سی دی جهان بینی
متن کامل سی دی چله نشینی آقای مهندس دژاکام
امیدوارم حال همگی خوب باشه مبحثی که امروز راجع به آن صحبت می کنم مربوط به تاریخ 2/8/75 است و قبل از آن پیام وادی نه را برای شما می خوانم که به بحث ما هم مربوط می شود وقتی نیرویی از کم شروع می شود و به درجه بالاتر می رسد نقطه تحمل پیدا می کند.
در نقطه تحمل مبحثی بود به نام آستانه آشوب که در روابط فی مابین باید این مساله را مد نظر داشته باشیم ؛ تمام اتفاقات ناگوار در مسئله آستانه آشوب رخ می دهد.
این پیام برای کسانی که به دنیای تازه قدم نهادند و به خویش خویشتن توجه می نمایند. بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت بنمایید و به زمین و سماء توجه کنید با اندیشه ژرف خود به رحمت ماوراء ایمان راسخ داشته باشید و بدانید که پاداش شما دست همیاری شما خواهد داد آنگاه بذر نیکو بکار و یا تخم و دانه باارزش. هم قوت کافی و هم سایبان هایتان برافراشته خواهد شد؛ پس آن کنیم که فرمان است.
مهمترین مساله ای که در این پیام نهفته است این است که می گوید به کسانی که می خواهند به دنیای تازه قدم بگذارند یعنی از یک جهان بهم ریخته وارد دنیای جدیدی شوند. یعنی از فضای اعتیاد به یک فضای سالم، از یک فضای افسردگی به فضای شادب و نشاط، از یک فضای مملو از درگیری ها به فضای بهتری. وقتی می خواهند ارتقا، پیدا کنند به فضای جدیدی وارد شوند که از جهان قبلی بهتر باشد و در صراط مستقیم باشد. می گوید بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت کنید باید از گفته ها وارد مرحله عمل شوید.
دو صد گفته چو نیم کردار نیست پس مساله مهم ما مساله عمل کردن است عمل کردن به دانسته ها؛ یعنی در لحظات حساس که یک موقعیت بسیار خاصی روبرو می شویم آنجا باید تصمیم بگیریم. اگر وارد عمل نشویم به درد نمی خورد فاصله بین گفتار و کردار از اینجا تا خورشید است. که ما در کنگره اول پندار را درست می کنیم اندیشه و تفکر را درست می کنیم بعد که اندیشه و تفکر درست شد بعد ذره ذره گفتار را درست می کنیم وقتی اندیشه درست شد گفتار ما دیگر غیبت ، دروغ، پشت سر کسی سرزنش نمی کنیم و… وقتی گفتار عوض شد کردار نیز عوض می شود هر کدام بین اینها فاصله است خیلی از گروه ها می خواهند مشکل اعتیاد را حل کنند ولی در صحبت کردن خود هیچ تغییری ایجاد نمی کنند همانطور که در زمان اعتیاد صحبت می کردند الان هم همین طور هستند در لباس پوشیدن خود نیز همین طور. فقط یک اندیشه بوده که این اندیشه فقط نباید مواد مصرف کنند.
ما باید از سخن به نقطه عمل حرکت کنیم.
چون من نمی توانم افکارم را متمرکز کنم گاهی تصور می کنم که برای بهتر شدن افکار خودم دست به اقداماتی برنم برای مثال اگر چله نشینی کنم یا روزها را به روزه داری و یا شبها را به عبادت بپردازم موفق خواهم شد؟ نظر شما چیست؟ آیا لازم برای انجام این کارها است؟
شخص می گوید در حال حاضر من دچار مشکلاتی شده ام آیا برای حل مشکلم باید چله نشینی کنم؟ در قدیم رسم بود این افراد چهل روز می نشستند که به انواع مختلف بود یکسری چهل روز آب می خوردند بعضی یک وعده غذا می خوردند و روزه می گرفتند، بعضی ها روزه می گرفتند به این صورت که روز اول چهل خرما می خوردند و روزی یک خرما کم می کردند تا روز آخر فقط یک خرما می خوردند آب هم می خوردند و گرسنگی می کشیدند و در کنار این گرسنگی یک سری توهمات هم وجود داشت در اینجا نگهبان می گوید این کارها را بکنم یا شب تا صبح نمار بخوانم که اوضاع خوب شود. الان هم این مساله را به جورای مختلف داریم مثلا حالم خراب است به کلاسهای هیپنوتیزم می روم که حالم خوب شود یا وارد گروههای متعددی شوند که ادعا می کنند می توانند انسانها را به آرامش برسانند.
وقتی وارد عمل می خواهیم شویم چند مساله وجود دارد قبل ار اینکه وارد عمل شویم از بی عملی هیچ عملی به وجود نمی آید خیلی ساده است در نظر بگیرید من کارمند هستم و در یک کارخانه کار می کنم تقریبا هر روز کار خود را خوب انجام می دهم بعد از مدتی بچه ام مریض می شود پیش رئیس کارخانه می روم و از او به خاطر اینکه بچه ام مریض است مبلغی وام می خواهم رئیس هم نگاه می کند که مرتب و منظم بودم خوب کار کردم وقتی کارگر خوبی باشم با مبلغ وام من موافقت می کند. حالا کارگری که باید کار کند سر کار حاضر نمی شود به جای کارکردن فقط دعا می کند خدایا رئیس کارخانه ما را حفظ کن، خدایا کارخانه را به سلامت دار، چقدر این رئیس کارخانه خوب است و صبح تا شب همین را بگوید و هیچ کار نکند حالا برود پیش رئیس کارخانه وام بخواهد رئیس می گوید: تو همان حقوقی که روزانه می گیری اضافه هست این را هم نباید بگیری بنابراین می بینیم اینها با هم رابطه دارند حالا وقتی وارد عمل می شویم از سخن تا عمل کردن مساله ای دارد. عمل باید چطور باشد؟ عمل باید؛
1- متناسب با موضوع باشد؛ عملی که انجاک می دهید با موضوعی که می خواهید متناسب باشد یعنی اینکه اگر شما یک سیفی مثل خیار و گوجه و … می کارید باید سه چهار روز آب بدهید اگر فقط چند قطره آب بدهید متناسب نیست و محصول عمل نمی آید اگر خیلی زیاد آب دهیم بوته و محصول را از بین می برد و آن هم مشکل دارد.
عمل حساب و کتاب دارد و نمی توانید همین جوری با موضوع برخورد کنید. شما می خواهید اعتیاد را درمان کنید در بیماریهای دیگر هم همین طور است. مقدار دارویی که به شخص می دهید با بیماری باید متناسب باشد مثلاً قرص خواب را باید به اندازه به بیمار تجویز کند غیر از این جواب نمی دهد.
2-عمل باید مربوط به موضع باشد عملی انجام می دهید ولی اصلاً ربطی به موضوع ندارد مثلاً الان موقعی هست که کنکور دارید باید بنشینید در کتابخانه یا خانه درس بخوانید و این موضوع هم مرتبط با موضوع است حالا ممکن است هر روز درس بخوانید ولی درسی را بخوانید که به موضوع ارتباطی ندارد مثلا امتحان ریاضی دارید بروید جغرافیا بخوانید قطعا موفق نخواهید شد. پس هر موضوعی باید عمل مربوط به خود موضوع باشد.
3- عمل باید در زمان مناسب انجام گیرد. ممکن است عمل انجام دهید ولی در زمان مناسبش نباشد اگر شخصی بیماری دارد برای جراحی باید ببیند که الان زمان جراحی هست یا زمان مناسب برای جراحی هست.شما الان باید این درس را بخوانید بعد از کنکور درس خواندن فایده ای ندارد. ضرب المثل داریم نوشدارو پس از مرگ سهراب؛ نوشدارو باید قبل باشد پس اگر می خواهید عملی انجام دهید باید در زمان مناسب آن عمل انجام شود. وقتی زمانش زمان مناسبی نباشد مشکل ایجاد می کند.
پس عمل باید با موضوع متناسب باشد و به موضوع مربوط و در زمان مناسب انجام شود.
در اینجا به یک مثلث بر می خوریم گویی هستی بر مبنای یک مثلث برنامه ریزی شده که یک ضلع آن زمان، ضلع دیگر آن تناسب و دیگری رابطه هست. پس باید در زمان مناسب کار انجام شود این خیلی مهم است در موقعی هست که باید دفاع کنی در دادگاه شهادت بدهی شهادت باید به موقع باشد موقعی که محاکمه کردند و پرونده بسته شد شهادت تو به درد نمی خورد.
پس زمانی که بخواهیم از سخن وارد مرحله عمل شویم ، عمل شرایط بسیار بسیار حساب شده و خوبی دارد که اگر ما اینها را در نظر نگیریم ما قطعاً به مشکلات برمی خوریم.
در اینجا شاگرد به یک سری مشکلات برخورده مثل فراری شده تا جواب طلب کارها را بده و… به جای اینکه مشکلات را حل کند می پیچاند و به مشکلات توجه نمی کند که این باعث می شود انسان سر خودش را گول بزند. اینجا به جای اینکه بنشیند مسائل را حل کند میگه خوبه برم چله بنشینم یا نماز شب بخوانم اینها خوبه ولی به موقع اش و در جایگاه خودش. اگر کسی میخواهد چله هم بگذراند برود ولی باید مربی و استادش را پیدا کند اگر لازم باشد چله باید بگذراند شاید اصلاض لازم نباشد چون ممکن است جسم و روان آسیب ببیند. این یک حقه است که انسان وارد این داستان می شود حالا ممکن است برای همه ما این اتفاق افتاده باشد. برای فرار از یک مسئولیت چیزی را بهانه می کنیم و چیزهایی را که بهانه می کینم ممکن است چیزهای مقدسی باشد و ما آنها را دست آویز خود قرار می دهیم. نقشه ما فرار از مسئولیت هست.
اگر فرد نتواند در خانه آرامش و آسایش ایجاد کند می تواند در شهر آرامش برقرار کند. داستان یک نفر زمانی که 20 سالش بود می گفت من باید تمام دنیا را درست کنم ومی گفت تمام دنیا را قرار است اصلاح کنم. تا 30 ساگلی دید نمی شود دنیا را درست کند گفت از حالا سعی می کنم کشورم را درست کنم از 40-30 سالگی تلاش خود را کرد دید کشور را نمی تواند درست کند از 50-40 سالگی گفت می خواهم شهرم را درست کنم ولی دید باز هم نمی شود. از 60-50 سالگی هم خواست روستای خود را درست کند دید باز هم نمی شود. از 70-60 سالگی گفت خانواده ام را درست می کنم دید باز نمی شود. از 80*70 هم گفت بهتر است خودم را درست کنم.
حالا درست کردن جامعه ، شهر و اجتماع در تصور همه است می خواهید چله نشینی کنید و نماز شب بخوانید همون نماز یومیه را بخوانی کافیه نماز یومیه را نمی خوانی می خواهی نماز شب بخوانی. پس انسان در ابتدا باید خودش را درست کند.
یک سیگار را نمی تواند نکشد وقتی تو سیگار را نمی توانی کنار بگذاری قبلا سخت بود ولی الان روش پیدا شده سیگار خطر مرگش بسیار بیشتر از مواد مخدر است در سال 250 هزار نفر در اثر استعمال مواد مخدر می میرند در صورتی که 17 میلیون نفر در اثر مصرف سیگار از بین می روند.
یه مدتی در کنگره همه سیگار می کشیدند سر دسته سیگاری ها خود من بودم ولی بعد روش درمان سیگار به وجود آمد بنابراین وقتی تو سیگار را نمی توانی نکشی چگونه می توانی از دیگران بخواهی کراک و شیشه و … مصرف نکنند. بنابراین این مساله خیلی مهم است.
چون من نمی توانم افکارم را متمرکز کنم گاهی اوقات تصور می کنم برای بهتر شدن افکارم دست به اقداماتی بزنم برای مثال چله نشینی کنم و یا روزها را به روزه داری و شبها را به عبادت بپردازم موفق تر خواهم شد نظر شما چیست آیا لازم به انجام این کارها می باشد؟ قیافه حق به جانب گرفته به جای اینکه بدهی مردم را بدهد برود چله بنشیند.
استاد می گوید: در مورد بالا پایین بودن افکار خودتان باید بگویم که این گاهی در اثر مسائلی پیش می آید که از قوه دیگری است و تحت کنترل شما نمی باشد.
(در اینجا شاگرد هنوز هم دارد مصرف می کند تاریخ 2/8/75 است) فعلا در مورد افکارت بالا و پایین میشود در اثر مسائلی است که تحت کنترل شما نمی باشد از قوه دیگری؛ یکی از قوه ها مواد مخدر می باشد. در اثر استفاده از مواد انسان اخلاق و رفتارش تغییر می کند که در اختیار خودش نیست. فردی که مصرف کرده باشد یک اخلاق و رفتار دارد مصرف نکند یه جور دیگر اخلاق و رفتار دارد؛ پس تعیین کننده مواد مخدر است تمام کارهای مصرف کننده تحت کنترل مواد مخدر است.
اگر احساس می نمایید که خللی در شما بوجود می آورد باید از اندیشه برانید در جهت بررسی بیشتر با خود طبق قرار به آنچه بیشتر خدمت شما عرض شده رفتار نمایید.
مسائل منفی یا معضلات را از فکر خود بیرون کنی و به جای اینکه مسائل دیگر مثل چله نشینی و… را انجام دهی بنشین و برنامه ریزی کن طبق مطالبی که به شما آموزش داده شده و به آنها عمل کن. در اثر دیگری یعنی اینکه تحت مصرف قرص یا دارو یا چیز دیگری باشد یه موقع ممکن است تحت الهام و القا یکسری نیروی دیگر قرار می گیریم ما تا زمانی می توانیم تحت القای یک نیرو دیگر قرار بگیریم که هنوز از نظر اندیشه و تفکر در وضعیت مناسبی قرار نداریم شما آدمی که آگاهی و دانش بالا نداشته باشد ممکن است با حرف مجاب یا منحرفش کنید یا هر جور بخواهید آن را هدایت کنید ولی فردی که دارای آگاهی است شما نمی توانید مسیرش را تغییر دهید پس بعضی انسانها تحت تاثیر الهام و القائات نیروهای منفی قرار می گیرند.
آیا پاسخ قانع کننده بود؟ شما در بعضی مسائل که خود می دانید رعایت نمایید
من می دانستم مواد مخدر نباید مصرف کم ولی رعایت نمی کردم و خیلی مطالب دیگر.
لازم به سختی در مورد روزه یا نماز شب بیشتر از حد معمول نیست
شما مسائل معمولی را رعایت بکن لازم نیست بیش از آن عبادت کنی همان نماز یومیه و روزه یومیه را بگیر بیشتر پیشکشت. تو همین کار را بکن بقیه را رها کن
و دیگر مطالب که پیشتر ها به عرض رسیده و در اقدام به آنها تعللی شده در صورت حکم اجرا به عمل نمایید و بعضی مطالبی که قبلا گفته شده بود آنها را اجرا کن
آن احکامی که داده شده بود حالا ما که پیرو مکتب خواص خودمان و کتاب آسمانی خودمان هستیم میگه احکامی که در آنجا آمده به آن عمل کن و به مرحله اجرا و عمل برسانی همان که امسان درست کردار و گفتار باشد بر پیمانش استوار باشد فساد نکند می گوید همین احکامی که آمده آنها را اجرا بکنید.اینها از همه مهمتر و لازمتر هستند.
حکم حاکم اگر مبنی بر گرسنگی و بدن قوت باشد تفکر شما به چند روز از ایام دوام میابد در کل با این مسائل نمی توان مزاح نمود.
حکمی که حاکم می دهد باید متناسب باشد یعنی چه یعنی شما نمی توانی حکم بدی که آقا شما یک ماه هیچی نخور غذا نخور آب هم نخور این حکم؛ حکم درستی نیست شما به عنوان راهنما به شاگرد می گوید سه روز سقوط آزاد یک هفته سقوط آزاد می توانی بگویی سه روز یا یک هفته سقوط آزاد ولی نمی توانی بگویی در این مدت هم هیچ غذایی نباید بخوری حکمت درست نیست.باید حکم را مجری بتواند اجرا کند قابل اجرا برای مجری باشد چون هر حکمی که به شاگرد می دهی باید قابل اجرا برای شاگردت باشد
یکی از قشنگترین کارهایی که کنگره انجام داد این است که راهنما حکمی را که به شاگرد می دهد شاگرد به نحو مطلوب آن حکم را انجام می دهد. می گویند اگر مواد مصرف می کردی جاش شربت OT را مصرف کن و با حساب و کتاب مقدار را مشخص می کنند حکم بعدی هم این است که 21 روز بعد این درصدر را ضربدر ضریب 8/. می کنند و مقدارش را کم می کنند و احکامی که صادر می شود متناسب با مسیر بهبودی فرد مشخص هست و شخص به نحو مطلوب می تواند اجرا کند؛ پس من اگر بخواهم حکمی دهم که چهل روز غذا نخورم حکم درستی نیست چون به من صدمه می زند و تخریب ایجاد می کند.
اگر حکم حاکم مبنی بر گرسنگی و بدون قوت باشد تفکر شما به چند از ایام دوام می آید؟
در کل با این مسائل نمی شود شوخی کرد وقتی چهل روز غذا و آب نخوری نابینا می شوی و صدمه به سیستم عصبی و گوارشی و هزار مشکل به وجود می آید نمی توانیم با این کار شوخی کنیم. اینجا هر چیزی هست باید متناسب باشد وقتی می گویند روزه بگیر خب می گیری ولی نمی گویند دو روز هیچی نخور. می گویند از طلوع خورشید تا غروب خورشید هیچی نخور میشود تحمل کرد ولی اگر بگویدند یک هفته هیچی نخور قابل اجرا نیست.
پس با این مسائل نمی شود مزاح کرد
پس اگر عبادت هم می خواهی بکنی نمی شود با آن مزاح کنی در حد و ظرفیت خودش انجام شود
مسائل مربوط با اندیشه و با حکم بررسی و راضی باشید و در هر عملی در حرکت و جستجو باشید.
یعنی به احکامی که برای زندگی روزمره برایمان صادر شده باید راضی باشیم. احکام را اجرا کن پذیرا باش و در چارچوب قوانین حرکت کن ما باید در چهارچوب قوانین حرکت کنیم. احکام کنگره را که داریم انجام می دهیم یکسری قواعد بازی داریم که باید آنها را انجام دهیم. وقتی می گویند به همدیگر زیاد نزدیک نشوید؛ دوستی و رفاقت در یک حدی باشد با هم مهمانی نگذارید. مسافرت دسته جمعی نروید. اینکارها را نباید انجام داد. آنچه قوانینی که ما در کنگره گذاشتیم همه تجربه و تست شده و هیچکدام بر مبنای اوهام و خرافات و توهم یا مسخره بازی درست نشده هر چه گفته شده دقیق آزمایش شده و باید اجرا شود؛ غیر از آن باشد به نتیجه نمی رسیم. مثلا گفتیم در کنگره 60 خوردن مشروبات الکلی عین موادمخدر هست یک نفر از مسافران کنگره 60 حق خوردن مشروبات الکلی را ندارد.داشتم کسی که راهنما فهمیده شاگرد می خورد ولی شاگرد گفت چه ربطی دارد ما تریاک و هروئین مصرف می کردیم الکل چه ربطی به این قضیه دارد و برگشت خورد. دو سه بار که مشروب بخوری گرم میشوی عادت می کنی بعد مرتب می شود و بعد هم ممکن است که ببینی پای بساط و کراک و شیشه نشسته ای .
چند روز پیش کسی اومد کنگره که برگشت خورده بود. گفتم برو خودتو معرفی کن؛ دیدم شاگرد راهنمایی است که اکثرا در اثر خوردن مشروب شاگردهاش برگشت خورده اند. پس اینها احکامی است که باید اجرا بکنیم یا با شاگردها به مسافرت می رودو ایجاد بحران و مشکل می شود ما باید طبق قوانین حرکت کنیم.
مسائل مربوطه را با خود اندیشه و بررسی و به حکم راضی باشید و در هر عملی در حرکت و جستجو باشید.
رهجوها هر چه راهنما می گوید با حکم راهنمای خود راضی باشند و عمل کنند اگر راهنما گفت این سی دی را گوش کن رهجو باید بگوید بسیار خوب؛ گوش نکن بسیار خوب؛ اینقدر کم کن بسیار خوب؛ کم نکن بسیار خوب. ما دقیقاً به این نتیجه رسیدیم مقدار راندمان و خوب بودن، آرامش بودن، صلح بودن و به نتیجه رسیدن در کنگره 60 بستگی مستقیم با واحد انتشارات دارد یعنی دقیقا شعبی که ار انتشارات، کتاب، سی دی، جزوه، دروس کنگره استفاده می کنند؛ در آن شعب صلح و آرامش قشنگ برخوردار است احترام متقابل در کل شعبه برخوردار است آن شعبه راندمانش بسیار بالاست. برعکس شعبه ای که از انتشارات استفاده نمی کند یک شعبه به هم ریخته، تق و لق، رهایی ندارد، لژیون ها جون نمی گیرند، کسی در آن شعب ماندگار نیست و آن شعب رو به از بین رفتن است. برای لژیون هم همین طور است لژیون هایی که سی دی، کتاب ، مطالب آموزشی زیاد استفاده می کنند آن لژیونها خیلی قدرتمند و پیش رو هستند و لژیونهایی که استفاده نمی کنند بسیار بسیار به هم ریخته هستند. در سی دی ها جهان بینی درس می دهیم شیمی و جغرافیا درس نمی دهیم چگونه زیستن درس را درس می دهیم چگونه رفتار کردن را درس می دهیم چگونه برخورد کردن را یاد می دهیم به شاگرد یاد می دهیم چگونه با راهنمایش برخورد کند چگونه به راهنمایش احترام بگذارد چگونه تکلیفهایی را که راهنما داده اجرا کند. هر هفته که صحبت می کنم بر مبنای زمان صحبت می کنم. البته این مسائلی که امروز صحبت می کنم ممکن است 50 سال دیگر برای کنگره به درد بخورد چون قضایا قضایای روز است اون موقع هم استفاده می شود.
مسائل را می بینم و بر مبنای آن صحبت می کنم بنابراین مطالبی که در سیستم گفته شده باید دقت کنیم اینا خیلی در آن نقش دارد که چقدر آن شعبه از نشریات و انتشارات استفاده می کند. شاید یک راهنما بگوید آقا خیلی سخته چون اول باید خودش گوش کند یاد بگیرد و بعد آموزش دهد وقتی که خودش نتواند سی دی را گوش کند یا آنالیز کند خب برایش سخت است. این است که این مطالب بین ما در کنگره خیلی نقش سازنده و مهمی دارد و بعد اینجا چیزی که در پیام هست که گفت: بر شما واجب و ضروری است که از سخن به نقطه عمل حرکت نمایید. می گوید بر شما واجب و ضروری است چون ما همیشه عملیاتی بودیم حالا فقط حرف نیست؛ می گوییم با حرکت راه نمایان می شود و باید به آن عمل اعتقاد داشته باشیم؛ یکسری مطالب آموزش هست؛ آموزشی که ما یاد بگیریم. آموزشی که ما متوقع نباشیم. آموزشی که بارمان را بر روی دیگران نریزیم. آموزشی که حد و اندازه خودمان را بدانیم. آموزشی که دیگران نوکر ما نیستند. دیگران برده نیستند. آموزشی که اگر یکی یک پر گوجه فرنگی به من داد از او تشکر و قدردانی کنم. یک تکه نان داد از او قدردانی کنم.
انسانهایی که به ما خدمت می کنند محبت می کنند وقت و انرژی می گذارند؛ ما نباید به آنها احترام بگذاریم نباید ارزش و حرمتهای اینها را داشته باشیم. گیرم صد تا راهنما به شما کرد یک بار بیخودی به ناحق شما را اذیت کرد گفت که گفت نوش جونتان؛ مگر شما در خانه خودتان هستید تا حالا با پدر و مادرتان دعوا نکردید؟ بین شما حرفتان نشده؛ خواهر و برادرها تا حالا با هم دعوا نشده؟ زن و شوهرها تا حالا با هم حرفشان نشده؟ راهنما و شاگرد چی؟ ممکن است از هم ناراحت شوند خب بشن. مثل پدر و فرزند، معلم و شاگرد، زن و شوهر، خواهر و برادر. خواهر و برادرها بیشتر به شما خدمت کردند یا راهنماتون. پس صد بار راهنما به شما محبت کرد یک بار یک حرف درشتی زد. باید کاملا بپزیرید. باید قدر این چیزها را بدانیم در کنگره هم همین طور است.
ما پارک می رویم نمی رویم که لذت ببریم می رویم که آموزش ببینیم. امین 15-14 سال هست که از بنیان گذاران اردو است اینها وقتی به اردو می رفتند در شرایط سخت بود. الان برای چی به اردو می روند؟ می رفتند در سرما و برف چادر می زدند شب تا صبح از سرما نمی خوابیدند یخ می زدند. نمی رفتند ویلا؛ ویلا هم بود با امکانات کامل، ولی نمی رفتند. اردو مال این است؛ الان هم همین طور است می روند در چادر اولین کاری که می کنند چادر می زنند؛ بعد قسمت مهندسی چاه می زدند دستشویی درست می کردند و یکی آب می آورد؛ یکی نان درست می کند؛ چای و غذا درست می کنند؛ همه کارها را انجام می دهند؛ تا شرایط سخت را یاد بگیرند. الان اردوها خیلی نیرومند و قوی است و همین طور است. در اردو یکسری مسئول صبحانه هستند یکسری مسئول نهار و یکسری هم مسئول شام هستند. یکسری قسمت مهندسی هستند مثل دستشوئی ساختن، پل روی رودخانه زدن، یکسری مال کارهای پزشکی هستند؛ یکسری مسئول چایی هستند؛ یکسری مسئول برق هستند؛ یکسری مسئول شستشوی ظروف آشپزخانه هستند؛ آشپزها کسان دیگری هستند و یک اکیپ مسئول شستن ظروف هستند. خب اینها آموزش است حالا می روید اردو می گویید روی زمین نمی توانم بشینم صندلی بیاورید. صندلی را با خودت ببر یا روی زمین بشین. من آب یخ می خوام برای من آب یخ بیاورید. پاشو بخور. بنابراین وقتی وارد مرحله ای می شویم اینها همه را مد نظر داشته باشید.
در کل می خوام جمع بندی کنم در عمل باید زمان و تناسب و رابطه را در نظر بگیریم. افرادی را که قبول داریم و به خوبی و نیکی یاد می کنیم سالها از خوبی و نیکی یاد کردیم اگر حالا کاری کرد که منافع ما به خطر افتاد یا از ما انتقادی کرد فوری او را به زمین نزنیم و فوری جبهه نگیرید.
مطلب دیگر در کنگره 60 همه چیز در حال تغییر است خب راهنماها هم در حال تغییر هستند خدمت اینها 4 سال است که عوض می شوند. کل کنگره 60 باید به این مساله توجه کنند مسافران آقا، مسافران خانم، همسرفان خانم و همسفران آقا باید به این مساله خیلی توجه کنند. دو تا مسله داریم یکی اینکه مصوب شده راهنماها دوره آنها 4 ساله است و بعد عوض می شوند و مساله بعدی چگونه رفتن رهنماهاست.
1- برای هر رهنمای قدیمی که می خواهد برود فرصت کافی بدهیم امروز نگوییم هفته دیگر لژیونت رو جمع کن فرصت یکی دو ماهه یا هرچی هست بدهیم تا این کار انجام شود.
2- حتما باید جلسه تودیع گرفته شود. الان دو تا راهنما پشت سرم اتیکت زدن اینها الگو هستند باید با کمال احترام با راهنماها برخورد شود. سالها در کنگره زحمت کشیدند گرچه خودشان را طلب کار نمی دانند. ولی ما باید بدانیم که اینها سالها برای کنگره زحمت کشیدند. حتی بدترین راهنماها از بندگان خوب خدا هستند چون حداقل توانسته اند دو یا سه یا ده نفر را از جهان تاریکی بیرون آورده پس باید جلسه تودیع بگیریم. در جلسه تودیع شاگردها سعی کنند به هم دیگر خبر دهند و حتما در آن جلسه حضور داشته باشند و راجع به راهنماهایشان صحبت کنند و حتما شعب برنامه ریزی کنند در هفته برای راهنماهایی که می روند جلسه تودیع بگیرند برای آنها مثل تولد پارچه بنویسند و حتما برایشان تقدیر نامه بنویسند که این کار در شرایط بسیار قشنگ و زیبا انجام بگیرد. ما داریم همش آموزش می دهیم و ادعا می کینم . جهان بینی آموزش دیدیم. بنابراین هر راهنما که می خواهد برود دو حالت دارد: یا راهنما خودش می خواهد برود یا سنوات خدمتش پر شده است که می خواهد برود.در هر صورت باید با شرایط آبرومندی برود. این هفته به او نگویند که هفته بعد نیا؛ این کار بد است در تمام آموزشهای کنگره داریم که حق شناس باشیم، به انسانها احترام بگذاریم، با محبت باشیم. اینها لژیون را تحویل می دهند باز هم در کنگره ای هستند. مگر نگهبانی که دوره نگهبانی اش تمام شد از کنگره می رود. مرزبانی که دوره مرزبانی اش تمام شد از کنگره می رود نه، البته بعضی از مرزبانی شان تمام شد دیگر نمی آیند اینها حالشان خراب است چون تا حالا مرزبان بودند و رئیس بودند تا حالا جزء خواص بودند حالا نمی خواهند جزء عوام باشند تا حالا مرزبان بودی بودی! راهنما هم همین طور است تا حالا راهنما بودید بسیار خوب حالا راهنما نیستی اعلام کن از ماه دیگر نمی آیم به دلیل گرفتاری؛ برایش جلسه تودیع بگیرید پارچه هم به دیوار بزنید و تقدیر نامه هم می دهیم و در شرایط زیبا و آبرومند می روی ارتباط خودت را در کنگره برقرار می کنی و در جلسه حضور داری ولی اگر رفتی شش ماه یک سال نیامدی حالا می خوای استاد بشی ممکن است قبولت نکنند این هست که باید سعی کنید با شکل قشنگی انجام شود و این تصور غلط جا نیفتد کسی که راهنماییش تمام شد کنگره نباید بیاید باز آمدنش ادامه دارد.
در آقایون راهنمایی بوده که دوره اش تمام شد و مرزبان شد؛ دو مرتبه در مرزبانی شرکت کرد دوباره مرزبان شد، بعد اسمش را برای ایجنتی داد و ایجنت شعبه شد. راهنماها می توانند قسمتهای دیگر کار کنند راهنماها سعی کنند از این دوره چهار ساله به بهترین شکل اجرا برسانند و قدرشناس باشیم. از اینکه به صحبتهای من گوش دادید از همه شما سپاسگزارم.
با سپاس همسفر محدثه
كنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی میباشد که به منظور رهايي معتاديني كه همواره خواستار رهایی از دام اعتياد بوده اند و راه حل منطقي براي درمان خود پيدا نكرده اند تشكيل گرديده است اين كنگره بر اساس اصل پذيرفته شده كمك يك فرد رها شده از اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد متشكل شده است . اساس كار ما بر مبناي محبت ، عقل و ايمان است . در جلسات هر عضو راجع به تجربه و دانش خودش در مقوله اعتياد سخن مي گويد و از نصيحت كردن پرهيز مي نمايد ما به هيچ گروهی وابسته نيستيم و از نظر مالي به خود متكي مي باشيم و مي توانيم حامياني داشته باشيم و حامیان می توانند در اجرای اهداف کنگره 60 نقش بسیار سازنده ای داشته باشند .