بحر و اقیانوس. با تابش آفتاب دریاها و اقیانوس ها ابر می شوند، می بارند و دوباره چشمه و رود خورشان می شوند. مقصدشان کجا است؟ همان اقیانوس و دریا، یک روزی همان دریا و اقیانوس بودند. همه رودها و چشمه ها به آنجا نمی رسند. چشمه ای که ضعیف باشد، جوشان نباشد و آبش کم باشد به بحر و اقیانوس نمی رسند. چشمه هایی به مقصد می رسند که منابع عظیمی داشته باشند. اگر منبع آبی چشمه کم باشد کمی می آید و در نیمه های راه خشک می شود. علاوه بر منابع عظیم برای جوشان شدن باید اختلاف پتانسیل وجود داشته باشد و دریچه چشمه پایین تر از منبع باشد مثل منابع آبی که در روستاها در ارتفاع قرار می دهند .
اگر آبی که جاری می شود قوی باشد به سنگ ها که برخورد کرد آن ها را از سر راه خود برمی دارد. این سنگ ها همان مشکلات ما است. مشکلات در زندگی وجود دارد اما اگر منابع آبی و اختلاف پتانسیل ما بالا باشد سنگ را می شکافیم . حال انسان هایی هم که می خواهند چشمه جوشان باشند باید منابع اطلاعاتی در راستای دانایی داشته باشند و همچنین اختلاف پتانسیل داشته باشند.

دوچرخه سوار تا زمانی که رکاب می زند و حرکت می کند سرپا است، زمانی که پیش خودش گفت: دیگر بس است و بیشتر از این نمی خواهم و ایستاد، همانجا سقوط می کند. سرمنشاء انسان ها در جایی است و همه ما از جایی آمده ایم. همانطور که در وادی دوم می گوید: هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نگذاشته. یک کرم زمانی که خاک را سوراخ می کند زمین را بارور می کند، یک سوسک میکروب ها را درون خودش جمع می کند . حال با این اوصاف منِ انسان که اشرف مخلوقات هستم همینطوری و اتفاقی آمده ام؟ حتما منشائی برای من وجود داشته. من برای اینکه به هدف و منشاء خودم برسم باید اطلاعات و دانایی خودم را زیاد کنم، باید حرکت کنم. تغییر جایگاه، اختلاف پتانسیل ایجاد می کند. زمانی که یک مسافر از 1گرم 1 روز به 1 گرم 2 روز تغییر جایگاه داد اعتماد به نفسش بالا می رود. تا امروز 100 دورغ می گفتیم ، از امروز به بعد 95 دروغ می گوییم، این تغییر جایگاه است. اگر قرار باشد که من یکجا بمانم می گندم. اگر به 1گرم 2روز رسیدی از این پله لذت ببر چون برایت انرژی ایجاد می کند و تا 1 گرم 30 روز می روی و می بینی همین موادی که روزی برایت یک غول بوده به سادگی کنار گذاشتی. مواد کوچک نمی شود بلکه ما بزرگ می شویم. ما با گرفتن اطلاعات و آگاهی و تغییر جایگاه به جایی می رسیم که مواد را مثل یک مگس کنار می زنیم.
اگر انسان در زندگی بخواهد به چیزی که دارد بسنده کند می پوسد.
كنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی میباشد که به منظور رهايي معتاديني كه همواره خواستار رهایی از دام اعتياد بوده اند و راه حل منطقي براي درمان خود پيدا نكرده اند تشكيل گرديده است اين كنگره بر اساس اصل پذيرفته شده كمك يك فرد رها شده از اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد متشكل شده است . اساس كار ما بر مبناي محبت ، عقل و ايمان است . در جلسات هر عضو راجع به تجربه و دانش خودش در مقوله اعتياد سخن مي گويد و از نصيحت كردن پرهيز مي نمايد ما به هيچ گروهی وابسته نيستيم و از نظر مالي به خود متكي مي باشيم و مي توانيم حامياني داشته باشيم و حامیان می توانند در اجرای اهداف کنگره 60 نقش بسیار سازنده ای داشته باشند .