گزارش دستور جلسات شنبه مورخ 94.4.27

جلسه دوازدهم از دور دهم سری کارگاه های آموزش خصوصی کنگره 60 نمایندگی قزوین، ویژه مسافران در تاریخ شنبه 94/04/27 با دستور جلسه "وادی یازدهم و تاثیر آن روی من " با استادی آقای معرفت، نگهبانی آقای اکبر و دبیری آقای رضا راس ساعت 16 آغاز به کار کرد.

بنام قدرن مطلق الله
سخنان استاد:
سلام دوستان معرفت هستم یک مسافر
در ابتدا از خداوند تشکر می کنم ، که در این جایگاه هستم و از نگهبان و دبیر بزرگوار هم ممنونم
در خصوص دستور جلسه وادی یازدهم چشمه های جوشان و رودهای خروشان همه به بحر و اقیانوس میرسند.
این وادی یک پیامی را دارد مطرح می کند ، که همان سرپیچی شیطان از فرمان خداست وانشعابی صورت می گیرد و یک سری صحبت ها و یکسری دیالوگ ها دارد که اگر خوب دقت کنیم به این دیالوگ ها، می فهمیم که راه زندگی کردن و زیستن و چگونه زیستن را دارد به ما یاد می دهد، از لقمان پرسیدند، ادب از که آموختی گفت از بی ادبان،در این وادی پیام هایی می باشد و این پیام ها پیام هایی هستند که اگر دقت کنیم و انجامش دهیم راه چگونه زیستن و رسیدن به کمالات و ترقی خودمان می باشد را در همان دیالوگ ها به راحتی می توانم پیدا کنم، و آنجا اهریمن به یارانش می گوید که انسان اختیار داده شده است، یعنی منه معرفت وقتی که می آیم می توانم دو راه را انتخاب کنم یا راه ارزش ها را بروم یا راه ضد ارزش ها را و تاریکی ها را یا روشنایی ها را طی کنم یا تاریکی ها را در پیش بگیرم این در اختیار خودم می باشد.
و به این اختیاری که به من داده شده است، شدیدا" تاکید شده است و احترام بهش می گدارم حتی اهریمن نمی تواند در این اختیار من دست ببرد، فقط می تواند به من القاء کند و پیشنهاد بدهد،من وقتی آمدم مواد مصرف کردم درست است یک کار اهریمنی و ضدارزشی بود، ولی همان اهریمن یا شیطان یا نیروهای منفی چاقو را نگذاشت روی گردن من که حتما" باید این کار را انجام دهی، پیشنهادش را داد و آن اختیاره که من داشتم باعث شد که بجای اینکه یک راه خود و ارزشی را طی کنم آمدم وارد مواد شدم و آنجا باز اهریمن تاگید می کند، می گوید که یک یکسری قوانینی را خداوند به انسان یاد داده است، که اگر آن قوانین را انسان بتواند پیاده کند در زندگی اش هیچ موقع جزو یاران ما نیست، یعنی نه مواد مصرف می کند و نه کارهار ضد ارزشی را انجام می دهد.
آن راههایی که کمالش را در پیش می گیرد، حالا باز دوباره می آید اینجا می گوید که ما نمی توانیم این قوانین را از بین ببریم یا نابودش کنیم ولی می توانید مخدوشش کنیم حالا قوانین چه چیزهایی را می گوید، خیلی چیزها را رشوه نگیر، دروغ نگو، مواد مخدر مصرف نکن، خمر مصرف نکن، و...خیلی چیزهای دیگر، ولی من آمدم از آن قسمت مخدوش آن قوانین استفاده کردم یعنی پیشنهادی که به من داد مخدوشش کرد قانون را نمی توانست از بین ببرد یا عوض کند، معمولا" ما کنگره یعنی این عقیده را دارد که هیچ کار ضدارزشی صورت نخواهد گرفت، مگر آنکه لباس تقوا تنش کنیم.

من الان می آیم مثلا" می خواهم ربا بکنم، یا رشوه بگیرم، در وهله ی اول اسمش را نمی گذارم رشوه یا اسمش را نمی گذارم ربا، می گویم اسکونت می گیرم، پس اینجا این قانون مخدوش شده است، و اسم ربا از رویش برداشته شده است و آمد شد اسکونت.
یا رشوه را مثلا" می گویم، پول چایی دارم می گیرم، یا شیرنی دارم می گیرم ،دیگر آن رشوه از روی کارم برداشته شد، همین نکته ی ظریف باعث شد که موضوع کلا" عوض شود حالا ما هم برای مواد مخدر مصرف کردنمان این قانون را آمدیم مخدوش کردند برایمان و من هم زمینه اش را داشتم و استفاده کردم و تا عمق تاریکی ها رفتم و رفتنم خیلی آسان و لذت بخش و همراه با خوشی بود و یک مسیری است که به راحتی طی می شود اما برگشتن از این مسیر سخت و دشوار می باشد کلا" تمام انسان ها آموزش گرفتن برایشان سخت می باشد هزاران اما و اگر انسان درونش می آورد که بپیچاند این مسائل را حالا می آیم، در این وادی برای اینکه این چشمه ی جوشان و آب خروشان برسم طبیعت را در نظر می گیرم، چشمه در طبیعت اینگونه است که وقتی شرایط جغرافیایی در طبیعت درست باشد ،دو عامل باعث می شود که آن چشمه جوشان شود، یکی منابع آبی می باشد باید وصل شود به یک منبع آبی عظیم که همیشه آب داشته باشد و یکی اختلاف پتانسیل می باشد، یعنی آن انرژی که باعث می شود که آب در دهانه ی چشمه همیشه بجوشد زیرا طبیعت مادر همه ی ما می باشد این وادی می آید به من می گوید که اگر من بخواهم چشمه ی جوشان و رودی خروشان شوم عین همان چشمه دوتا عامل دارد که باید منایع اطلاعاتی قوی ای داشته باشم و از آن ور هم اختلاف پتانسیل داشته باشم یعنی در خودم انرژی ایجاد کنم حالا انرژی ای که در کنگره من می توانم برای خودم ایجاد کنم از طریق تغییر جایگاه برای من به دست می آید.
من الان به عنوان مثال یک سفر اولی می باشم و دارم شربت می خورم و روزی 15.5 سی سی شربت می خورم و 21 روز این پله را طی می کنم وقتی رسیدم به پله ی 13.5 سی سی این یک اختلاف پتانسیل در من به وجود می آورد و یک انرژی در من به وجود می آورد چون جایگاهم را تغییر دادم و به دادنه انرژی و گرفتن انرژی در انسان لذت و پتانسیل ایجاد می کند.
تا 21 روز من این انرژی را دارم حالا من بیایم پله ی بعدی را استفاده کنم و بیایم روی 10.5 سی سی دوباره یک انرژی دیگر می گیرم، برای پله ی بعدی اما اگر بیایم در همین پله خراب کاری کنم، یا بیایم بچای 10.5 سی سی مثلا 12 سی سی بخورم و گوشه به حرف راهنمایم نباشم، دوباره یک انرژی می گیرم ولی این انرژی انرژیه منفی می باشد و عاقبتش رسیدن به شوره زار و گنداب و فساد می باشد و من را به سمت تباهی می برد، پس این وادی به من یاد می دهد برای اینکه من بخواهم این انرژی پتانسیل را در خودم به وجود بیاورم باید در خودم تغییر جایگاه دهم.
کلیه ی وادی ها می آیند و به ما آموزش می دهد، ما ده وادی را پشت سر گذاشته ایم ..از تفکر گرفته است، تا وادی دهم تغییر صفت انسان،اگر من یک گوشه ی کوچکی این وادی ها را به درستی انچام دهم مطمعنن به آن چشمه ی جوشان و رود خروشان تبدیل خواهم شد و اگر عکس این کار را انجام دهم به همان شوره زار و باتلاغی که آقای مهندس اشاره می کند خواهم رسید.حالا برای اینکه من بخواهم یک چشمه ی جوشان شوم طبیعت را باید الگو قرار دهم، ما تمام کارهایمان از روی طبیعت می باشد مثل خوابمان غذا خوردنمان و...ما برای به موقع خوابیدنمان، اگر الگویمان را از طبیعت بگیریم می بینیم که هوا که تاریک شد دیگر صدای پرنده نمی آید هیچ پرنده ای پرواز نمی کند از آن یاد بگیرم که کی بخوابم و کی بیدار شوم از زمین یاد بگیرم که تولید را از خورشید بخشش را یاد می گیرم وقتی این طبیت را من الگو قرار دهم مطمعنن به بی راهه نخواهم رفت طبیعت مادر هستی می باشد.وقتی که من به طبیعت نگاه کنم مطمعنا" در نظم و کارهای طبیعت یک برنامه ریزیه دقیقی قدرت مطلق ایجاد کرده است که هیچ وقت اشتباه نمی کند پس اگر من بیایم از روی طبیعت کارهایم را انجام دهم و چشمه ی جوشان و رود خروشان شوم و پشت وانه ی آن خروشان بودن را داشته باشم یعنی آن منابع اطلاعاتی را داشته باشم مطمعنا" به اقیانوش خواهم رسید که در وادی اشاره کرده است.
از اینکه به حرفهای من گوش کردید سپاسگذارم.
محمدرضا
كنگره 60 تشکیلات تحقیقاتی مستقلی میباشد که به منظور رهايي معتاديني كه همواره خواستار رهایی از دام اعتياد بوده اند و راه حل منطقي براي درمان خود پيدا نكرده اند تشكيل گرديده است اين كنگره بر اساس اصل پذيرفته شده كمك يك فرد رها شده از اعتیاد به فرد در حال مصرف مواد مخدر یا معتاد متشكل شده است . اساس كار ما بر مبناي محبت ، عقل و ايمان است . در جلسات هر عضو راجع به تجربه و دانش خودش در مقوله اعتياد سخن مي گويد و از نصيحت كردن پرهيز مي نمايد ما به هيچ گروهی وابسته نيستيم و از نظر مالي به خود متكي مي باشيم و مي توانيم حامياني داشته باشيم و حامیان می توانند در اجرای اهداف کنگره 60 نقش بسیار سازنده ای داشته باشند .